ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﺨﻔﯽﮐﺮﺩ .ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﺪﯾﻤﺎﻥ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ .ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﻏﺮﻭﻟﻨﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪﻧﻈﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ .ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻋﺠﺐ ﻣﺮﺩ ﺑﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ..…ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺷﺖ .ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻏﺮﻭﺏ، ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﺶ ﺑﺎﺭ ﻣﯿﻮﻩ ﻭﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﺑﻮﺩ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﻨﮓ ﺷﺪ، ﺑﺎﺭﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ .ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩﺑﻮﺩ، ﮐﯿﺴﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﻥ ﺳﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﻃﻼ ﻭ ﯾﮏﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺭﺁﻥ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :ﻫﺮ ﺳﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻌﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﺷﺎﻧﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ!!زندگی عمل کردن است .این شکر نیست که چای را شیرین میکند بلکه حرکت قاشق چای خوری است که باعث شیرین شدن چایی میشود.....!
در بازی زندگی استاد تغییر باشیم
طبقه بندی: داستان های کوتاه،
پیرمردی که شغلش دامداری بود، نقل میکرد:
گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید ، چون آسیبی به گوسفندان نمیرساند وبخاطر ترحم به این حیوان و بچههایش، او را بیرون نکردیم، ولی کاملا او را زیر نظر داشتم.
این ماده گرگ به شکار میرفت و هر بار مرغی، خرگوشی ، برهای شکار میکرد و برای مصرف خود و بچههایش می آورد.
اما با اینکه رفت آمد او از آغل گوسفندان بود، هرگز متعرض گوسفندان ما نمیشد.
ما دقیقا آمار گوسفندان وبره های آنها را داشتیم وکاملا" مواظب بودیم، بچهها تقریبا بزرگ شده بودند.
یکبار و در غیاب ماده گرگ که برای شکار رفته بود، بچههای او یکی از برهها را کشتند!
ما صبرکردیم، ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ وقتی ماده گرگ برگشت و این منظره را دید، به بچههایش حملهور شد؛ آنها را گاز می گرفت و میزد و بچهها سر و صدا و جیغ میکشیدند و پس از آن نیز همان روز آنها را برداشت و از آغل ما رفت.
روز بعد، با کمال تعجب دیدیم، گرگ، یک بره ای شکار کرده و آن را نکشته و زنده آن را از دیوار آغل گوسفندان انداخت رفت.»
این یک گرگ است و با سه خصلت:
درندگی
وحشیبودن
و حیوانیت
شناختهمیشود
اما میفهمد، هرگاه داخل زندگی کسی شد و کسی به او پناه داد و احسانکرد به او خیانت نکند و اگر ضرری به او زد جبران نماید.
هر چیزی رو میشه درست کرد جز ذات خراب.!!!
طبقه بندی: داستان های کوتاه،
یکی داشت می رفت ....پایش به سکه ای خورد. فکر کرد سکه
طلاست...
نور کافی نبود،کاغذی را آتش زد تا آن را بهتر ببیند...
دید که یک سکه دوریالی است...بعد دید کاغذی که آتش زده یک اسکناس هزار تومانی است...با خودش گفت چی رو بخاطر چی آتش زدم؟؟؟؟؟؟
این واقعیت زندگی خیلی از ما آدم هاست...
اغلب چیزهای عظیم را به خاطر چیزهای بسیار کوچک آتش میزنیم و خودمان هم خبر نداریم..... .
طبقه بندی: موفقیت و تفکر مثبت،
یکی از بزرگان می گفت:
ما یک گاری چی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می گفتند.
یک روز مرا دید و گفت حاج آقا سلام، ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید؟
گفتم بله.
گفت: فهمیدم چون سلام هایت تغییر کرده!
آقا می گوید من تعجب کردم گفتم: یعنی چه؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل
می گرفتی، حالم را می پرسیدی، همۀ اهل محل همین طور هستند.
هرکس خانه اش گازکشی می شود دیگر سلام علیک او تغییرمی کند.
این آقا که از بزرگان است فرمود: من فهمیدم سی سال، سلامم بوی نفت می داد. عوض اینکه بوی خدا بدهد.
سی سال او را با اخلاق اسلامی تحویل گرفتم ولی خیال می کردم اخلاقم اسلامی است ....
درحقیقت حال که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست دیگر به او سلام کنم.
یادمان باشد ، سلاممان بوی نیاز ندهد
هرکس را برای خودش بخواهیم نه جایگاهش نه موقعیتش نه ثروتش ونه ... .
طبقه بندی: داستان های کوتاه،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
به همسرتان بسیار عشق بورزید؛
با دیده احترام به مادر خانواده بنگرید و از او به نیکی یاد کنید، در نتیجه تکریم پدر از مادر، عملا بذر قدرشناسی در خانواده کاشته و درک ارزشها و حفظ حرمتها شکل میگیرد.
برای فرزندتان زمان کافی بگذارید:
توجه به علایق فرزند و برنامهریزی برای انجام آنها مثل پارک، سینما، دوچرخهسواری و… و از سوی دیگر تنظیم زمان روزانه یا هفتگی برای همصحبتشدن با فرزند، گفتوگوی دوستانه با فرزندان بهویژه نوجوانان نقش تعیینکنندهای دارد. اگر پدران بتوانند بهعنوان یک مربی علاقهمند، به افکار فرزندانشان گوش داده و به آن احترام بگذارند فرزندان دیگر درصدد کنارهگیری از پدر و خانواده نخواهند بود.
احساسات خود را بیان کنید:
اگر فرزندان در خانه محبت را تجربه نکنند با روشهای مخرب دیگر بهدنبال آن میگردند. هر روز به فرزندتان بگویید دوستت دارم. باید توجه داشته باشید محبت، بجا و بهموقع باشد و از زیادهروی بپرهیزید.
قاطع باشید و تصمیمات خود را قاطعانه اجرا کنید:
الگوبودن پدر در اجرای قوانین خانوادگی بهعنوان یک سرمشق قلمداد میشود. قوانین خانواده را مشخص و وظایف فرزندان را بیان کنید. اقتدار در سایه مهربانی، دوستی و قاطعیت شکل میگیرد نه در برخورد خشن، ناسزاگویی یا احتمالا کتکزدن.
از سرزنش و مقایسه فرزند خود بپرهیزد:
سرزنش نوعی تحقیر فرزند است که موجب ناامنی و اختلال روانی او میشود. مقایسه هم سبب کاهش اعتمادبهنفس فرزند و ندیدن تواناییها و سرمایههای وجودی او میشود.
به تحصیل و درس فرزند خود اهمیت دهید:
در جریان امور درسی او باشید و به مدرسه فرزند خود سر بزنید.
مستبد نباشید:
بهجای رابطه خشک و آمرانه ارتباطی توأم با گذشت و صبر داشته باشید تا مروت و مردانگی را بیاموزند. سعی کنید بهعنوان یک مشاور در کنار فرزندتان باشید نه یک فرمانده مستبد.
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده، موفقیت و تفکر مثبت،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
طبقه بندی:
رفتار شناسی کودک و خانواده،
این گروه از کودکان 15 درصد با تغییرات راحت نبوده و دیر به آنها عادت می کنند.و با دیگران دیر جوش می خورند و در نتیجه کمررو و خجالتی به نظر می رسند.
آنها نیازمند یک مکان آرام و ساکت هستند و با سروصدا بی قرار و ناراحت می شوند.(از جمله خوابیدن)
به اسباب بازی های جدید توجه چتدانی نمیکنند و در محیطهای جدید کمی مضطرب و نا آرام هستند.
با افراد جدید در ابتدا ساکت و کم حرف هستند.
در خوردن حساس هستند.(فقط علاقه به برخی از غذاها نشان می دهند)
در آموزش دستشویی کمی مقاومت دارند و معمولا دیر کنترل ادار و مدفوع خود را به دست می آورند.
در زمین بازی ،کودکان تمایلی به دور شدن از والدین خود ندارند.
لباس های قدیمی و راحت را به لباس نو ترجیح می دهند.
خواب های ترسناک زیاد می بینند.
نسبت به انتقاد حساسیت زیادی دارند.
در بازی هم سن و سالان بیشتر نظاره گر و تماشاچی هستند تا خود بازیگر باشند.
تمایل به بودن و بازی با سایر بچه ها نشان می دهند ولی خود از شرکت باز می دارند.
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
هرگز در حضور او برچسب کم رویی و خجالتی نزنید و نگذارید دیگران نیز چنین کاری کنند.
هرگز خجالت و رفتار او را دست مایه خنده قرار ندهید.
هرگز حتی به شوخی کودک را مورد تمسخر قرار ندهید و از کاربرد کلمات منفی جدا خودداری کنید.
نگرانی خود را در مورد مسله ای که دارد،نشان ندهید.
هرگز او را توبیخ یا سرزنش نکنید.
اگر در گفت و گویی فرزندتان پاسخ نمی دهد،به جای او جواب ندهید و معذرت خواهی نکنید و بلافاصله با بیان مطلبی تمرکز بر روی او را برطرف کنید.
هرگز او را مقایسه نکنید.
اگر کودکتان مورد تمسخر قرار گرفت حمایت کنید و نشان دهید ناراحتی او را درک می کنید.
کوچکترین حرکت کودک که مغایر با خجالت کشیدن است را تشویق کنید.
در مواردی که کودک راحت نیست و خجالت می کشد یا احساس ترس و نگرانی دارد اصرار در انجام آن کار نکنید.
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،
☀️رنجش
رنجش در یک رابطه حاصل ناکامی است. ناکامی از براورده شدن انتظار ما در اون رابطه. اولین رنجشی که همه ما تجربه کردیم در رابطه با مادر و جانشینان روانی او و در دوران نوزادی رخ داده، زمانی که به عنوان نوزاد نیازهای بی پایانی داشتیم و مادر از عهده تامین همه اونها برنمیومد. در هر حال تجربه رنجش یک تجربه ناگزیره. چه در کودکی وچه در بزرگسالی.
با توجه به تعریف، از اونجا که انتظار من در یک رابطه پاسخ داده نشده و یا من انتظار شخص مقابل رو نتونستم براورده کنم برای ایجاد رابطه موثر، ما نیاز داریم که دنیای پدیدار شناسی همدیگه رو درک کنیم و طی مراحلی به ارتباط موثر با هم دست پیدا کنیم تا نهایتا به صمیمیت برسیم.
طبقه بندی: رفتار شناسی کودک و خانواده،