کلبه احزان درباره وبلاگ با سلام خدمت دوستان عزیز.من این وبلاگ رو برای استفاده شما درمورد موارد خاصی ایجادنکردم. امیدوارم خوشتون بیادوالبته این وبلاگ بانظرهای شما میتونه بهتربشه!!! مدیر وبلاگ : راضیه منصوری مطالب اخیر آرشیو وبلاگ نویسندگان ![]() نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : الهی ، عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم ؛ گفتی و فرمان نکردم ، درماندم و درمان نکردم . الهی ، عاجز و سرگردانم ؛ نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم . الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آن خواستم که تو خواستی. الهی ، به بهشت و حور چه نازم ، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم . الهی ، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار . به لطف ، مارا دست گیر و به کرم ، پای دار ، الهی حجاب ها از راه بردار و مارا به ما مگذار . نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : ![]() نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : ![]() الهی نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشمنه تو آنی که گدارا ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی پشت دیوار نشستم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که به غیر از این خانه مرا نیست نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : ![]() سه چیز مهم! سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسمسه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : ![]() نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : بارالهـــــــــــــــــا!
در پیشگاه تو ایستاده ام،
و دست هایم را به سوی تو بلند کرده ام،
آگاهم که در بندگی ات کوتاهی نموده و در فرمانبری ات سستی کرده ام،
اگر راه حیا را می پیمودم از خواستن و دعا کردن می ترسیدم...
ولــــــــــــــــــــی...
پروردگـــــــــارم!
آنگاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا می خوانی،
و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده می دهی،
برای پیروی ندایت آمدم،
و به مهربانی های مهربانترین مهربانان پنــــــــــــــاه آوردم،
و بوسیله برترین زن، و فرزندانش، که پیشوایان و جانشینان اویند،
و به تمامی فرشتگانی که به وسیلۀ اینان به تو روی می کنند،
و در شفاعت نزد تو، آنان را که خاصان درگاه تو اند، وسیله قرار می دهند،
به تو روی آورده ام،
پس برایشان درود فرست
و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار، و مرا از خاصان و دوستان قرار ده،
پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو می شود قرار دادم،
اگر با این همه، خواسته ام را رد کنی،
امیدهایم به تو به ناامیدی مبدل می گردد،
و آقایی که از بنده اش عیوبی دیده،
و از جوابش سر باز می زند،
وای بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرا نگیرد،
اگر مرا از درگاهت برانی،
پس به درگاه چه کسی روی کنم؟
امــــــــــــــــا...
اگر برای دعایم درهای قبول را گشوده،
و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانی،
چونان مالکی هستی که لطف و بخششی را آغاز کرده،
و دوست دارد آن را به انجام رساند،
و مولایی را مانی که لغزش بنده اش را نادیده انگاشته،
و به او رحم کرده است،
دراین حالت نمیدانم کدام نعمتت را شکر گذارم!
آیا آن هنگام که به فضل و بخششت از من خشنود شده و
گذشته هایم را به من ببخشایی؟
یا آنگاه که با آغاز کردن کرم و احسان، بر عفو و بخششت می افزایی؟
پروردگـــــــــارا!
خواسته ام در این جایگاه، یعنی جایگاه بنده فقیر ناامید،
آن است که:
گناهان گذشته ام را بیامرزی
و در باقیمانده عمرم،مرا از گناه باز داری ...
خدایـــــــــــم!
به درگاه تو دعا می کنم،
که در قلب منی،
در عبور از دنیــــــــــــــای رنــــــــــــــج،
راهــــــــــنمایم باش،
قلبم را به سوی تو می گیرم،
پس مرا به سوی خویشتن بخوان،
و راه لطف و رحمتت را نشانم ده،
خــــــــــــــــدایـــــــــــــا،
قلب من، تقدیر من و راهنمایم باش،
و مرا از قلمرو اشـــک و رنـــــــــج،
به ســـــــــلامــــــــــــــــــت عبور ده...
زندگی دفتری از خاطره هاست...
خدایا میدانم که تو مهربانترین در تک تک لحظات این دفتر، همراه منی، از تو عاجزانه درخواست می کنم، دستان پرمهرت را در دستان سردم بار دیگر چنان بفشار تا جانی دوباره یابم...
کوله باری از نگرانی را سالهاست بر شانه هایم به دوش میکشم، معبودا! آنان را از من بگیر و قلبم را از عشق و محبت خود سرشار گردان،
...آرامــــــــــــش را تنــــــــــها از تــــــــــــو آرامـــــــــبـخش
قــــــــلــــــبهـــــــــــــــا میخواهم...
نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : اولین حسی که با دیدن این تصویر بهت دست میده چیه؟؟؟ ![]() نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!! ولی ... هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا ! یک هفته در تب سوخت..!!!!
! ![]() نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : ![]() از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند . دکتر علی شریعتی
نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : ![]() اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید گوییا زینب محزون ز سفر می آید باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست کز اسیران ره شام خبر می آید نوع مطلب : برچسب ها : لینک های مرتبط : پیوندهای روزانه آمار وبلاگ
امکانات جانبی |
||