Just GOD

به نام خدایی که دغدغه ی " از دست دادنش " را ندارم ♥

فرۆشی تایبەتی گۆڤاری زانستیی هۆژین



برچسب ها:گۆڤار،
[ یکشنبه 19 فروردین 1397 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ Ayub M ] [ نظرات() ]

برای خندە هات دلتنگ گشتم...

به پوشان بستر پاکش به پاکی
بگو با او که من با خرس کوکی
برای خنده هاش دلتنگ گشتیم
به دنبالش همه جاها رو گشتیم




ببار ای برف، ببار ای برف سنگین بر مزارش




طبقه بندی: تولد،
[ چهارشنبه 13 بهمن 1395 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

امید

سربازان از پیروزی در جنگ نا امید بودند.
 
فرمانده به آنها گفت : سکه ای را بالا می اندازم , اگر شیر شد پیروز می شویم و اگر خط شود شکست می خوریم.

سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست !

آنها به جنگ رفتند و بر دشمن پیروز شدند.

فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد, هر دو طرف سکه شیر بود!

نتیجه گیری این داستان کوتاه با خودتان!




طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها:معجزه های زندگی،
[ یکشنبه 28 آذر 1395 ] [ 05:17 ب.ظ ] [ Mihemmed ] [ نظرات() ]

بی تو من خیلی غریبم

بعد از مدتها محمد گفت چه خبره چرا اصلا تو وب پیداتون نیست؟ 
اومدم یه پست بزنم دیدم چی قشنگتر از یه آهنگ ویگن!

من هوای گریه کردن تو صدای گریه ی من
یاور خوب و نجیبم بی تو من خیلی غریبم






[ پنجشنبه 29 مهر 1395 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

محمد علی سپانلو



برچسب ها:محمد علی سپانلو،
[ جمعه 26 شهریور 1395 ] [ 10:40 ب.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

قسم

به جون مادرم قسم می خورم

اگه این پست رو خوندم

حتما نظر بدم
.
.
.
.
.
خوب حالا خوندیش زود باش نظر بده مگه قسم نخوردی 


[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ Awin ] [ نظرات() ]

..-..

چوپان قصه ی چوپان دروغگو ; دروغگو نبود او تنها بود , و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر میداد .

افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد و همه در پی گرگ بودند اما در این میان

فقط گرگ ها فهمیدند که چوپان تنهاست!


برچسب ها:چوپان تنها،
[ شنبه 2 مرداد 1395 ] [ 12:56 ب.ظ ] [ Mihemmed ] [ نظرات() ]

(: . ):

بعضی وقتا دلم میگیره میخوام گریه کنم دلیلشو نمیدونم ولی یه چیزی نمیذاره بخندم نمیذاره گریه کنم گریه کنم به هر راه حلی فکر می کنم که بشه دلتنگیمو از بین برد ولی هیچ کدوم ناراحتیمو از بین نمیبره بجز یه راه حل که اونم توکل به خدا و امید به او هستش.
هیچ وقت از زندگی نا امید نشو هر مشکلی یه راه حلی داره که با تلاش و کوشش و توکل بر خدا میتونی مشکل رو بر طرف کنی.
یه جمله می گم که همیشه سر لوحه زندگی من بوده:


هیچ چیز غیر ممکن نیست،غیر ممکن،غیر ممکن است.


[ سه شنبه 29 تیر 1395 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ Awin ] [ نظرات() ]

/

ستاره ها بدون تاریکی نمی توانند بدرخشند.




طبقه بندی: جملات کوتاه،
برچسب ها:آینده،
[ سه شنبه 22 تیر 1395 ] [ 05:28 ب.ظ ] [ Mihemmed ] [ نظرات() ]

!

زندگی همانند یک میهمانی است.
آدمهای زیادی را به آن دعوت می کنید . برخی زود می روند, برخی تمام شب را می مانند.
برخی با شما می خندند,برخی به شما. و برخی خیلی دیر می رسند.
اما در انتها , وقتی خوشی تمام می شود, فقط افراد اندکی می مانند تا شما را در جمع کردن بهم ریختگی ها یاری دهند ,
و در اغلب اوقات کسانی که باعث این بهم ریختگی ها شده اند , خود در این بین حضور ندارند .
آنهایی که می مانند , دوستان حقیقی تان در زندگی هستند , آنها کسانی هستند که واقعا اهمیت دارند.


برچسب ها:باز هم زندگی،
[ جمعه 21 خرداد 1395 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ Mihemmed ] [ نظرات() ]

این جمعه هم گذشت...

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت


مانند مرده ای متحرک شدم ,بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت


می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم, گذشت


برچسب ها:جمعه ای سرد،
[ جمعه 14 خرداد 1395 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ Mihemmed ] [ نظرات() ]

می بارم

چشمانی کو که تو را ببینم
دهانی که تو را بخوانم
گوشی که تو را بشنوم
بارانم 
می بارم 
کورمال، کورمال
در کنارت.
 
شمس لنگرودی


[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

حکایتِ بارانِ بی امان است

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من دوستت می‌دارم ...
 
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب ٬ بی‌قرار دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم ...

"محمد شمس لنگرودی"


[ دوشنبه 10 خرداد 1395 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

شمس لنگرودی



[ پنجشنبه 6 خرداد 1395 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

خەمی تۆ لای کێ باس بکەم؟

هەموو تەنیاییەکانی من دوای تۆ بە لایێک بەس خەم و خەفەتی ئەم دووساڵەت لای کێ باس بکەم؟؟؟ 


[ سه شنبه 4 خرداد 1395 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ Sah Ra ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 27 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]