شعر های عاشقانه شهریار
شهریار
شعرهای عاشقانه

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم



ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعار شهریار، اشعار عاشقانه شهریار، راه کج بود نشد تا به دیارم برسم، شهریار،

تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

شعر معروف امدی جانم به قربانت ولی حالا چرای شهریار +داستان این شعر

به همراه لینک دانلود اهنگ امدی جانم به قربانت ولی حالا چرای استاد سالار عقیلی

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

 

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

 

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

 

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا



برای خواندن داستان این شعر و دانلود اهنگ امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

اینجا کلید کنید


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، شهریار،

تاریخ : شنبه 26 تیر 1395 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

کاروان بی‌خبر

 


کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست


کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر

این چه راهی است که بیرون شدن از چاهش نیست 

ماه من نیست در این قافله راهش ندهید

کاروان باز نبندد ، شب اگر ماهش نیست

 

نامه ای هم ننوشته است ، خدایا چه کنم

گاهش این لطف به ما هست ولی گاهش نیست 

ماهم از آه دل سوختگاه بی خبر است

مگر آیینه ی شوق و دل آگاهش نیست

 

یارب آیینه ی او لطف و صفاییش نماند

یا بساط دل بشکسته ی من آهش نیست 

تا خبر یافته از چاه محاق مه من

ماه حیران فلک جز غم جانکاهش نیست

 

داشتم شاهی و بر تخت گلم جایش بود

حالیا تخت گلم هست ولی شاهش نیست 

تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است

خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست

 

"خواهش اندر عقبش رفت و به یاران عزیز"

باری این مژده که چاهی به سر راهش نیست 

شهریارا عقب قافله ی کوی امید

گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست


سید محمدحسین بهجت تبریزیمتخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 07:57 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

 

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد

با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد

 

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است

من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

دارد متاع عفت از چار سو خریدار

بازار خودفروشی این چار سو ندارد

 

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم

رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد

گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب

عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد

 

خورشید روی من چون رخساره برفروزد

رخ برفروختن را خورشید رو ندارد

سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن

هر چند رخنهٔ دل تاب رفو ندارد

 

او صبر خواهد از من بختی که من ندارم

من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد

با شهریار بی دل ساقی به سرگرانی است

چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار 


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

مکتب حافظ

 

گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا

فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا

 

مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب

فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا 

کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی

نیاید فی المثل آری گرش افتد کلاه اینجا

 

نگویم جمله با من باش و ترک کامکاران کن

چو هم شاهی و هم درویش گاه آنجاو گاه اینجا

هوای ماه خرگاهی مکن ای کلبه درویش

نگنجد موکب کیوان شکوه پادشاه اینجا

 

توئی آن نوسفر سالک که هر شب شاهد توفیق

چراغت پیش پا دارد که راه اینجا و چاه اینجا

بیا کز دادخواهی آن دل نازک نرنجانم

کدورت را فرامش کرده با آئینه آه اینجا

 

سفر مپسند هرگز شهریار از مکتب حافظ

که سیر معنوی اینجا و کنج خانقاه اینجا


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

غوغا می کنی

 

ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی؟

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی

 

از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی

 

با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال

زشت است ای وحشی غزال٬ ما چه زیبا می کنی

امروز ما بیچارگان امید فردایش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی؟

 

ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

در گوشه ی میخانه هم ما را تو پیدا می کنی

ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن

شور افکن و شیرین سخن اما تو غوغا می کنی

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار



ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 07:50 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

خمار انتظار


شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم

همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم

اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست
ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم

به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی
اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار
 


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 07:49 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

یاد شهیار

 

کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی

نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آئی

 

ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام

گل کم از خار شود چون تو به گلزار آئی

شانه زد زلف جوانان چمن باد بهار

تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آئی

 

ای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه

سپر انداخته ام هرچه به پیکار آئی

روز روشن به خود از عشق تو کردم شب تار

به امیدی که توام شمع شب تار آئی

 

چشم دارم که تو با نرگس خواب آلوده

در دل شب به سراغ من بیدار آئی 

مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف

عیسی من به دم مسجد سردار آئی

 

عمری از جان بپرستم شب بیماری را

گر تو یک شب به پرستاری بیمار آئی 

ای که اندیشه ات از حال گرفتاران نیست

باری اندیشه از آن کن که گرفتار آئی

 

با چنین دلکشی ای خاطره یار قدیم

حیفم آید که تو در خاطر اغیار آئی

لاله از خاک جوانان بدرآمد که تو هم

شهریارا به سر تربت شهیار آیی

 


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : دوشنبه 11 آذر 1392 | 07:48 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات

گلچین زیبای اشعار شهریار

شعر معروف علی ای همای رحمت شهریار + داستان زیبای این شعر
به همراه اهنگ علی ای همای رحمت با صدای استاد محمد اصفهانی


علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را 

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

 

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را 

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

 

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

 

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

 

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

 

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

 

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را


ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


 برای خواندن داستان شعر +دانلود اهنگ علی ای همای رحمت


 اینجا کلید کنید



ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: علی ای همای رحمت، شهریار،

تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 | 07:49 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

اشک شوق

 

دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت

جان مژده داده ام که چوجان در برارمت

 

تا شویمت از آن گل عارض غبار راه

ابری شدم ز شوق که اشگی ببارمت

 

عمری دلم به سینه فشردی در انتظار

تا درکشم به سینه و در بر فشارمت

این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق

ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت

 

داغ فراق بین که طربنامه وصال

ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت

چند است نرخ بوسه به شهر شما که من

عمری است کز دو دیده گهر می شمارمت

 

دستی که در فراق تو میکوفتم به سر

باور نداشتم که به گردن درآرمت

ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی

باری چو می روی به خدا می سپارمت

 

روزی که رفتی از بر بالین شهریار

گفتم که ناله ای کنم و بر سر آرمت


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، شعرهای ناب و زیبای شهریار، شعر و اشعار عاشقانه،

تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

 

شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی

سحر چون آفتاب از آشیان من سفرکردی

 

هنوزم از شبستان وفا بوی عبیر آید

که چون شمع عبیرآگین شبی با من سحرکردی

 

صفا کردی و درویشی بمیرم خاکپایت را

که شاهی محشتم بودی و با درویش سرکردی

چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس

همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی

 

مگر از گوشه چشمی وگر طرحی دگر ریزی

که از آن یک نظر بنیاد من زیر و زبر کردی 

به یاد چشم تو انسم بود با لاله وحشی

غزال من مرا سرگشته کوه و کمر کردی

 

به گردشهای چشم آسمانی از همان اول

مرا در عشق از این آفاق گردیها خبرکردی

به شعر شهریار اکنون سرافشانند در آفاق

چه خوش پیرانه سر ما را به شیدائی سمرکردی

 

 سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 | 08:17 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

بخفت خفته و دولت بیدار


ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم

خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم


آن که می خواست برویم در دولت بگشاید

با که گویم که در خانه به رویش نگشودم


آمد آن دولت بیدار و مرا بخت فروخفت

من که یک عمر شب از دست خیالش نغنودم

آنکه می خواست غبار غمم از دل بزداید

آوخ آوخ که غبار رهش از پا نزدودم


یار سود از شرفم سر به ثریا و دریغا

که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم

ای نسیم سحر آن شمع شبستان طرب را

گو به سر می رود از آتش هجران تودودم


جان فروشی مرا بین که به هیچش نخرد کس

این شد ای مایه امید ز سودای تو سودم

به غزل رام توان کرد غزالان رمیده

شهریارا غزلی هم به سزایش نسرودم


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات

گلچین زیبای اشعار شهریار



آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آن‌چنان سوخم از آتش هجران که مپرس

 

گله‌ئی کردم و از یک گله بیگانه شدی

آشنایا گله دارم ز تو چندان که مپرس


مسند مصر ترا ای مه کنعان که مرا

ناله‌هائی است در این کلبه‌ی احزان که مپرس

سرونازا گرم اینگونه کشی پای از سر

منت آنگونه شوم دست به دامان که مپرس


گوهر عشق که دریا همه ساحل بنمود

آخرم داد چنان تخته به طوفان که مپرس

عقل خوش گفت چو در پوست نمیگنجیدم

که دلی بشکند آن پسته‌ی خندان که مپرس


بوسه بر لعل لبت باد حلال خط سبز

که پلی بسته به سر چشمه‌ی حیوان که مپرس

این که پرواز گرفته است همای شوقم

به هواداری سرویست خرامان که مپرس


دفتر عشق که سر خط همه شوق است وامید

آیتی خواندمش از یاس به پایان که مپرس

شهریارا دل از این سلسله مویان برگیر

که چنانم من از این جمع پریشان که مپرس


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 08:16 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

شعر دستم به دامانت


نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت


تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما

چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

چو بلبل نغمه خوانم تا تو چون گل پاکدامانی

حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت


تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من

به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتی

بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت


شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل

میان گریه می گفتم که کو ای ملک سلطانت

چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو

به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت


به گردنبند لعلی داشتی چون چشم من خونین

نباشد خون مظلومان؟ که می گیرد گریبانت

دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست

امان ای سنگدل از درد و اندوه فراوانت


به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند

نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت



سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار 


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 07:41 ب.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات
گلچین زیبای اشعار شهریار

شرم وعفت


نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی

من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی

 

من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت

عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی

 

چشم خود در شکن خط بنهفتم که بدزدی

یک نظر در تو ببینم چو تو این نامه بخوانی

به غزل چشم تو سرگرم بدارم من و زیباست

که غزالی به نوای نی محزون بچرانی

 

از سرهر مژه ام خون دل آویخته چون لعل

خواهم ای باد خدا را که به گوشش برسانی

گر چه جز زهر من از جام محبت نچشیدم

ای فلک زهر عقوبت به حبیبم نچشانی

 

از من آن روز که خاکی به کف باد بهار است

چشم دارم که دگر دامن نفرت نفشانی

اشکت آهسته به پیراهن نرگس بنشیند

ترسم این آتش سوز از سخن من بنشانی

 

تشنه دیدی به سرش کوزه تهمت بشکانند

شهریارا تو بدان تشنه جان سوخته مانی

 

 سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 08:41 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات


گلچین زیبای اشعار شهریار

زکات زندگانی


شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست

روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

 

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان

حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم

اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

 

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی

لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست 

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین

قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

 

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن

چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه

سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

 

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند

این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من

رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

 

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی

پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست 

بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را

کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

 

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم

بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

 


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 01:34 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات

گلچین زیبای اشعار شهریار

 

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

 

چه شعبده است که در چشمکان آبی تو

نهفته اند شب ماهتاب دریا را

تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح

به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

 

کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن

که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند

چه جای عشوه غزالان بادپیما را

 

فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور

که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست

شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

 

اشاره غزل خواجه با غزاله تست

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را 

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب

جز این قدر که فراموش می کند ما را


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : شنبه 9 آذر 1392 | 01:24 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات
گلچین زیبای اشعار شهریار 

تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی

یک عمر قناعت نتوان کرد الهی

 

دیریست که چون هاله همه دور تو گردم

چون باز شوم از سرت ای مه به نگاهی 

بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر

در آرزوی آنکه بیابم به تو راهی

 

نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن

سر گشته ام ای ماه هنر پیشه پناهی 

در فکر کلاهند حریفان همه هشدار

هرگز به سر ماه نرفته است کلاهی

 

بگریز در آغوش من از خلق که گل ها

از باد گریزند در آغوش گیاهی 

در آرزوی جلوه ی مهتاب جمالش

یارب گذراندیم چه شب های سیاهی

 

یک عمر گنه کردم و شرمنده که در حشر

شایان گذشت تو مرا نیست گناهی


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 08:44 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات
گلچین زیبای اشعار شهریار

 

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی

چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی

 

به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود

چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی

 

منم که جورو جفا دیدم و وفا کردم

توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی


بیا که با همه نامهربانیت ای ماه

خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی

 

بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس

نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی 

منت به یک نگه آهوانه می بخشم

هر آنچه ای ختنی خط من خطا کردی

 

اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود

بیا که کار جهان بر مراد ما کردی 

هزار درد فرستادیم به جان لیکن

چو آمدی همه آن دردها دوا کردی

 

کلید گنج غزلهای شهریار توئی

بیا که پادشه ملک دل گدا کردی


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: اشعارشهریار، شعرهای شهریار، بهترین اشعار عاشقانه شهریار، بهترین شعرهای عاشقانه شهریار، گلچین شعرهای ناب و زیبای شهریار، شهریار،

تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 08:35 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات

برای خواندن ادامه اشعار به صفحه دوم مراجعه نمایید

صفحه دوم





طبقه بندی: اشعار شهریار،
برچسب ها: شهریار،

تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 08:34 ق.ظ | نویسنده : هورام محتشم | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات