پایگاه اشعار محمدی
شعر درباره پیامبر حضرت محمد (ص)


این قصیده را حرزالحجاز خوانند در کعبه علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آورده

 

 

 

 

شبروان چو رخ صبح آینه سیما بینند

کعبه را چهره در آن آینه پیدا بینند

گر چه زان آینه خاتون عرب را نگرند

در پس آینه رومی زن رعنا بینند

اختران عود شب آرند و بر آتش فکنند

خوش بسوزند و صبا خوشدم از آنجا بینند

صبح دندان چو مطرّا کند از سوخته عود

عودی خاک ز دندانش مطرّا بینند

صبح را در رداء سادهٔ احرام کشند

تا فلک را سلب کعبه مهیا بینند

محرمان چون رداء صبح در آرند به کتف

کعبه را سبز لباسی فلک آسا بینند

خود فلک شقهٔ دیبای تن کعبه شود

هم ز صبحش علم شقهٔ دیبا بینند

دم صبح از جگر آرند و نم ژاله ز چشم

تا دل زنگ پذیر آینه سیما بینند

نم و دم تیره کنند آینه، این آینه بین

کز نم گرم و دم سرد مصفا بینند

ز آه سبّوح زنان راه صبوحی بزنند

دیو را ره زدن روح چه یارا بینند

بشکنند آن قدح مه تن گردون زنار

که به دست همه تسبیح ثریا بینند

اختران از پی تسبیح همه زیر آیند

کآتش دل زده در قبهٔ بالا بینند

نیک لرزانند از مؤذن تسبیح فلک

اخترانی که چو تسبیح مجزا بینند

خوش دمان آن ردی صبح بشویند چو شیر

کآن ردا جامهٔ احرام مسیحا بینند

نه نه مشتاقان از صبح و ز شام آزادند

که دل از هر چه دورنگی است شکیبا بینند

صبح و شام آمده گل گونه رخ و غالیه فام

رو که مردان نه بدین رنگ، زنان وابینند

صبح صادق پس کاذب چکند بر تن دهر

چادر سبز درد تا زن رسوا بینند

ز آبنوس شب و روز آمده بر رقعهٔ دهر

دو سپه کالت شطرنجی سودا بینند

لعب دهر است چو تضعیف حساب شطرنج

گر چه پایان طلبندش نه همانا بینند

کی کند خاک در این کاسهٔ مینای فلک

که در او آتش و زهر آبخور ما بینند

غلطم خاک چه حاجت که چو اندر نگرند

همه خاک است که در کاسهٔ مینا بینند

خاک خواران ز فلک خواری بینند چو خاک

خاک بر سر همه را هیچ مگو تا بینند

بگذریم از فلک و دهر و در کعبه زنیم

کاین دو را هم به در کعبه تولّا بینند

ما و خاک پی وادی سپران کز تف و نم

آهشان مشعله دار و مژه سقّا بینند

ها ره واقصه و قصّهٔ آن راه شویم

که ز برکه‌ش بَرکه برکۀ سینا بینند

بادیه بحر و بر آن بحر، چو باران ز حباب

قبهٔ سیم زده حلّه و احیا بینند

از خفاجه به سر راه معونت یابند

وز عرینه به لب چاه مواسا بینند

گرمگاهی که چو دوزخ بدمد باد سموم

تف باحورا چو نکهت حورا بینند

قرصهٔ شمس شود قرصهٔ ریوند ز لطف

بهر تفته جگران کافت گرما بینند

چرخ نارنج صفت شیشهٔ کافور شود

که ز انفاس مریدان دم سرما بینند


 ادامه این شعر را در پایین همین پست , با کلیک کردن
روی سطر آبی رنگ زیر , بخوانید :


ادامه مطلب را با کلیک بر اینجا بخوانید

طبقه بندی: خاقانی شروانی،
برچسب ها: شعر خاقانی، شعر خاقانی شروانی، شعر خاقانی درباره پیامبر (ص)، شعر خاقانی درباره حضرت محمد (ص)،
[ سه شنبه 7 مرداد 1399 ] [ 04:56 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

 

بسمه تعالی 

ابوالمعانی عبدالقادر بیدل دهلوی از ستارگان ادبیات فارسی  و از عارفان و فیلسوفان نامی در

قرن یازدهم هجری قمری ,  در عصر پادشاهی گورکانیان به دنیا آمد .

رباعیات بیدل دهلوی از گنجینه های شعر فارسی است . سروده بیدل دهلوی در مدح

حضرت محمد (ص) را می خوانیم :

 


 خواجه







آن آینۀ قدرت ذات یکتا
آن جوهر ایجاد صفات و اسما
در غیب اَحَد است و در شهادت احمد
این است رموز ِ خواجۀ هر دو سرا







طبقه بندی: بیدل دهلوی،
برچسب ها: شعر، حضرت محمد، پیامبر، بیدل، بیدل دهلوی،
[ چهارشنبه 30 خرداد 1397 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]


 بسمه تعالی

استاد حکیم جمال الدین الیاس بن یوسف متخلص به نظامی گنجوی از ستارگان ادبیات فارسی در قرن ششم هجری است . نظامی گنجوی صاحب هفت مثنوی گرانسنگ و ماندگار است . و مثنوی لیلی و مجنون ایشان زمزمه قلب عاشقان ایران و جهان می باشد . سروده نظامی گنجوی در وصف حضرت محمد امین (ص) را می خوانیم :





شبی کآسمان مجلس افروز کرد


شب از روشنی دعوی روز کرد


سراپرده هفت سلطان سریر


برآموده گوهر به چینی حریر


سرسبزپوشان باغ بهشت


به سرسبزی آراسته کار و کشت


محمد که سلطان این مهد بود


ز چندین خلیفه ولیعهد بود


سرنافه در بیت اقصی گشاد


ز ناف زمین سر به اقصی نهاد


ز بند جهان داد خود را خلاص


به معشوقی عرشیان گشت خاص


بنه بست از این کوی هفتاد راه


به هفتم فلک بر زده بارگاه


دل از کار نُه حجره پرداخته


به نُه حجرۀ آسمان تاخته


برون جسته از کندۀ چاربند


فرس رانده بر هفت چرخ بلند


براقی شتابنده زیرش چو برق


ستامش چو خورشید در نور غرق


سهیلی بر اوج عرب تافته


ادیم یمن رنگ ازو یافته


بریشم دمی بلکه لؤلؤ سمی


رونده چو لؤلؤ بر ابریشمی


نه آهو ولی نافش از مشگ پر


چو دندان آهو برآموده در


از آن خوش عنان‌تر که آید گمان


وز آن تیز روتر که تیر از کمان


شتابنده‌تر و هم علوی خرام


ازو باز پس مانده هفتاد گام


به عالم گشایی فرشته وشی


نه عالم گشایی که عالم کشی


به شبرنگی از شب چرا گشته مست


چو ماه آمده شب چراغی به دست


چنان شد که از تیزی گام او


سبق برد بر جنبش آرام او


قدم بر قیاس نظر می‌گشاد


مگر خود قدم بر نظر می‌نهاد


پیمبر بد آن ختلی ره نورد


برآورد از این آب گردنده گرد


هم او راه دان هم فرس راهوار


زهی شاه مرکب زهی شهسوار




طبقه بندی: نظامی گنجوی،
برچسب ها: شعر، پیامبر، حضرت محمد، نظامی، نظامی گنجوی،
[ پنجشنبه 28 دی 1396 ] [ 04:47 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]


چو زین خانقه عزم دروازه کرد


به دستش فلک خرقه را تازه کرد


سواد فلک گشته گلشن بدو


شده روشنان چشم روشن بدو


در آن پرده کز گردها بود پاک


نشایست شد دامن آلود خاک


به دریای هفت اختر آمد نخست


قدم را به هفت آب و خاکی بشست


رها کرد بر انجم اسباب را


به مه داد گهوارۀ خواب را


پس آن گه قلم بر عطارد شکست


که امی قلم را نگیرد به دست


طلاق طبیعت به ناهید داد


به شکرانه قرصی به خورشید داد


به مریخ داد آتش خشم خویش


که خشم اندران ره نمی‌رفت پیش


رعونت رها کرد بر مشتری


نگینی دگر زد بر انگشتری


سواد سفینه به کیوان سپرد


به جز گوهری پاک با خود نبرد


بپرداخت نزلی به هر منزلی


چنان کاو فرو ماند و تنهادلی


شده جان پیغمبران خاک او


زده دست هر یک به فتراک او


کمر بر کمر کوه بر کوه راند


گریوه گریوه جنیبت جهاند


به هارونی اش خضر و موسی دوان


مسیحا چه گویم ز موکب روان


به اندازۀ آن که یک دم زنند


به یک چشم زخمی که بر هم زنند


ز خر پشتۀ آسمان در گذشت


زمین و زمان را ورق درنوشت


ندیده ز تعجبیل ناورد او


کس از گرد بر گرد او گرد او


ز پرتاب تیرش در آن ترکتاز


فلک تیر پرتاب ها مانده باز


تنیده تنش در رصدهای دور


به روحانیان بر جسدهای نور


در آن راه بیراه از آوارگی


همش بار مانده همش بارگی


پر جبرییل از رهش ریخته


سرافیل از آن صدمه بگریخته


ز رفرف گذشته به فرسنگ  ها


در آن پرده بنموده آهنگ ها


ز دروازۀ سدره تا ساق عرش


قدم بر قدم عصمت افکنده فرش


ز دیوانگه عرشیان برگذشت


به درج آمد و درج را درنوشت


جهت را ولایت به پایان رسید


قطیعت به پرگار دوران رسید


زمین زادۀ آسمان تاخته


زمین و آسمان را پس انداخته


مجرد روی را به جایی رساند


که از بود او هیچ با او نماند


چو شد در ره نیستی چرخ زن


برون آمد از هستی خویشتن


در آن دایره گردش راه او


نمود از سر او قدمگاه او


رهی رفت پی زیر و بالا دلیر


که در دایره نیست بالا و زیر


حجاب سیاست برانداختند


ز بیگانگان حجره پرداختند


در آن جای کاندیشه نادیده جای


درود از محمد قبول از خدای


کلامی که بی آلت آمد شنید


لقایی که آن دیدنی بود دید





طبقه بندی: نظامی گنجوی،
برچسب ها: شعر، پیامبر، حضرت محمد، نظامی، نظامی گنجوی،
[ پنجشنبه 28 دی 1396 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]


چنان دید کز حضرت ذوالجلال


نه زآن سو جهت بُد   نه زین سو خیال

                       
همه دیده گشته چو نرگس تنش


نگشته یکی خار پیرامنش


در آن نرگسین حرف ک
آن باغ داشت


مگو زاغ کاو مُهر مازاغ داشت


گذر بر سر خوان اخلاص کرد


هم او خورد و هم بخش ما خاص کرد


دلش نور فضل الهی گرفت


یتیمی نگر تا چه شاهی گرفت  


سوی عالم آمد رخ افروخته


همه علم عالم در آموخته


چنان رفته و آمده باز پس


که نآید در اندیشۀ هیچ‌کس


ز گرمی که چون برق پیمود راه


نشد گرمی خوابش از خوابگاه


ندانم که شب را چه احوال بود


شبی بود یا خود یکی سال بود


چو شاید که جانهای ما در دمی


برآید به پیرامن عالمی


تن او که صافی‌تر از جان ماست


اگر شد به یک لحظه و آمد رواست


به ار گوهر جان نثارش کنم


ثنا خوانی چار یارش کنم


گهر خر چهارند و گوهر چهار


فروشنده را با فضولی چکار


به مهر علی گرچه محکم پیم


ز عشق عمر نیز خالی نی ام


همیدون در این چشم روشن دماغ


ابوبکر شمع است و عثمان چراغ


بدان چار سلطان درویش نام


شده چار تکبیر دولت تمام


زهی پیشوای فرستادگان


پذیرندۀ عذر افتادگان


به آغاز ملک اولین رایتی


به پایان دور آخرین آیتی


گزین کردۀ هر دو عالم تویی


چو تو گر کسی باشد آن هم تویی


تویی قفل گنجینه‌ها را کلید


در نیک و بد کرده بر ما پدید


به شب روز ما را به بی ذمتی


سجل بر زده کامتی امتی


من از امتان کمترین خاک تو


بدین لاغری صید فتراک تو


نظامی که در گنجه شد شهربند


مباد از سلام تو نابهرمند



طبقه بندی: نظامی گنجوی،
برچسب ها: شعر، پیامبر، حضرت محمد، نظامی، نظامنی گنجوی،
[ پنجشنبه 28 دی 1396 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

 بنام خدا




 شرف الدین بوصیری و قصیدۀ برده




 

در بین اشعار و قصائدی که بزبان تازی در مدح پیامبر گرامی سروده شده، قصیده برده مقامی خاص دارد، و یکی از شاهکارهای مدائح نبوی بلکه مهمترین آنها «1» بشمار می‌آید. نام این قصیده «الکواکب الدّرّیة فی مدح خیر البریّة» و گوینده آن شرف الدّین ابو عبد اللّه محمد بن سعید بوصیری شاعر بلیغ مصری است.

بوصیری‌

در سال 608 هجری در مصر بدنیا آمد و پس از عمری دراز بسال 694 یا اندکی بعد از آن در بیمارستان منصوری قاهره در گذشت.
ده سال از زندگی خود را در قدس گذراند، سپس به مدینه رفت و سیزده سال در مکّه رحل اقامت افکند و در آنجا به تعلیم قرآن اشتغال داشت.
از آن پس به مصر بازگشته در حدود سال 659 وارد خدمت دولتی شد، و نزدیک چهار سال در بلبیس شرقی بعنوان مباشر (کاتب) کار میکرد. سپس بقاهره رفت و تا آخر عمر در آنجا زیست و به تعلیم قرآن مشغول بود.
بوصیری فقیه، نویسنده، حساب‌دان و شاعر بود، امّا شهرت او در شعر و خصوصا در مدح پیامبر است. قصیده همزیّه او که در مدح پیغمبر و تاریخ دعوت اسلامی تا آخر دولت خلفای راشدین است مرکب از 458 بیت می‌باشد. قصیده برده او نیز که اینک در پیش روی شماست، عدد ابیاتش را از 160 تا 182 بیت نوشته‌اند.
بوصیری بمطالعه تورات و انجیل و تعدادی از کتب یهود و نصاری انس بسیار داشت، و آنچه را در آن کتب می‌یافت که با عقاید اسلامی مخالف بود، در قصاید خود، و نیز در تعلیقات بر آن قصاید، رد نمود.
بوصیری شاعری نکته بین و حسّاس و نقّاد بود، و در قصاید خود تصویری از اوضاع اجتماعی دوران خود را جلوه‌گر ساخته است. او از دزدی مأموران دولت، رشوه‌خواری کاتبان و خیانت قاضیان شکایت میکند. او مذاهب و ملیّتهای مختلف مصر را در سده هفتم هجری یاد کرده سپس دشمنی آنها را با یکدیگر بیان میکند. این قصائد گرچه از جهت ادبی در درجه عالی نیستند، ولی چون بیانگر اوضاع و احوال مردم مصر در آن روزگار می‌باشند، از حیث تاریخی و اجتماعی با ارزش و مهم تلقی میشوند. «2»

قصیده برده‌

این قصیده بلیغ شیوا از همان اوان سروده شدن مورد توجّه و اقبال فراوان مسلمین قرار گرفت و چنان شهرت یافت که نسخه‌های آن را در همه اقطار اسلامی چون کاغذ زر می‌بردند. با آنکه قصیده‌ای طولانی است ولی مردم آن را با رغبت حفظ نموده می‌خواندند، و بسیاری آن را همچون دعا یا مناجات نامه‌ای برای تقرب بخدا و پیامبر قرائت می‌نمودند، و هنوز صوفیان مصر این قصیده را دسته جمعی با صدای بلند و با آهنگ مخصوصی در برخی از مراسم خود می‌خوانند.
بگفته زکی مبارک اهمیت و رواج این قصیده را از آنجا می‌توان دریافت که بجز چاپهای گوناگونی که در ممالک مختلف عالم از آن شده، فقط در قاهره تا زمان تألیف کتاب «المدائح النبویة» «3» حدود پنجاه بار چاپ شده بوده است.
نسخه‌های بسیاری از آن را مانند قرآن، خطاطان بخط زیبا نوشته و تذهیب کاری می‌نمودند.
دانشمندان و ادبا نیز آن را طرف توجه قرار داده به شرح و ترجمه آن بزبانهای گوناگون پرداختند، بطوری که بگفته مؤلف المنجد تاکنون بیش از 90 شرح بزبانهای عربی و فارسی و ترکی و بربری بر آن نگاشته شده است. «4» بسیاری از ادیبان و شاعران آن را تضمین و تشطیر و تخمیس و تسبیع و تتسیع و تصدیر و تعجیز کرده‌اند. برای ملاحظه چاپهای مختلف برده و شروح و دیگر کارهائی که بر آن شده رجوع فرمائید به:
کشف الظنون چلبی، زیر عنوان «قصیدة البردة».
المدائح النبویة تألیف زکی مبارک، ص 196- 208.
و تاریخ الادب العربی تألیف عمر فروخ «5»، ج 3، ص 673- 680.


پژوهشگران ایران نیز از قدیم این قصیده را طرف توجه خویش قرار داده ترجمه‌ها و شروح فراوانی بفارسی بر آن نگاشته، یا آن را به شعر پارسی درآورده‌اند. بعضی ازین شروح چون شرح کنونی ما مختصر و بعضی دیگر چون شرح شرف الدّین علی یزدی مفصل است. برای ملاحظه شروح و ترجمه‌ها و منظومه‌های فارسی این قصیده به فهرستهای چاپ‌شده کتب خانه‌های ایران و سایر کتابخانه‌های فارسی زبان و نیز به فهرست آقای احمد منزوی رجوع فرمائید.

 

 

 

گرد آوری از :

 

شرح قصیده برده / نوشته یکی از دانشمندان سده نهم هجری؛ با تصحیح و مقدمه علی محدث



مشخصات نشر : تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی،  1361 .




طبقه بندی: سایر،
برچسب ها: شعر، پیامبر، حضرت محمد، قصیده، برده، بوصیری،
[ جمعه 27 مرداد 1396 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

کتابخانه , موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی

 

یکشنبه, 28 خرداد 1391 ساعت 21:15

 

 اشعاری درباره پیامبر بزرگوار اسلام را اینجا بخوانید




 در مدح و منقبت آخرین فرستاده خداوند، خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص)، شاعران بسیاری شعر سروده و ارادت قلبی خویش را به پیامبر اعظم در قالب زبان شعر، نشان داده اند.

در پایگاه اشعار محمدی، اشعاری از شاعران گوناگون در مدح پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) ارائه شده است. این اشعار از سوی شاعرانی چون خاقانی شروانی، ادیب الممالک فراهانی، ژولیده نیشابوری، اسعد گرگانی، موسوی گرمارودی، عطار نیشابوری، محتشم کاشانی، معلم دامغانی، حافظ شیرازی و دیگران سروده  شده است.

در جمع آوری این اشعار هم شاعران معاصر و هم شاعران قدیمی ایران زمین در نظر گرفته شده اند.

در اینجا شعر محمد حسن رهی معیری درباره حضرت محمد مصطفی (ص) را میخوانیم:

غیرت زهره بود عارضِ چون مشتریش         
 گشته خَلقی چو منِ سوخته دل ، مشتریش
پَریَش زاده و حوریشْ بپرورده به ناز                  
زهره آموخته، افسونگری و دلبریش
از بُتِ آذریش، فرق بنتوانی داد                      
نه عجب سَجده برم گر چون بُتِ آذریش
از مِیِ احمریم مست کند افزون تر                        
گر ببوسم لبِ همرنگ مِیِ احمریش
چنبری گشت مرا از غم و اندُه، بالای                       
در فراق سر زلف سیه چنبریش
سوسن تازه دمید از رخِ چون برگ گلش                
سنبل سوده بود گرد دو لاله طریش
عنبر و غالیه ز انگشت ببویی هموار                       
کاوی اَر یکره، جعد سیهِ عنبریش
با چنان ابروی خونریر چه خوانم؟ خوانم                
آهویِ شیر شکار و صنم لشگریش
با چنان خویِ‌دل آزار چه گویم؟ گویم                      
آیتِ جور و خداوندِ ستم گستریش
دزدِ غارتگر دل باشد و دارم سرِ آنک            
شِکوه بر شه بَرم از دزدی و غارتگریش
شاه دین، خواجه لولاک، محمّد که دو کون             
برمیان بسته چو جوزا، کمرِ‌چاکریش
سَرور عالم و خواجه ی دوجهان، آن که خدای         
کرده فُرقانِ‌مبین، معجزِ پیغمبریش
بنده درگهة‌عم ثابت و هم سیّارش                       
تابع فرمان، هم زهره و هم مشتریش
هر سری حلقه فرمانبریش کرد به گوش                
چرخ در گوش کُند حلقه فرمانبریش
شعر من گر شده جان پرور و شیرین، نه عجب         
این همه یافتم از یُمن ثنا گستریش
تا شود باغ چو بُتخانه چین، فصل بهار                        
تا کُند ویران، بیدادِ مهِ آذریش
مر عدویش را، از بزمِ جان بهره ملال              
پُر ز خون باد قدح، جایِ میِ احمریش
مََر مُحبّش را، دوران فلک باد به کام          
همه شب خفته در آغوش، بتی چون پریش

پایگاه اشعار محمدی (شعر درباره پیامبر حضرت محمد (ص)) به نشانی اینترنتی http://golhaymohamady.mihanblog.com/  قابل دسترسی است.




طبقه بندی: معرفی وبلاگ ِ پایگاه اشعار محمدی در سایت " کتابخانه مجلس شورای اسلامی "،
برچسب ها: پایگاه اشعار محمدی، شعر، حضرت محمد، پیامبر، کتابخانه مجلس،
[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

بنام خدا  

 


 

اندیشه نبوی شاه نعمت الله ولی      

 

 

 

مقدمه :

 

شاه سید نورالدین نعمت الله ولی از شعرا و عرفای قرن نهم هجری قمری گشته است . شاه نعمت الله ولی عارف عملی و عارف نظری گشته است و سلسله ی تصوف نعمت اللهی را به اوج خواهد بُرد . ایشان در اشعار خویش ,  کلیّات عرفان اسلامی را بررسی کرده است و عرفان توحیدی و نبوی را نیز با بیان عاشقانه و قلبی بیان کرده است . در ذیل به بررسی اندیشه نبوی شاه نعمت الله ولی در اشعار این عارف و شاعر شیفته ی رسول الله (ص) خواهیم پرداخت .

متن :

 

از تتق کبریا صورت لطف خدا
بسته نقابی ز نور روی نموده به ما

حضرت امین (ص) سایه ی لطف ایزدی را بر مسلمین و مومنین جهان خواهد انداخت و جهان را سرشار از نور ایزدی خواهد کرد.

معنی ام الکتاب نور محمد بود
اصل همه عین او عین همه چیز ها

بطن نورانی پیامبر اعظم (ص) سرچشمه ی کمالات الهی خواهد گشت و سیره و مذهب او راهنمای نورانی و بی نقص برای ماسوی الله گشته است .

برزخ جامع بود صورت جمع وجود
نور گرفته ز حق داده به عالم ضیا

آری , واسطه ی نور الهی برای مخلوقات جهان جز رسالت حضرت حبیب الله محمد (ص) نخواهد بود

مظهر اسمای حق مظهر ذات و صفات
اول آخر به نام باطن ظاهر نما

عرفان توحیدی ِ حضرت احمد (ص) آنچنان والا خواهد بود که باطن حضرت پیامبر اعظم (ص) از رموز غیبی حضرت الله بهره مند خواهد گشت و باطن نبوی پیامبر اسلام غرق در نور خواهد بود .

ظلمت و نوری نهاد نام حدوث و قدم
کرد تمیزی تمام شاه همه انبیا

با مبعوث شدن پیامبر اعظم (ص) از جانب حضرت یزدان ,  ظلمات گیتی به نور بی کران الهی وصل گشته است .

خوش رحمتی است یاران صلوات بر محمد
گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد

در ذکر صلوات بر خاتم الانبیا (صلوات الله علیه و آله ) ,  رحمت الهی از عرش بر مسلمانان خواهد تابید و از برترین اذکار خواهد گشت .

در آسمان فرشته مهرش به جان سرشته
بر عرش حق نوشته صلوات بر محمد

آری , حضرت توحید نیز بر باطن پیامبر اعظم (ص) درود فرستاده است و ملائکه ی الهی نیز از عمق قلب و عاشقانه بر پیامبر اسلام (ص) , صلوات خواهند گفت

خوش گفت نعمت الله رمزی زلی مع الله
خوش گو به عشق الله صلوات بر محمد

اما راز صلوات فرستادن بر پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله) از دیدگاه عارف نبوی , شاه نعمت الله ولی , رسیدن آسان و شاهراه ِ رسیدن به عشق به حضرت توحید خواهد بود .

همه اسرار او داند کما هی
بنازم آن دل دانای سید

آری , بینش  اعظم پیامبر اعظم (ص) واقف اسرار نهانی ِ الهی خواهد گشت .

توان دید آفتاب هر دو عالم
به نور دیده ی بینای سید

آری اسرار و جلوه ی حضرت توحید در سیما و سیره ی حضرت سیدالمرسلین (ص) متجلّی گشته است .

ز سرّ سینه ی بی کینه ی او
شدم واقف هم از ایمای سید

قلب پیامبر اعظم (ص) صاف و بی پیرایه گشته است و مومنین و مسلمین این امر را دانسته است و اشاره های دینی حضرت رسول الله (ص) را در شکّ و تردید نخواهند نِگریست و راه حق را از راه و طریق باطل با اشارات دینی حضرت احمد (ص) تمیز خواهند داد .

چو تو به عرش نرفتی ندانی از معراج
چو تو خدای ندیدی ز مصطفا چه خبر ؟

تنها ظرفیت بطن و قلب ماسوی الله که به معراج توحید رفته است , بطن نورانی پیامبر اعظم (ص) گشته است . و قلب مقدّس پیامبر اسلام (ص) واسطه ی درک و وصال حضرت توحید برای ماسوی الله گشته است .

اگر تو امت اوئی رضای او به جان جوئی
چو ما شاید اگر گوئی بگو صلوات پیغمبر

امّت اسلام , در مسائل پیچیده و شکّ انگیز به اندیشه و تصمیم حضرت محمود (ص) اقتدا خواهند کرد و عاشقانه , رضا و خشنودی ِ آن رسول توحیدی را خواهند شکفت

پیر خرد طفل وار آمده در مکتبت
سر قدر در ضمیر لوح قضا در بغل

مکتب اسلام محمدی از کامل ترین و عقلانی ترین مکاتب حیاتی و اخروی خواهد بود و قضا و قدر را در زمام خویشتن خواهد داشت

حافظ گنج اله صورت و معنی تست
تا تو رعایت کنی گنج نیابد خلل

اما نقش حضرت امین (ص) آنچنان مهم و در عین حال خطیر گشته است که سرنوشت ماسوی الله به سیرت عملی و رسالت قلبی آن بنده ی اعظم الهی وابسته گشته است . و حضرت پیامبر (ص) گنج الهی را  برای مومنان اسلامی , واسطه الهی گشته است .

گر چه ندارم عمل هست امیدم به تو
یک نظر لطف تو به ز جهانی عمل

در اینجا شاه نعمت الله ولی یک اشاره ی لطف نبوی (ص) را والاتر از بندگی هزاران مسلمان خواهد پنداشت .

سیّد عالم بود بندگی جد من
تابع جد خودم در ملل و در نحل

آری هر فرد ِ مسلمان در عقائد زندگانی خویشتن بایست تنها پیرو تعالیم الهی ِ حضرت احمد (ص) گردد و بندگی بنده ی مسلمان , سَرور تمام پیروان سایر مکاتب حیاتی خواهد گشت .

هر دل که به ذوق سرمدی خواهد بود
در دایره ی محمدی خواهد بود
آن یار که مذهب حسینی دارد
او طالب سرّ احمدی خواهد بود

آری , عشق حضرت توحید واسطه ای خواهد داشت و ان واسطه ی همیشگی , عشق ورزیدن به وجود رسول الله احمد (ص) خواهد بود . همچنین راه عاشورای سیدالشهدا امام حسین (ع) , راه کمال دین مبین اسلام  گشته است و سرّ دین اسلام را در امر به معروف و شهادت شهدای عاشورا بایست دانست .

نتیجه :

 

شاه نعمت الله ولی , عشق پیامبر اسلام (ص) را مهم ترین یادگار و رحمت حضرت توحید بر ماسوی الله خواهد دانست . و صفات نبوی (ص) را نور بی کران خواهد پنداشت . آری , شاه نعمت الله ولی عارف نبوی گشته است و مست ِ از صلوات بر حضرت محمود (صلوات الله علیه و آله ) گشته است و خود رأیی را برای جامعه ی اسلامی جایز ندانسته است و مسلمین ِ سعادتمند را مطیع سیره ی آن رسول الهی و حتّی پیرو ِ اشارات آن خورشید عِلم و رحمت حضرت یزدان خواهد دانست . 

 

منبع : دیوان شاه نعمت الله ولی _ مقدمه : سعید نفیسی _ انتشارات نگاه _  1389

 

نویسنده : محمد حسین نورانی شیرازی ( نصرتی )


طبقه بندی: سایر،
[ پنجشنبه 24 فروردین 1396 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

بسمه تعالی

شیخ اجل و استاد سخن , مشرف الدین مصلح سعدی شیرازی , ماه آسمان غزلیات

ادبیات فارسی است که در قرن هفتم به دنیا آمد . سعدی شیرازی ,  نثر مسجع را

به اوج رسانید . سعدی شیرازی , عارفی وارسته بود . آثار سعدی ,

پندهای اخلاقی و اجتماعی  عمیقی دارد .  آرامگاه استاد سخن در سعدیه شیراز ,

زیارتگاه عارفان و عاشقان ایران و جهان است .

سروده های ایشان در وصف حضرت احمد (ص) را می خوانیم : 








نگین ختم رسالت پیمبر عربی
شفیع روز قیامت محمّد مختار
اگر نه واسطۀ موی و روی او بودی
خدای خلق نگفتی قسم به لیل و نهار







طبقه بندی: سعدی شیرازی،
برچسب ها: شعر، سعدی، سعدی شیرازی، حضرت محمد، پیامبر،
[ سه شنبه 23 آذر 1395 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

                            به نام خدا

 

مقدمه : حکیم مجدود سنایی غزنوی از شاعران بزرگ قرن ششم و از شاعران بزرگ  قصیده سرای ادب پارسی است. سنایی غزنوی دارای چندین قصیده ی نبوی است . حکیم شیفته ی رسول الله محمد امین(ص) است در ذیل " (شعرها)ستایش های نبوی" این شاعر بزرگ را درباره ی سید انبیا و مرسلین(ص) بررسی خواهیم کرد.

متن:

سنایی غزنوی جمال محمد(صلوات الله علیه و آله) را هزاران صبحدم می سراید :

ای جان جانها روی تو آشوب دلهای موی تو
وندر خم گیسوی تو پنهان هزاران صبحدم

سنایی غزنوی مقام پیامبر اعظم(ص) را پس از توحید حضرت حق والا ترین جایگاه هستی می پندارد :

مایه ده آدم تویی میوۀ دل مریم تویی
همشهری زمزم تویی یا قبلة الله فی العجم

سپس به آیه ی " لولاک لما خلقت الافلاک " اشاره کرده :

امروز و فردا ز آن تست" اصل دو عالم جان تست"
رضوان کنون مهمان تست ارواح را داری خدم

و ارواح را خادم شخصیت  منور حضرت محمد(ص)  می سراید

و پیامبر اعظم (ص) را "افسر کونین" معرفی می گرداند:

کونین را افسر تویی بر مهتران مهتر تویی

سنایی غزنوی از میان 313 رسول الهی و 124 هزار نبی  ,   ازنبی آدم (ع) تا آخرالزمان

پیامبر اسلام(ص) را بهترین فرستاده ی محترم خداوند می داند: 

از دور آدم تا به ما از انبیا تا اولیا
نی بر زمین نی بر سما نامد چو تو یک محترم

کمال محمد(صلوات الله علیه و آله):

 چون بر سر منبر شود شهری پر از گوهر شود
بر چرخ نطقش بر شود روح‌الامین گوید نعم

 


برای خواندن متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع کنید

طبقه بندی: سنایی غزنوی، سایر،
برچسب ها: مقاله ادبی، شعر، سنایی غزنوی، پیامبر، حضرت محمد،
[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 06:35 ق.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

 

"تغییرات در برنامه برگزاری جشنواره(برنامه زمان بندی)"

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فراخوان جشنواره دانشگاهی شعر و مشاعره رضوی

آذر ماه1395-دانشگاه بیرجند

   مقدمه

هشتمین اختر آسمان ولایت و امامت، عـالم ­آل­ محمّد (ع)، سرچـشمه حیات سرمدی است و همسویـی با معارف توحیدی و شناگری در بحر موّاج دانش بیکران آن امام همام، چشمه­های دانش بشر را بر کویر تفتیده و سوزان نفوس خلایق جاری می­سازد. همیشه و همواره شاعرانی که شیفته مقام والا و شخصیت نورانی و آسمانی ایشان بوده­اند، با بهره­گیری از خوان گسترده معارف الهی و مضامین آیینی و البته انسان­ساز گفتار و کردار آن امام همام و نیز با عنایت به این فرموده گران­بهای ایشان که «مَا قَالَ فِینَا مُؤْمِنٌ شِعْراً یَمْدَحُنَا بِهِ إِلَّا بَنَى اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَدِینَةً فِی الْجَنَّةِ أَوْسَعَ مِنَ الدُّنْیَا سَبْعَ مَرَّاتٍ یَزُورُهُ فِیهَا كُلُّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ كُلُّ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ» (عیون أخبارالرضا علیه‌السلام، ج‏1، ص7)، به خلق سروده­های ارزشمندی دست زده­اند که همگان می­توانند از آن کسب معرفت نمایند. البته فراهم کردن زمینه بهره­گیری هرچه بهتر و بیشتر، نیازمند برگزاری جشنواره­های ویژه در این حوزه است. دانشگاه بیـرجند  با همکاری بنیاد بین المللی امام رضا(ع) و معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در پاسخ به این نیاز آشکار و به­منظور گسترش و تعمیق فرهنگ ناب رضوی، “جشنواره دانشگاهی شعر و مشاعره رضوی دانشگاه­های سراسر کشور” را با موضوع، اهداف و شرایط زیر برگزار می­نماید:

  1. 1.     اهداف

v    ترویج و تعمیق فرهنگ رضوی در جامعه­ دانشگاهی کشور؛

v    گسترش فعالیت‌های فرهنگی، هنری و مذهبی مرتبط با سیره‌ معصومین، بویژه امام رضا (ع) در دانشگاه­ها؛

v    آشنایی بیشتر جامعه دانشگاهی با ادبیات آیینی و اشعار مفهومی مرتبط با شخصیت ممتاز، سیره­ متعالی و معارف آسمانی اهل بیت (ع)؛

v    تقویت پیوند ادبیات فارسی با فرهنگ ناب رضوی؛

v    کمک به انتشار گسترده‌تر و مناسب آثار برتر فرهنگی در زمینه‌ معارف امام رضا(ع)؛

v    ایجاد شور و نشاط دینی در جامعه­ی دانشگاهی؛

v    ایجاد بستری مناسب جهت کشف و شکوفایی استعداهای ادبی دانشجویان؛

2. کلیات

v    جشنواره‌ دانشگاهی شعر و مشاعره‌ رضوی، ویژه‌ دانشگاهیان(استادان، دانشجویان و کارمندان) سراسر کشور است و به فضل الهی دومین دوره­ آن در دانشگاه بیرجند برگزار می‌شود.

v    علاقه­مندان می­توانند در دو بخش شعر و مشاعره شرکت کنند.

v    هزینه اسکان و ایاب و ذهاب برگزیدگان نهایی جشنواره(با ارائه بلیت اتوبوس) بر عهده‌ دبیرخانه‌ جشنواره خواهد بود.

v    به کلیه‌ نفرات راه یافته به بخش پایانی جشنواره گواهی حضور اهدا خواهد شد.

v    حضور برگزیدگان در روز اختتامیه (25 آذر 1395 دانشگاه بیرجند) جهت دریافت جایزه الزامی است.

v    ثبت نام در جشنواره به منزله‌ قبول تمام شرایط جشنواره است.

v    ثبت نام و ارسال آثار  فقط به صورت الکترونیکی و از طریق نشانی­های زیر امکان پذیر است:

Email: sher.razavi@birjand.ac.ir

www.sherrazavi-birjand.ir

3.بخش های جشنواره:

3-1. بخش شعر

v    دبیرخانه جشنواره، اشعار رضوی را در قالب­های سنتی و نو پذیرش می­نماید.

منشور علمی و اخلاقی بخش شعر

v    پذیرش آثار فقط از طریق سایت و ایمیل جشنواره انجام می­شود.

v    آثار ارسالی لزوماً باید در قالب یک فایل زیپ شده شامل یک نسخه WORD و یک نسخه­ PDF با قلم B NAZANIN فونت 14 باشد.

v    هرشرکت کننده می­تواند، در مجموع، حداکثر 5 اثر به جشنواره ارسال کند.

v    آثار ارسالی نباید پیش از این چاپ شده باشند.

v    حق چاپ آثار در کتاب جشنواره، برای دبیرخانه محفوظ است.

v    مسئولیت محتوا و اصالت آثار بر عهده‌ ارسال کنندگان است.

v    آثار بر اساس مؤ لفه‌های محتوایی، زبانی و ادبی مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت.

v    به برگزید‌گان هر بخش، علاوه بر تندیس جشنواره و لوح تقدیر، جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

3-2.  بخش مشاعره

مشاعره در دو مرحله انجام خواهد شد: 1- مرحله غیر حضوری. 2- مرحله حضوری

v    مرحله غیر حضوری مشاعره، به صورت تلفنی یا مجازی انجام خواهد شد، لذا علاوه بر آدرس ایمیل و شماره همراه، اعلام شماره تماس ثابت برای شرکت در مشاعره الزامی است.

v    مرحله حضوری، در دانشگاه بیرجند برگزار خواهد شد.

v    اعلام آمادگی برای شرکت در مشاعره، به صورت ثبت نام در سایت یا تماس تلفنی امکان پذیر است.

v    آخرین مهلت اعلام آمادگی و ارسال رزومه برای شرکت در مشاعره، 20/5/1395 است.

نحوه  اجرا و ارزیابی مسابقه مشاعره

v    مرحله غیر حضوری: در این مرحله، مشاعره آزاد و رضوی انجام خواهد شد. این مرحله از 1 الی 10 آبان ماه 95 انجام می­شود. مسابقه مرحله غیر حضوری، شامل دو بخش مشاعره‌ سرعتی و مشاعره‌ مشروط (کلمه و بیت) است.

v    مرحله حضوری: در این مرحله، ملاک ارزیابی، اشعار رضوی می­باشد. راه یافتگان به این مرحله باید 24 ساعت قبل از برگزاری مراسم اختتامیه خود را به دبیرخانه جشنواره معرفی نمایند.

v    مسابقه نهایی مشاعره با محوریت اشعار رضوی است.

شیوه ارزیابی بخش مشاعره

v    داوری بخش مشاعره را سه نفر از متخصصان حوزه شعر و ادبیات، به انتخاب کمیته علمی جشنواره، برعهده خواهند داشت. در پایان، پس از جمع‌بندی امتیازات داده شده از سوی 3 داور توسط رئیس جلسه و ناظر مسابقه و تایید نهایی داوران، برنده‌ی هر مسابقه مشخص و اعلام می‌شود.

4. تقویم جشنواره

v    آخرین مهلت ثبت نام و ارسال آثار: 30/7/1395 می­باشد. شایان ذکر است که دریافت پیامک مبنی بر تایید دریافت اثر، ملاک رسیدن اشعار به دبیرخانه جشنواره است.

v    اعلام نتایج نهایی: 30/8/1395.

v    برگزاری مرحله نهایی مشاعره: 24 و 25 آذرماه 95.

v    برگزاری اختتامیه: 25 آذر ماه 1395.

5. بخش­های جنبی

v    در روزهای برگزاری جشنواره کارگاه‌هایی با محوریت چیستی ادبیات آیینی، آسیب شناسی ادبیات آیینی، سیر ادبیات آیینی و خوانش و نقد برخی از آثار رسیده برگزار خواهد شد.

v    شب شعر آیینی و رضوی نیز در کنار کارگاه­ها و نشست­های تخصصی، برگزار خواهد شد.

.  نشانی دبیرخانه جشنواره

v    بیرجند- انتهای بلوار دانشگاه- پردیس شوکت آباد- معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه بیرجند.

v    تلفکس دبیرخانه: 056-32202123

Email: sher.razavi@birjand.ac.ir

www.sherrazavi-birjand.ir




طبقه بندی: فراخوان جشنواره،
برچسب ها: جشنواره، شعر امام رضا (ع)، شعر رضوی، بیرجند،
[ پنجشنبه 20 اسفند 1394 ] [ 04:21 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

                                                                 به نام خدا

مقدمه :

حکیم جمال الدین الیاس نظامی گنجوی از مثنوی سرایان کم نظیر ادب فارسی است که شش مثنوی جاودانه و عاشقانه را برای ادب فارسی برای  دوران ها به یادگار گذاشته است . این شاعر گرانسنک و استاد کم نظیر در نعت پیامبر اکرم (ص) چندین مثنوی سروده است . در ذیل به بررسی اشعار نبوی شاعر و حکیم گرانسنگ گنجه می پردازیم

متن:

حکیم نظامی گنجوی از آفرینش می گوید و دولت و اقبال و کمال را از آن وجود نورانی پیامبر اسلام (ص) دانسته است :

حلقه حی را کالف اقلیم داد
طوق ز دال و کمر از میم داد
لاجرم او یافت از آن میم و دال
دایرۀ دولت و خط کمال

نظامی گنجوی پیامبر اسلام را کامل ترین و ختم انبیا می سراید :

کنت نبیا چو علم پیش برد
ختم نبوت به محمد سپرد

نظامی گنجوی نیز همچون حافظ شیرازی که سروده است :

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

ضمن اشاره کردن به بی سواد بودن نبی مکرم اسلام و مسلمین ایشان را اسرار گوی بزرگ بشریت می خواند که جامع علوم و معارف بوده است و" راز های نبوت و اسرار هستی " را در سینه ی خویش جا داده است :

امی گویا به زبان فصیح
از الف آدم و میم مسیح

حکیم گنجه به فروتنی پیامبر اسلام (ص) و بی اعتنایی حضرت پیامبر (ص) به امور دنیوی اشاره کرده است و ایشان را نماد " عصمت الهی " سروده است :

کبر جهان گرچه بسر بر نکرد
سر به جهان هم به جهان در نکرد
عصمتیان در حرمش پردگی
عصمت از او یافته پروردگی

معنویت پیامبر اکرم(ص) کیمیا و اکسیر وجودی تمام بشریت  و جمال حضرت محمد (ص) سرمه و زینت بخش چشم تمام زیبارویان است

به معنی کیمیای خاک آدم
به صورت توتیای چشم عالم
نماد سبزینگی معنوی جز برای وجود پیامبر اسلام حضرت احمد (ص)
نخواهد بود :

فلک را داده سروش سبزپوشی
عمامش باد را عنبر فروشی

پیامبر اسلام (ص) در هدایت مسلمین آنچنان هادی و مهدی گشته است که عالم خاک در نظر مردم بی مقدار و زشت همچون دیو گشته است و از هدایت رسول الله مسلمین به اوج  هدایت دست یافته اند

زچاهی برده مهدی را به انجم
ز خاکی کرده دیوی را به مردم

حکیم نظامی گنجوی در ابیات ذیل به مشقّت های راه نبوت اشاره کرده است که گاهی حضرت احمد (ص)
ساعات بسیاری را در غار به عبادت پروردگار اقدس می پرداخته است و گاهی در میدان جهاد جان فدایی کرده است :

به رنج و راحتش در کوه و غاری
حرم ماری و محرم سوسماری
گهی دندان به دست سنگ داده
گهی لب بر سر سنگی نهاده

مدح نظامی گنجوی از رسول الله (ص) مدحی عاشقانه است که خدمت و شوق داشتن به وجود مقدس حضرت محمد امین خواهد بود و نظامی گنجوی را به مرتبه ی غاشیه داری آن وجود نورانی و جمیل خواهد رسید  :

چون تک ابلق بتمامی رسید
غاشیه داری به نظامی رسید

در پایان شاعر بزرگ شعر نبوی با حضرت پیامبر و پروردگار اعظم نیایش کرده است :

به خدمت کرده ام بسیار تقصیر
چه تدبیر ای نبی الله چه تدبیر
کنم درخواستی زان روضه پاک
که یک خواهش کنی در کار این خاک

نتیجه :

حکیم جمال الدین الیاس نظامی گنجوی چندین مثنوی نبوی سروده است که در آن میان مثنوی با بیت آغازین :  " تخته اول که الف نقش بست       بر در محجوبه احمد نشست " مخاطب شاهد یک شعر ماندگار نبوی می گردد . واژگان در قالب مثنوی و در سبک عراقی  با هنرمندی و زیبایی در کنار یکدیگر چیده شده است و این چینش واژه سبک خاصی از شعر نظامی در قالب مثنوی را به وجود آورده است . فرم مثنوی ها نیز منظم و دارای زیبایی اختصاصی به شاعر بزرگ گنجه را دارا است . موسیقی مثنوی ها دارای ابیات با وزن کوتاه است و عاشقانه و روان  در تناسب کامل با سبک عراقی گشته است .
مثنوی های نبوی این شاعر بزرگ داری حکمت اسلامی نیز بوده است . معانی با شیرینی بیان نظامی گنجوی آمیخته است و سرشار از عشق گشته است .  در مثنوی های نبوی  از آرایه ی تشبیه به وفور استفاده گشته است . مثنوی های نبوی به طور معمول حداقل 30 بیت  را دارا بوده است و شاعر بزرگ گنجه را در ردیف شاعران بزرگ نبوی قرار داده است

منبع : کلیات نظامی گنجوی _ انتشارات نگاه _ تصحیح : وحید دستگردی


سید محمد حسین شرافت مولا




طبقه بندی: سایر،
برچسب ها: شعر، مقاله، پیامبر، حضرت محمد، نظامی گنجوی،
[ پنجشنبه 13 اسفند 1394 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

نخستین کنگره شعر مدافعان حرم به همت فرهنگسرای اندیشه ,
فرهنگسرای رسانه و کانون مداحان و شاعران آیینی کشور برگزار می شود

فراخوان کنگره ی شعر مدافعان حرم :

http://quran.jamnews.ir/textversion/detail/news/614655/11


در همین راستا , کنگره ی شعر مدافعان حرم برگزار می نماید :

شرایط شرکت در کنگره :

فقط آثار و اشعار " کلاسیک " داوری می شود

با توجه به این که هدف این کنگره تولید هر چه بیشتر آثار فاخر با موضوع
شهدای مدافع حرم , سربازان مدافع حرم و ماهیت دفاع از حرم آل الله
صلوات الله علیه اجمعین می باشد , آثاری که به کنگره های دیگر فرستاده شده
داوری نمی شود.

هیئت داوران به عنصر حماسه و عاطفه در اشعار نگاه ویژه خواهد داشت

ضمنا به 14 نفر از برگزیدگان لوح سپاس و یک سکه ی بهار آزادی اهداء خواهد شد

مهلت ارسال آثار : 10 بهمن 94

نحوه ی ارسال از طریق پست الکترونیکی :


modafeaneharam69@yahoo.com


طبقه بندی: فراخوان جشنواره،
[ جمعه 2 بهمن 1394 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]

 

 

محمد کافرینش هست خاکش
هزاران آفرین بر جان پاکش
چراغ افروز چشم اهل بینش
طراز کارگاه آفرینش
سر و سرهنگ میدان وفا را
سپه سالار و سر خیل انبیا را
مرقع برکش نر ماده ای چند
شفاعت خواه کار افتاده ای چند
ریا حین بخش باغ صبحگاهی
کلید مخزن گنج الهی
یتیمان را نوازش در نسیمش
از آنجا نام شد دُر یتیمش
به معنی کیمیای خاک آدم
به صورت توتیای چشم عالم
سرای شرع را چون چار حد بست
بنا بر چار دیوار ابد بست
ز شرع خود نبوت را نوی داد
خرد را در پناهش پیروی داد
اساس شرع او ختم جهانست
شریعت ها بدو منسوخ از آنست
جوانمردی رحیم وتند چون شیر
زبانش گه کلید و گاه شمشیر
ایازی خاص و از خاصان گزیده
ز مسعودی به محمودی رسیده
خدایش تیغ نصرت داده در چنگ
کز آهن نقش داند بست بر سنگ
به معجز بدگمانان را خجل کرد
جهانی سنگدل را تنگ دل کرد
چو گل بر آبروی دوستان شاد
چو سرو از آبخورد عالم آزاد
فلک را داده سروش سبزپوشی
عمامش باد را عنبر فروشی
زده در موکب سلطان سوارش
به نوبت پنج نوبت چار یارش
سریر عرش را نعلین او تاج
امین وحی و صاحب سرّ معراج
ز چاهی برده مهدی را به انجم
ز خاکی کرده دیوی را به مردم
خلیل از خیل تاشان سپاهش
کلیم از چاوشان بارگاهش
به رنج و راحتش در کوه و غاری
حرم ماری و محرم سوسماری
گهی دندان به دست سنگ داده
گهی لب بر سر سنگی نهاده
لب و دندانش از آن در سنگ زد چنگ
که دارد لعل و گوهر جای در سنگ
سر دندان کنش را زیر چنبر
فلک دندان کنان آورده بر در
بصر در خواب و دل در استقامت
زبانش امتی گو تا قیامت
من آن تشنه لب غمناک اویم
که او آب من و من خاک اویم
به خدمت کرده ام بسیار تقصیر
چه تدبیر ای نبی الله چه تدبیر
کنم درخواستی زان روضه پاک
که یک خواهش کنی در کار این خاک
برآری دست از آن برد یمانی
نمایی دست برد آنگه که دانی
کالهی بر نظامی کار بگشای
ز نفس کافرش زُنّار بگشای
دلش در مخزن آسایش آور
بر آن بخشودنی بخشایش آور
اگر چه جرم او کوه گران است
ترا دریای رحمت بیکرانست
بیامرزش روان آمرزی آخر
خدای رایگان آمرزی آخر



طبقه بندی: نظامی گنجوی،
برچسب ها: شعر، نظامی، گنجوی، پیامبر، حضرت محمد،
[ جمعه 19 اردیبهشت 1393 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]
بسمه تعالی

مولانا جلال الدین محمّد , ماه آسمان غزلیات عرفانی و عاشقانه در آسمان ادبیات فارسی است .
مولوی به خاطر تحولی که با آمدن شمس تبریزی ,  در جان او شعله ها کشید ,  شوریده و مست الهی
گشت و دیوان خود را کلیات شمس خواند . مدفن مولانا در قونیه , زیارتگاه اهل دل است . شعر زیر
از دریای " مثنوی معنوی " ود در وصف حضرت محمد امین (ص) است :






اظهار معجزه ی پیغامبر صلّی الله علیه و آله , به سخن آمدن
سنگریزه در دست ابو جهل علیه اللّعنه و گواهی دادن سنگریزه
بر حقیقت محمّد صلّ الله علیه و آله


 

 

 

 

سنگها اندر کف بوجهل بود
گفت ای احمد بگو این چیست زود
گر رسولی چیست در مشتم نهان
چون خبر داری ز راز آسمان
گفت چون خواهی بگویم آن چه‌هاست
یا بگویند آن که ما حقیم و راست
گفت بوجهل این دوم نادرترست
گفت آری حق از آن قادرترست
از میان مشت او هر پاره سنگ
در شهادت گفتن آمد بی درنگ
لا اله گفت و الا الله گفت
گوهر احمد رسول الله سفت
چون شنید از سنگها بوجهل این
زد ز خشم آن سنگها را بر زمین




طبقه بندی: جلال الدین محمد مولوی،
برچسب ها: شعر، مولوی، مولانا، پیامبر، حضرت محمد،
[ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ سید محمد حسین شرافت مولا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ


بخش نظرات وبلاگ , اشکال دارد


ایمیل جهت دریافت نظرات و اشعار:

ashaarreside6@gmail.com

///

بسم الله النّور _ یا سیدنا امام مهدی (عج)


اللّهمّ یا نور صلّ علی سیّدنا و مولانا
ابی القاسم محمد
و علی آله الطّاهرین و اصحابه العظام
و عجّل فرجهم هو حبیب الله انّه مصطفی
و انّه احمد و انّه محمود و انّه امین
و هو خاتم و سیّد المرسلین

سید محمد حسین شرافت مولا
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
logo-samandehi
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات