به نام قدرت مطلق الله

کارگاه آموزش لژیون نهم با استادی همسفر حدیث و دبیرمجازی همسفرمرضیه خلاصه سی دی دو راهی با حضورهمسفران عزیزآغاز به کار نمود.

سرما و یخبندان نماد همسفران و مسافرهایی هست  چون دو راهی هست ، جاده ای لغزنده هست و سرمای 60درجه زیر صفر هست .


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 30 تیر 1399 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام مهربان بی همتا

کارگاه آموزشی مجازی لژیون نهم با استادی همسفر حدیث و دبیری مجازی همسفر مرضیه خلاصه سی دی کاروان با حضور همسفران عزیز دیگر آغاز کار به نمود.

 

مرگ پایان زندگی نیست چون جاری هستیم از جایی انشعاب یافته ایم و سپس به همانجا انشعاب پیدا میکنیم . وقتی این رو می آموزیم یعنی نتیجه تک تک عملکردهای ما به خودمون برمیگرده  پس شادباشید  ولبخند رو همه جا پخش کنید و انسان مثمرثمری باشید.


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 30 تیر 1399 | 12:49 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام مهربان بی همتا

دوشنبه مورخ26 بهمن ماه 1398  کارگاه آموزشی مجازی لژیون نهم به استادی خانم حدیث و دبیری همسفر هستیخلاصه سی دی عشق و ایمان 2 با حضور همسفران عزیز در ساعت 15:00آغاز به کار نمود.


باور داشتن و ایمان داشتن مثل عقابی میمونه که تشبیه ایمان وباور مثل دو بال پرواز برای انسان هستش 
 واگر بخواهیم تو زندگیمون مثل عقاب باشیم قوی و تیزبین ، پرقدرت ، پرشتاب باید ایمان و  باورمون قوی باشه



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1398 | 09:56 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

ا


یمان، تجلی نور خداوند در انسان است. روح خداوند در ما دمیده شده و همه ما جزئی از خداوند هستیم. خداوند مثل خورشید نورش را به همه جا می‌تاباند و به فکر باز پس گرفتن هم نیست.تجلی نور خداوند در انسان یعنی صفات خداوند در انسان متجلی می‌شود.
کسی که ایمان دارد یعنی تجلی صفات خداوند در انسان؛ خداوند بخشنده است و کسی که ایمان دارد بخشنده است؛ خداوند مهربان است و کسی که ایمان دارد مهربان است؛ خداوند الیم است و کسی که ایمان دارد الیم است؛ خداوند تواناست و کسی که ایمان دارد تواناست؛
صفات خداوند در انسان نهفته شده که برای خداوند مثل اقیانوس است که حدی هم ندارد اما برای انسان مثل یک قطره است که یک حدی دارد.
ایمان یعنی اعتقاد داشتن به خودش، به انسان‌ها، به خانواده، به جوامع بشری، به حیات، به راستی، درستی، صداقت، مهر، محبت.

سیستم هستی و الهی به این صورت است که کسی در سیستم هستی در حرکت است مثل یک آب زلال است و تمام مراتع و بوستان‌ها از این رودخانه آب بر می‌دارند و به انسان‌ها و حیوانات حیات می‌دهد و از آبش کم نمی‌شود و همیشه پر آب تر، زلال تر و شفاف تر و نیرومندتر هستند چون می‌دهد. انسانی که نمی‌دهد مثل یک برکه یا یک استخر یا حتی یک دریاچه است که تکان نمی‌خورد. وقتی آب ثابت بود، لجن می‌شود.
ایمان فقط این نیست که شما سفره بیندازید و دعا کنید. ایمان آن چیزی است که شما از عصاره جانتان بدهید. کسی که ایمان داشته باشد تمام خوبی‌ها و زیبایی‌هایی که در وجودش هست را سعی می‌کند به بقیه انسان‌ها بدهد. اگر عصاره جانش را بدهد، مرتب پرتر می‌شود. کسی که عصاره جانش را داد، ایمان دارد و عاشق است و همیشه ظرفش پر است و پرتر می‌شود. در هستی نمی توانی جوری باشی که ندهی و بگیری. کسی نمی‌تواند بگوید من ایمان دارم ولی از عصاره جانم و مالم نمی دهم، حتی اگر بنشیند هزار رکعت نماز بخواند یا بالاترین عبادت‌ها را انجام بدهد.


عبادت به جز خدمت خلق نیست               به تسبیح و سجاده و دلق نیست


وقتی از عصاره جانش نمی‌دهد و از مالش نمی‌دهد، حالش خراب می‌شود. یک دوستی می‌گفت ریشه تمام بیماری‌ها از بی‌ایمانی است. همه چیز را برای خودش می‌خواهد و برای خانواده خودش می‌خواهد. اگر سیب سرخی بود برای خودش یا خانواده‌اش می‌خواهد. اگر سیب گندیده‌ای بود، سیب گندیده را مثلاً به دوستش در راه خدا می‌دهد!
کسی که ایمان داشته باشد، وارد عمل بشود، قضیه خیلی فرق می‌کند؛ در حرف ایمان ما از همه بالاتر است!
وقتی از صراط مستقیم خارج شدیم به مرحله‌ای می‌رسیم که دست به طلا بزنیم، خاکستر می‌شود.کسانی که ایمان دارند کمتر مریض می‌شوند؛ خداوند را قبول دارند و توکل می‌کنند. کسانی که ایمان ندارند، خیال می‌کنند توکل می‌کنند.
سیستم خلقت طوری است که باید دوست داشته باشی تا دوستت داشته باشند؛ باید بدهی تا بدهند؛ شما نکاشته نمی توانی درو بکنی. یکی از بدبختی‌های انسان‌ها این است که نکاشته می‌خواهند درو بکنند و هیچ بذری را نکاشتند و می‌خواهند درو کنند. یک چیزی را باید بکاری. حالا اگر حنزل کاشتی، حنزل بر می‌داری؛ اگر زهرمار بکاری، همان را بر می‌داری. یک موقع هیچ‌چیزی نمی کاری، قطعاً هیچ‌چیزی برداشت نخواهی کرد. یک زمین‌داری 20 هکتار و هیچ‌چیز در آن نمی کاری؛ بغلیت می کارد و او که کاشت از یک تخم، 70 تخم برداشت می‌کند. یک دانه گردو زیرزمین می کارد و چندین سال نگهداری می‌کند و بعد سالی 50 هزار گردو به او می‌دهد. او هم که نکاشته هیچ‌چیزی نیست فقط ممکن است در مزرعه‌اش یک سری بوته و خار باشد.کسی ایمان دارد که می کارد.
اگر در قسمت ایمان، آمدی کاشتی به حساب برداشت محصول، به تو محصول نمی‌دهد؛ یعنی من این 10 تومان را کمک می‌کنم که 100 تومان به من کمک بشود؛ یا این کار را انجام دادی برای تفاخر؛ جواب نمی‌دهد. این قضیه باید بلاعوض باشداگر بلاعوض باشد، آن موقع جواب می‌دهد. وقتی از عصاره جانت، فکرت، اندیشه‌ات، پولت، برای اینکه انسان‌های دیگر را خوشحال کنی و مشکلشان حل بشود، دادی ولی انتظار برگشتش را نداشتی، آن موقع به تو محصول می‌دهد. یعنی تو خدماتت را انجام بدهی و انتظار برگشتش را نداشتی. پس این شعبده هم در آن هستبرای همین می‌گویند عشق بلاعوض. ایمان کسی دارد که کاری انجام می‌دهد بلاعوض است و انتظار ندارد.
ایمان از امنیت می‌آید و کسانی که ایمان دارند در آسایش و امنیت هستند.
کسی که ایمان داشته باشد می‌داند که یک حکمتی هم هست، یک توکلی هم هست، یک رضایی هم هست. کارش را می‌کند و می‌گوید خدا کریم است و فعلاً که داریم می‌خوریم و می‌گوید:

خدا گر زحکمت ببند دری               ز رحمت گشاید در دیگری


باز هم برایش وجود دارد. پس آن‌هایی که ایمان ندارند همه چیز در اختیارشان هست و استفاده می‌کنند ولی تردید و شک دارند و به صورتی خودش را بروز می‌دهد مثل انواع و اقسام بیماری‌ها؛ مثل انواع سرطان‌ها؛ چون تکیه‌گاهی ندارد و آرمانی ندارد و یک پشتوانه ندارد و مثل کسی است که در دریایی دارد غرق می‌شود و جایگاهی ندارد.
درون تو و افکار تو و اندیشه تو است که این‌ها را به وجود می‌آورد. می توانی زاویه دیدت را عوض کنی. صد دفعه    می روی به دیوار بسته می‌خوری، این را عوض کن.
در مقابل خدماتی که به شما می‌شود، شما چه کارکردید؟
باید یک چیزی بکارید تا برداشت کنید. نمی‌کارید، برداشت




تاریخ : شنبه 24 اسفند 1398 | 05:53 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

حضور دستیار دیدبان محترم کنگره60، همسفر مرجان در نمایندگی میرداماد اصفهان، سعادتی شد تا گفت‌و‌گوی صمیمانه‌ای با ایشان داشته باشیم؛ توجه شما بزرگواران را به این مصاحبه جلب می نماییم.

چگونه یک سفر اولی می‌تواند از تر سهایش عبور کند؟

این البته طبیعی است که یک سفر اولی ترس داشته باشد. برای همه شاید این تر سها وجود داشته. چیزی که مهم است این است که باید ریشه این ترس پیدا شود. یکی از آن‌ها ممکن است به خاطر تجربه‌های گذشته باشد. چون قبلاً درمان اعتیاد را تجربه نکرده‌اند به این قضیه باور ندارند. به نظرم باید خودشان را به دست موج بسپارند و فرمان‌بردار باشند. چون این ترس بازدارنده است و نتیجه‌ای از آن عاید نمی‌شود به‌جز ماندن و دست‌وپا زدن. در درجه دوم این تر سها ممکن است ریشه در خشم و نفرت  آن‌ها داشته باشد. همان‌طور که آقای امین می‌فرمایند در این مورد باید از طریق آموزش‌های جهان‌بینی آن‌ها را حل کرد


به نظر شما استارت کار در جهان‌بینی چیست؟

به نظر من "توجه" است. هرلحظه و در هر عملی که انجام می‌دهیم بدانیم داریم چه می‌کنیم، با چه حسی انجام می‌دهیم، برای چه انجام می‌دهیم؟ .... ریشه‌ها و گره‌ها را پیدا کنیم و بر اساس آنچه در جهان‌بینی آموختیم حرکت کنیم.

من به‌عنوان راهنما چگونه می‌توانم جرقه خدمت و محبت بلاعوض را در رهجو ایجاد کنم؟

به نظر من راهنما نباید در این راستا فعالیتی انجام بدهد. تنها کافی است خدمتی را که در حال انجام است به‌درستی انجام بدهد. آقای امین می‌فرمایند اگر بر اساس خواسته‌های معقولمان خدمت کنیم اعتمادبه‌نفس، آرامش و سازندگی و برکت به وجود می‌آید. و به نظرم همه این‌ها موج و انرژی خوبی دارد که خواه‌ناخواه به رهجو منتقل می‌شود و کار خودش را انجام می‌دهد. اگر بخواهیم رهجو را به‌زور تشویق به خدمت بکنیم همان رهجو می‌شود خدمتگزاری که نسل بدی را در آینده تربیت خواهد کرد. همه‌چیز به کیفیت حس در کاری که انجام می‌دهیم دارد و با تمام خصوصیاتش قابل‌انتقال هست. هر کس نیاز داشته باشد به آن خدمت حس ما را دریافت می‌کند.

در این دورانی که در کنگره خدمت کرده‌اید آیا چالشی به‌غیراز اعتیاد را تجربه کرده‌اید؟ با این مشکل چگونه برخورد کرده‌اید؟

بله خیلی زیاد. به قول فرمایش آقای مهندس زندگی بدون مشکل وجود ندارد. تمام تلاشم بر این بوده که ازآنچه از اساتیدم یاد گرفته‌ام و در منابع آموزشی هست استفاده کنم. بیشترین تمرکزم را هم بر روی وادی اول گذاشته‌ام.

لطفاً از حس و حال درونی‌تان در مورد تجلیل رهجویتان برایمان بگویید.

من خیلی به خانم مریم تبریک می‌گویم و امیدوارم از تمام آنچه را که در طول دوره خدمت کمک راهنمایی‌شان آموختند مراقبت کنند و به عمل به آن‌ها ادامه بدهند. بسیار زیباست که در کنگره انسان‌هایی را می‌بینیم که خدمتگزارند و فقط به فکر آبادی کشتزار خودشان نیستند. و بسیار خوشحالم که امروز خانم مریم را در زمره خدمتگزارانی می‌بینم که فقط مصرف‌کننده نبوده‌اند و رهجویان خدمتگزار هم تربیت‌کرده‌اند و از خودشان نشانی به‌جا گذاشته‌اند.

از شما و همه اعضا این نمایندگی سپاسگزارم و خوشحالم که توفیق داشتم در خدمت شما باشم.

 
از دستیار دیدبان محترم سرکارخانم مرجان عزیز بی‌نهایت سپاسگزارم که وقت باارزش خودشان را در اختیار ما گذاشتند. بهترین هارا برای این بزرگوار آرزومندیم


تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1398 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات


به نام او سکوت قلم وبغض گلو را شکستن چه زیباست 

نامه ای از طرف اعضای لزیون هشتم 

من بر دستی بوسه می زنم که گرمای عشقش کالبد یخ زده ام را به زندگی دعوت کرد من بر ان شانه ای تکیه می کنم که درخشندگی اش رااز ماه وسعتش را از دریا و استواریش را از کوه اموخته باشد.
راهنمای خستگی ناپذیرم چند روزی است بغض کهنه ای مهمان گلویم شده است وگذشته همانند یک فیلم از جلوی چشمانم رد می شود به قلم وکاغذ پناه می برم خواستم از تو بنویسم ام خزانه وازه ها را در وصف تو اندک دیدم.
با اینکه چند سالی بیش نیست که شما را می شناسم اما ماک قلبمان شدی راهنمای خوبم اسمت چهار حرف داره اما رسم و مرامت حرف نداره چرا که اغوشت پناه امن گریه ها وبغض هایم بود .برای من نفس مسیحایی وجذبه نگاهت مرا از خواب عمیق غفلت بیدار کرد.داشتی تن مرده ویخ زده ام را جان تازه بخشیدی دستانم را گرفتی با اینکه من قدرت نداشتم روی پاهایم بایستم مرا راه رفتن اموختی ومسیر درست را نشان دادی برای من ید ابراهیمی داشتی همان طور که خلیل خدا اتش نمرود را گلستامن کرد زندگی اتش گرفته ام را که مسافرم را به کام مرگ می برد به گلستان تبدیل کردی چگونه می توانم نگویم وننویسم مگر خودت به ما یاد ندادی که اگر قدر داشته هایمان را ندانیم از ما گرفته خواهد شد همان طور که مولای متقیان علی فرمودکسی که به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده ی خود کرده است پس چگونه در مقابل شما که به ما زندگی دادی تعظیم نکنیم واما امروز 14-11-1398 خانم زهره عزیزم می بینید که درختی که کاشتید اینک میوه داده است وعشقی که در دلها یخ زده ی ما کاشتید اکنون باردار شده وشعاع اضافه کرده است.همه ما تمام قد در مقابل عظمت شما سر تعظیم فرو می اوریم وبرایتان ارزوی بهترین ها را داریم.




تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 11:23 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

جلسه دوم از دور بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی هم‌سفران نمایندگی شیخ بهایی با استادی هم‌سفر مهین و نگهبانی هم‌سفر الهام و دبیری هم‌سفر مهری با دستور «OT » و «تقدیر و تشکر از کمک راهنما هم‌سفر زهره» روز دوشنبه 14 بهمن‌ماه 1398 ساعت 15 برگزار شد.

در این کارگاه آموزشی مراسم تقدیر و تشکر از کمک راهنمای محترم همسفر زهره برگزارشد. استادمحترم خانم مهین فرمودند: خداوند توفیق خدمت به انسان‌ها را به هرکسی عطا نمی‌کند اگر توانستیم امروز دست کسی را بگیریم، اگر توانستیم غمی از دل کسی برداریم، اگر توانستیم باری از روی دوش کسی برداریم، این خدمات خیلی ارزشمند است...

ادامه مطلب
ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام مهربان بی همتا

دوشنبه مورخ 7 بهمن ماه 1398 به استادی کمک راهنما حدیث و دبیری همسفر هستی  کارگاه آموزشی خلاصه سی دی پای شکسته با حضور همسفران عزیز دیگر راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.



پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است تا وقتی تغییر ایجاد نشه هیچ فرقی تو زندگیتون نمی کنید تا زمانی که من تغییری نکنم رهجوهام تغییری نمی کنند تا زمانی که من تغییر نکنم  رفتارم با مسافرم تغییر نمیکنه هیچ چیزی در هستی بدون تغییر ، تبدیل، ترخیص صورت نمیگیره تا زمانی که شرایط به همین منواله حال دلمان خوب نمیشه


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1398 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام مهربان بی همتا

دوشنبه مورخ 30دی ماه ۱۳۹۸  لژیون همسفران وادی عشق به استادی خانم حدیث و دبیری همسفر هستی با دستور جلسه عمومیسی دی بیکران 1و2 با حضور همسفران عزیز در ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.


 

 آقای مهندس همیشه میگه زندگی عین رودخانه جاریه و اینکه یه بچه ای یه پاره سنگ پرت میکنه  تو آب و آب شروع میکنه به حرکت کردن و خروش داشتن وبعد دوباره جاری شدن درمورد مشکلات هم همینطورکه وقتی مشکل میاد عین سنگ ریزه میاد ، عین کلوخ میاد  ،عین سنگ بزرگ میاد ،عین درخت میفته اصلا نمیذاره تو جریان داشته باشی ولی نهایتش توباید ادامه بدی وحرکت کنی که تو نباید سکون داشته باشی آدم های که تو اوج مشکلاتشون ایمان داشته باشن و معتقد باشن به این که من میتونم مشکلمو حل کنم و این مشکل حل میشه خب واقعا خوب میگذره و مشکلتو پذیرفتی و حلش میکنی  و زمان میدیم بهش تا اون موضوع حل بشه ولی اگر حسم خراب شد همه چیز خراب میشه و وقتی حسات خراب شد فکرهای بد میاد حس های بد میاد وایمان من ازبین میره و نقشی نداره و همش دنبال اینم که با کی حرف بزنم چیکاربکنم الان این دعانویس کارمون حل میکنه  یعنی تمام انرژی من به هدرمیره وانرژی برای سازندگی ندارم واین ها را میایم یاد میگیریم میگه حس تنوع داره درخت ها حس دارند مثل یکی بچه ها میگفت که من با گل هام حرف میزنم و اون ها بهتر رشد میکنند چرا چون اون درک کرده که اونها حس دارن و حتی حیوانات وگیاهان


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1398 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام وادی عشق




ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1398 | 11:37 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام مهربان بی همتا

امروز دوشنبه مورخ شانزده دی ماه ۱۳۹۸  لژیون همسفران وادی عشق به استادی خانم حدیث و دبیری همسفر هستی با دستور جلسه سی دی گمگشته" با حضور همسفران عزیز در ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

 

 

 

زمانی که با مشکلات مواجه میشیم به یه مرحله خطرناکی میرسیم که ممکن یه عکس العمل  خطرناک درمواجه با اون مشکلات که روبرو هستیم انجام بدیم این میشه نقطه آشوب


 


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1398 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات

به نام قدرت مطلق الله

 

 

 

 مسافرم به رهایی رسید گل زیبای رهایی را از دستان پرمهر آقای مهندس گرفتن اون روز چه روز معنوی بود انگارخدا کنارم نشسته بود انگار دستاش تو دستم بود انگارمی گفت هانیه تموم شد غصه هات زجرها، مریضی ها ،تشنج ها ، بیمارستان  و دارو های اعصاب ،دعا نویس ها برای خوب شدنت و تنهایی ها 


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1398 | 11:11 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام قدرت مطلق الله
جلسه هشتم، از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی مجازی همسفران کنگره 60 نمایندگی میرداماد با استادی، همسفر هستیروز شنبه 21دی 1398 ،با دستور جلسه "هفته همسفر(جشن)"به منبرگزار گردید.




 همسفر:علم و دانشی که باگذشت زمان در طول سفرت در کنگره ۶۰ آموختی را کاربردی کردی و توانستی بال پرواز مسافرت شوی تا باهم به اوج برسید.

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 27 دی 1398 | 11:42 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
به نام یگانه هستی بخش الله

"هفتمین" جلسه از دور "هفدهم" سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی میرداماد روزهای پنجشنبه به تاریخ دوازدهم دیماه 1398" با استادی کمک راهنمای محترم مسافر "امیر" و نگهبانی مسافر "مجید" و دبیری مسافر"محمد مهدی" با دستورجلسه"جهان بینی در ورزش" ،همچنین تولد یکمین سال  رهائی مسافر " مهدیراس ساعت هفده آغاز به کار نمود .


مابایدباحس خوب ورزش کنیم اگر حس بردن داشته باشیم حتی اگر برنده هم بشویم آن نتیجه‌ی به‌دست‌آمده مطلوب نیست


باحال بسیار خراب و مصرف قرص ب 2 وارد کنگره شد ولی سفر خوبی داشت سی دی هارامی نوشت.

ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 22 دی 1398 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات


به نام آفرینش بی همتا

روز پنج شنبه 98/10/12 اولین سال رهایی 

مسافر محترم مهدی و همسفر عزیز هانیه

را با شور و شکوه فراوان جشن می گیریم.

تا خدا هست،

هیچ لحظه ای آنقدر سخت

نمیشود که نشود تحملش کرد!

شدنی ها را انجام ده و

تمام نشدنی هایت را به 

خدا بسپار...                                 



تاریخ : سه شنبه 10 دی 1398 | 09:01 ق.ظ | نویسنده : همسفر حدیث | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات