♣افق جایی که زمین به آسمان می رسد♣


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:دوشنبه 9 مهر 1397-07:30 ق.ظ

افق درخشان


جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ
 افق درخشان جایی برای دیدن تلالو هایی که دنبالش بودین

 اگه انتقاد یا پیشنهادی داشتین در قسمت نظرات وبلاگ اعلام کنید 
چنانچه مایل به تبادل لینک بودین زیر همین پست ، قسمت نظرات اعلام کنین
نظرات و لینک های تبلیغاتی تایید نمی شوند
از حضور گرمتون خوش وقتم
 لحظات زیبایی داشته باشین

جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده : آنوشکا
تاریخ:دوشنبه 3 شهریور 1399-08:45 ق.ظ

حسین چشمه حیات است


اشتباه نکن ؛ نه اینکه دنیا را نخواهم،بلکه بیشتر از تو میخواه...

اشتباه نکن ؛ نه اینکه دنیا را نخواهم،بلکه بیشتر از تو میخواهمش؛

اما دنیای من قدری با دنیای تو تفاوت میکند.
دنیای من وسیع است؛ از زمان فراتر و از مکان گسترده تر است؛
جاودانی است و بی پایان؛بی خزان و همواره بهار است.
میدانی دنیای من زنده و تابنده است؛میرایی ندارد و تاریکی درونش رخنه نمی کند.

یک چشمه آب حیات است؛کافیست جرعه ای از آن بنوشی تا طعم جاودانگی اش را حس کنی.

به من بگو مگر میشود این دنیا را نخواست؟

نقش سردر دنیای من به قلم خود خدا نگاشته اند "حسین".

اصلا میدانی باید به دنیایم قدم نهی و عطر سیب این باغ را خودت استشمام کنی تا بفهمی چه میگویم. مست بویش که شدی تازه تفسیر جاودانی را میفهمی.

و دمی که محو زیبایی نگارش شدی در میابی که چشمانت جز زیبایی نمی بیند ، وجودت جز زیبایی حس نمیکندو زبانت جز به زیبایی به سخن در نمی آید.

آری بهشتِ حسین ، این دنیای ابدیت ، چنین است.

دل از ویرانه دنیا بکن و از تاریکی زمان رها شو و پیش از آنکه به سوی وادی مرگ رهسپار گردی به آغوش "حسین" دست بیاویز که "حسین" اصل حیات است.

و کافیست اراده کند تا به طرفة العینی از چشمه حیاتش سیرابت گرداند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب مذهبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:شنبه 1 شهریور 1399-09:18 ق.ظ

محرم آمد


http://s10.picofile.com/file/8406395450/moharam_9_2.jpg


جناب محتشم برخیز و بار دیگر اعجاز سخنت را بر بلندای زمان آواز کن ؛ بیا و در یاری دلهای متحیر مانده از این آیت غلتیده در خون دوباره از حنجره شعرت فریاد بزن :

" باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است "

شاید این بار فطرس ملک از عرش کربلا به پای سوالت پر و بال بگستراند و منادی جوابت شود.

جناب فرشچیان استاد خلق حماسه ای بی بدیل به پا خیز و تابلو شگفتت را بر غمخانه دل ها بیاویز که چشم های ترِ عشاقِ حسین سخت ظهر عاشورایت را طلب دارند.

ای ره یافتگان وادی هنرِ عشق که بر دست و زبان و ذهن هایتان خط و شعر و نقشِ وحی گرفته از حضرت احدیت جاری است ؛

میشود بر گدایان سفره احساستان ، این یتیم ماندگانِ جوهر هنر منت نهید و دُر ناب صدف های ذوق تان را عاریه مان دهید؟بگذارید ما نیز اندکی با زبان عشق پیش حسین بندگی کنیم.

"اصلاً حسین جنس غمش فرق می‌کند

این راه عشق، پیچ و خمش فرق می‌کند

تنها نه اینکه جنس غمش، جنس ماتمش

حتی سیاهی علمش فرق می‌کند"





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب مذهبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:دوشنبه 27 مرداد 1399-06:08 ب.ظ

ما ملت امام حسینیم


۱۴۰۰ سال پ


سال پیش تفکری به نام یزید گمان میکرد اگر تفکری از جنس حسین را به قربانگاه بکشاند بر جهان حاکم میشود غافل از اینکه حسین خط قرمز خدا بود.
و اکنون ۱۴۰۰ سال است که هر سال این پیکار بزرگ میان سپاه کوچک حسین و لشگر عظیم یزید موقوع میگردد.

چه در سپاه یزید ۱۴۰۰ سال پیش باشی چه در سپاه یزید قرن حاظر اراده الهی بر این است هر کس مقابل حسین - این خط قرمز خدا- بایستد محکوم به فنا در گودال تاریخ خواهد بود.

خدا حسین را آفرید برای دستگیری بشر ، این کشتی نجاتی که بر اقیانوس تاریخ افکنده گردیده تا دست های برافراشته مغروقین را گرفته از هلاکت حتمی برهاند.

به این حتم ، باور داشته باشد نه سپاه حسین هرگز از پاسخگوی "هل من ناصر" مولایش دست میکشد نه سپاه یزید از تقلایش برای زدن این تفکر.

اساس دوگانه ی عزای حسین -سلامت عزادار حسین را که باز کنی به جد درمیابی اصل این شعار حسین را نشانه گرفته است.

امام جامعه فرمودند عزاداری مشروط به رعایت پروتکل های بهداشتی ، یعنی نه عزاداری بی قید و شرط(که عقل سلیم آن را در چنین وضعیت کرونایی نمی پذیرد) و نه کنار نهادن عزای حسین(که اصلِ هدفِ توطئه ی پنهانِ دشمن است)

یادمان نرود این مکتب حسین است که انسان ساز است ، انسانی که پای روضه ی اربابش آموخته است مقابل ظلم بایستد ، از وجودیت حق دفاع کند ، نفسِ بشر را عزیز بشمارد و از هیچگونه ایثار و فداکاری برای هم کیشش دریغ نورزد.

و همین شاگرد دانشگاه حسین است که همواره در بدترین شرایط (جنگ،سیل،زلزله،کرونا) پیشگام کمک خالصانه به همنوعش گردیده.

اینکه میگوییم اقامه ی عزای حسین از شعائر دین است و نباید زمین گذاشته شود به این خاطر است که حسین که رفت یزید بر جهان غالب میشود و وای بر دنیای بی حسین.


پی نوشت :
حسین آزمون سخت هر سال خداوند است هر بار به طریقی جدید ؛ آنچه این بین مهم است این است ببینی پایان این آزمون تو در کدام طرف این صحنه ی کربلا ایستاده ای ، سپاه حسین یا یزید؟!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب مذهبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:دوشنبه 16 تیر 1399-07:01 ب.ظ

تو غنی تر از آنچه می پنداری هستی


حس خوب

نه اینکه الزاما همه چیز وفقِ مرادمان باشد اما ، دریغ کردن لبخند -این حسِ خوبِ خدایی- از روحِ در قبضه ی قضای بیرحم سنگدلی نیست؟

بگذار بابت تمام حس های خوبِ ساده انگار گونه ، وجودت شادی را مزه مزه لمس کند.

کمی از آنچه قیاس بین من و او می گویند فرار کن؛

دستِ روحِ خسته ات را بگیر و گوشه ای از ذهنت - این انباری پر شده از خرت و پرت های بیخود حرص آور را - برای تماشای داشته های خاک گرفته در بی توجهی هایت خالی کن.

دقیق شو ، آن ته وجودت را ببین ! برقِ داشته هایت را -این نور واقعی ندیده انگاشته در سایه پر فروغ نورهای خیالی لامپ های رنگین آرزوها و قیاس ها.

باور کن تو بیش از آنچه می پنداری غنی از ثروتی ، فقط کافی است ببینی.

پس پیش از آنکه در سیلابِ سختِ آرزوی نداشته هایت غرق شوی بر قایق داشته هایت سوار شو .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب ادبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:پنجشنبه 29 خرداد 1399-09:22 ق.ظ

آرامش خیال

می شود کمی

می شود کمی بی خیال شوم؛
بنشینم روی قالیچه رنگین اتاق؛
پنجره را باز کنم؛
به آسمان لاجوردی بی پایان زل بزنم؛
عطر اطلسی های باغچه را بو بکشم؛
و در غیاب دغدغه هایم،
فنجان چای عطر آگین شده ی هل و دارچین را آرام سر بکشم !

☘تا که سر رفت حوصله از روزگارم قلب من
دل به دریای عمیق هر چه بادا باد زد☘



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب ادبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:پنجشنبه 29 خرداد 1399-09:19 ق.ظ

خوشبختی واقعی

حقیقت دارد

حقیقت دارد که انسان بی نهایت طلب است؛
،
هر چیزی را در حد کمالش می خواهد؛
،
سیری ناپذیر و همواره در طمع آرزوهای جدید ، از سویی به سویی در تکاپو است؛
،
و جز لحظاتی بسیار اندک، همواره حس می کند هنوز تمام آنچه می خواهد فرسنگ ها از او دور است.
،
باید قبول کرد این دویدن ها هرگز تمامی ندارد مگر آنکه بپذیری:
،
ارزشمند ترین دارایی هستی بیکرانِ این خدای سخاوتمند؛
،
نه آن بهترین های دنیای مادی که هر چه به دست آوری بهترینش را در جستجویی؛
،
که آرامش محض یک قلب بزرگ دست کشیده از این رقابت های نفس گیر است.
،
بپذیر یک ذهن خالی از مشغله ، تشویش ، نگرانی ؛
،
یک قلب مملو از عشق ، محبت ، مهربانی ؛
،
یک بدن سالمِ به دور از هر ناخوشی ؛
،
این ارزنده ترین ارمغان هستی است .
،
که می توانی با داشتنش از جهانی بی نیاز ، احساس خوشبختی تمام کنی.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب ادبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:شنبه 27 اردیبهشت 1399-06:42 ب.ظ

و جهان بعد تو رو به ویرانی نهاد

عکس و تصویر سلام ای عزیز ترین پدر دنیا ، ای سایه ی رحمتت سقف محکم زمین ، ...

سلام ای عزیز ترین پدر دنیا
،
ای سایه ی رحمتت سقف محکم زمین
،
مولا جان !
،
میخواهم از تو بنویسم ؛
،
از تو ، معجزه تکرار نشدنی خدا !
،
و چه سبقتی گرفته اند از هم این واژگانِ عاشق علی ، از برای گفتن از علی.
،
اما آقای من !
،
مگر میشود از تو راحت نوشت؟
،
از علی عین الله ، ید الله ، اسد الله ...
،
و چه سخت از این علی نوشتن !
،
آخر تو را هر جور بنگری ؛ انگار خدا را دیده ای ، در قالب جسم علی
،
تیزی ذوالفقار و نعره حیدریت ،خشم خدا را؛
،
داغی آهن گداخته بر طلب ناحق برادرت ،عدل خدا را؛
،
رزق کوچه های فقیر بر کوله بار نشسته بر دوشت ،بخشش خدا را؛
،
بازی کودکانه ات با طفلان یتیم شهر ،مهر خدا را؛
،
سکوت خار در چشم و استخوان بر گلویت برابر جفاهای بشر ،صبر خدا را؛
،
دادگری منصفانه بر مسند قدرتت ،قضاوت خدا را ؛
،
و هزار صفت خدا گونه تو .
،
انگار خدا تو را آفرید ، تا در هیبت تو بر بشر متجلی گردد؛
،
که چنین آفرین گفت بر خلقتت "فتبارک الله احسن الخالقین"
،
اما این بشرِ جاهل!
چه بد کرد با تن قرآنی ات ، که شب نزول قرآن ، تیغ بر فرق آیه های قرآن زد.
،
مولا جان !
،
گمانم تو از سرِ زمین بسیار زیاد بودی ، که خدا تو را از زمین گرفت ؛
،
و یتیم گذاشت تاریخ را تا ابد ، در حسرت آمدن دوباره ای مثل تو ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب مذهبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:یکشنبه 21 اردیبهشت 1399-09:05 ق.ظ

جهش تولید چگونه محقق می شود؟


http://s5.picofile.com/file/8396634218/IMG_20200509_230846_137.jpg

حرکت موتور اقتصاد کشور، در گرو مشارکت مردم است ، درعین حال دولت هم وظایف مهّمی دارد. یعنی هم قوه ی مجریّه، هم قوه ی مقنّنه و هم قوه ی قضائیّه به عنوان دولت جمهوری اسلامی ، وظایفی دارند که اگر این وظایف را دولت عمل نکند جهش تولید صورت نخواهد گرفت
《رهبر معظم انقلاب 》

تصور کنید قصد دارید با قطار از تهران (مبدا) به مشهد (مقصد) بروید ،
شما به عنوان یک مسافر ، از باجه بلیط مربوطه را خریداری کرده ، در موعد معین ، در کوپه خود جای خواهید گرفت و منتظر خواهید نشست تا سوت حرکت قطار به صدا در آید.

این قطار یک راننده دارد و بر روی مسیر ریل گذاری مشخصی حرکت می کند که از قبل توسط گروهی از کارگران احداث گردیده اند.

اگر ملت ایران را به این قطار تشبیه کنیم ، درک مطلب فوق رهبری ساده تر می شود.

انقلاب اسلامی ایران از بهمن ماه سال ۵۷ به عنوان مبدا شروع ، آغاز به حرکت به سوی مقصد نهایی که ان شاء الله ظهور حضرت حجت (عج) است کرد.

جایگاه رهبری به عنوان کسی که افق های پیش روی امت را تبیین می کند مانند همان باجه فروش بلیط است مبدا حرکت و مقصد را نشان می دهد ، وسیله های نقلیه رفتن از مبدا به مقصد را نشان می دهد و مزایا و معایب هر یک را شرح می دهد.

رئیس جمهور مانند راننده قطار است و وظیفه دارد مسافران قطار را به مقصد برساند.
اگر قطار بر ریل درست قرار گرفته باشد راننده قطار چه حرفه ای چه آماتور زود یا دیر قطار را به مقصد می رساند.
حال اگر راننده یا همان شخص رئیس جمهور حرفه ای باشد با مهارتی که دارد قطار و مسافرانش را با کمترین آسیب (خرابی قطار ، حمله به قطار و ...) به مقصد خواهد برد ولی اگر راننده حرفه ای نباشد طبیعتا در مواجه با حوادث غیر مترقبه پیش رو ضعیف عمل کرده و قطار دیرتر از موعد خود به مقصد خواهد رسید.

البته این در صورتی است که قطار بر ریل درست قرار گیرد در غیر این صورت ، هر چند راننده حرفه ای و کار بلد باشد نمی تواند قطار را به مقصد تعیین شده برساند.

سوال این است چه کسی چه کسی قطار را بر ریل درست قرار می دهد؟جواب مجلس است. قوانینی که در مجلس به تصویب می رسد حکم همان ریل گذاری را دارد، چنانچه این قوانین درست تصویب شود رئیس جمهور به عنوان راننده لوکوموتیو ملزم است بر مسیر صحیح پیش برود و اگر این قوانین صحیح نباشند قطار از مسیر اصلی حرکت منحرف شده به مقصد تعیین شده نخواهد رسید.

اما جایگاه قوه قضاییه در این قطار چیست؟
فرض کنید شما مسافر این قطار هستید ، طبیعتا این قطار طیف گسترده مسافران را در خود جای داده است که برخی به دلایلی موجب آزار و اذیت دیگر مسافرین می گردند اینجا این وظیفه مامور امنیتی قطار (قوه قضاییه) است که با فرد خاطی برخورد کرده ، او را از بقیه جدا و در صورت لزوم از قطار پیاده کند.

خوب است اکنون جایگاه مردم را نیز مشخص کنیم. توجه داشته باشید این قطار بر ریلی حرکت می کند که از قبل توسط کسی یا کسانی ساخته شده است.
نقش مردم دقیقا نقش همان سازندگان ریل های قطار است. اگر خطوط این ریل ها از جنس ماده اولیه مرغوب باشد و به درستی به هم پیوند یافته و احداث شده باشند قطار مسیر طبیعی خود را از مبدا به مقصد پی می گیرد. این ریل گذاری همان انتخاب های اصلح ملت در انتخاب های مختلف است.

اگر بخواهیم قطار حرکت یک ملت به سلامت به مقصدِ هدفش برسد لازم است تمام ارکان یک جامعه درست و هماهنگ با هم کار کنند.



پی نوشت :
رهبری در بحث تولید یک افق پیش رو را مشخص کرده و در جلسات مکرر توصیه های راهبردی لازم را به نهادهای مربوطه مبذول داشته اند.
اکنون وقت آن است برای رسیدن به این هدف معین ، دولت و ملت همه با هم ، دست به کار جهش تولید شوند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب سیاسی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1399-10:24 ق.ظ

ساز و کار بورس چگونه است؟

عکس و تصویر ساز و کار بورس چگونه است؟ فرض کنید شرکتی برای شروع یک کار تولیدی توانایی ...


فرض کنید شرکتی برای شروع یک کار تولیدی توانایی لازم دارد اما سرمایه ندارد در مقابل افراد سرمایه داری باشند که فاقد توانایی و دانش لازم برای کار تولیدی هستند ؛
حال اگر سرمایه شخص دوم در اختیار شخص اول قرار گیرد چرخ تولید به حرکت در خواهد آمد و هر دو شخص منفت خواهند برد .
به این میگویند ساز و کار بورس .

حال فرض کنید شخص یا اشخاصی باشند فاقد توانایی و سرمایه لازم جهت کار تولیدی ، اگر این اشخاص ، واسط بین شخص اول و دوم شوند چه پیش خواهد آمد؟

در این صورت شخص واسط ، سرمایه را از سرمایه دار میگیرد اما جای آنکه سرمایه دریافتی را به کالا تولیدی تبدیل نماید ، مبلغ مذکور را به علاوه مبلغی اضافه تر به عنوان سود معامله به واسطه دوم می فروشد و واسطه دوم به همین شکل به واسطه سوم .

در این حالت چه اتفاقی می افتد؟ جواب همان معنی حباب در بورس می شود.
یعنی هر فرد واسطه ، عوض فروش کالا به فرد خریدار از آنجا که قادر به تبدیل سرمایه به کالا نیست ، کالای تولید نشده را پیش فروش می کند .
یعنی سود حاصل از فروش کالای مجازی را دریافت می کند بی آنکه دارنده اصل سرمایه و تولید کننده کالای تولید شده باشد.

و از آنجا که کالایی تولید نشده رسیدی تحت عنوان اوراق بورس به خریدار تحویل می دهد
و به همین شکل واسطه بعدی با خریدار بعدی معامله می کند و این سبب می شود قیمت کذایی کالای تولید نشده رشد صعودی به خود بگیرد .

در این نمونه افراد تازه وارد به بورس همواره مورد سوء استفاده دلالان با تجربه قرار می گیرند بدین شکل که چون با ساز و کار بورس آشنایی چندانی ندارند به سادگی با رشد کاذب سهام هایی که همین دلالان باعث رشد صعودی شان گردیده اند فریب خورده به طمع سود بیشتر سرمایه های بیشتری را برای خرید سهام های مذکور اختصاص می دهند .

واسطه های با تجربه بورس خوب فهمیده اند چه هنگام کدام سهم را بخرند و چه هنگام بفروشند و به این شکل از پول ، پول در آورند.

متاسفانه همین امر سبب می شود سرمایه ای که می توانست به چرخه اقتصادی وارد شود و تولید را به جریان بیندازد توسط واسطه ها به انحراف کشیده شود و عوض رشد اقتصادی تورم شکل بگیرد.

اگر بازار بورس به درستی مدیریت شود و دست واسطه ها از فعالیت های زنده اقتصادی کوتاه گردد ، سرمایه راکد افراد متمول به چرخه اقتصاد بر خواهد گشت ضمن آنکه موتور تولید تولید کنندگان به حرکت خواهد افتاد که در بلند سبب رشد اقتصادی خواهد گردید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب آموزشی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1399-10:21 ق.ظ

چه کسی ظهور حضرت حجت رو نزدیک میکنه؟

عکس و تصویر چه کسی ظهور حضرت حجت رو نزدیک میکنه؟ تا حالا از خودت پرسیدی چقدر تو ...


تا حالا از خودت پرسیدی چقدر تو کوتاه شدن زمان غیبت دخیلی؟

منتظری؟
دعای فرج میخونی؟
امام زمانت رو ندیده دوست داری؟
آفرین تو محبی!

ولی آیا یه محب منتظر واقعی؟
یه محب کی میتونه ظهور مولاش رو تسریع کنه؟

وقتی آسمون و زمین به کامت باشه؛
شاد باشی؛
دغدغه نداشته باشی؛
حرف زدن راحت میشه ، میشی سینه چاک حضرتش.

اما وقتی یه جای زندگیت لنگید چی؟
شروع کردی به گله و شکایت از خدا که انصافت رو شکر چرا من؟
وقتی هوس گناهی به دلت افتاد و لرزیدی اون موقع حضرتش مقابلت مجسم نشد؟

فکر کردی اگه آقا بیاد و آماده نباشی؟
یهو دنبال بهانه بگردی خدایا الان وقت ظهور بود؟

وقتی قبل آمدن وجود مبارکش ، روحتو جلا نداده باشی؛
گناه غرقت کرده باشی؛
حضورش رو بر نمی تابی و برای نبودن کنارش بهانه میتراشی.

محب بودن خوبه ولی شیعه بودن یه چیز دیگه است.
شیعه دلش که لرزید، احترام نگاه مولاش رو نگه میداره.

میدونه اگه روزی حضرت نگاش کنه بپرسه برای تعجیل فرج چی کردی؟
باید جوابش شرمندگی نباشه ، سر به زیر انداختن و عرق شرم نباشه ، کوله بارت پر باشه.
برگرده بگه آقا جان!
فلان روز ، فلان جا ،دیدم نفسم داره بهم غلبه میکنه ؛ برگشتم دیدم داری نگام میکنی، شرم کردم ، گذشتم.

میدونین همین گذشتن ها اگه تو جمع کثیری نمود کنه ظهور محقق میشه؟

وقتی جمع شیعه رشد کرد؛
بستر آمدن خیر مطلق هم مهیا میشه.

برای محقق شدن زمان موعود، فقط پاکی دل و گریه ندبه صبح جمعه و متن بیقراری کافی نیست.

روح باید بزرگ بشه؛
صیقل داده بشه؛
یاد بگیره: فرمان بر باشه؛
یاد بگیره :نفسش مقابل روحش حقیر باشه؛
و لازمه این فرمانبری و حقارت نفس ، ریاضت دادن به روحه.

تبعیت از خلیفه الله تمرین میخواد.
باید قبل ظهور :
یاد بگیری حق و باطلو تمییز بدی؛
یاد بگیری تو غبار فتنه گم نشی ، راه درستو تشخیص بدی و از صراط مستقیم منحرف نشی؛
یاد بگیری کی و کجا وارد میدون بشی؛
باید سربازی آقا رو تمرین کنی و حضرتش رو مقابلت ببینی شاهد و ناظر بر نیات و اعمالت .

لازمه این یادگیری طهارت روحه و این طهارت به دست نمیاد مگه با حراست از دین خدا.

اگه خودتو آماده کردی که چه سعادتی ولی اگه غیر این شد و خودتو خیمه ی مقابل امام دیدی شوکه نشو که قدم قدم گناه ، آدمو از وادی سعادت به جهنم شقاوت میکشونه.

پس اگه واقعا منتظری؟ مراقب قدم هات باش!


پی نوشت:
رمضان بهترین تمرین برای ریاضت دادن به روحه؛
بندگی خاص خدا و زنجیر کشیدن نفس روحو صیقل میده؛
این فرصت طلایی رو از دست نده.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب مذهبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:شنبه 30 فروردین 1399-09:56 ق.ظ

مانده ام چشم انتظار یک خبر

عکس و تصویر گمان میکنم زیباترین لحظه ، دقایق پیش از طلوع باشد. ، آنگاه که ایستاده به ...

گمان میکنم زیباترین لحظه ، دقایق پیش از طلوع باشد.

آنگاه که ایستاده به افق چشم دوخته ای و لحظه ها را برای دیدنِ آن نور خیره کننده ی زنده گرداننده ی زمینِ خاموش می شماری.

لحظاتی که یقین داری هر آن خواهد رسید ، آن ثانیه خاص ، که تاریکی شب را در کام خویش فرو بلعد.

به راستی چه شباهت عجیبی است بین خورشید عام و خاص هستی و این دقایقِ پیش از طلوع به وضعِ ایرانِ چهل ساله امروز.

پشت سر را که می نگری سیاهی ظلم تاریخ را می بینی پیش از فجر نخستین (انقلاب ۵۷) و به افق که خیره می شوی چه مشتاقانه در فجر دومین (آخرالزمان نزدیک به ظهور) به دنبال خورشید (امام موعود)می گردی.

سیمای شب را که بنگری به یاد می آوری ماجرای طولانی این سیاهی تار را.

شبی که از غروب یک آفتابل مه آلودِ کذایی (نظام سلطه) با درخشیدنِ ستارهِ شب (نهضت حضرت امام) آغاز شد و با روشنایی ماهِ جانشین (زعامت رهبری) ادامه پیدا کرد.

و اکنون تو در دمادم طلوع ، کتاب شب را که ورق بزنی به یاد می آوری آنچه را پشت سر نهاده ای.

اوایل شب را که گرگ و میش بود فضا و خودی از غیر ، قابل تفکیک نبود.

به یاد می آوری حمله گرگ به گوسفندان غافل را؛

دریدن ها را ، خون های ریخته از خوی حیوانیت را.

به یاد می آوری آن دمادمی را که سیاهی شب رنگ ها را در نوردید و چشم های نابینای جاهلان را در چاه ظلمت فرو افکند.

به یاد می آوری ماه را که چگونه سپاهِ حق را از پرتگاه ظلمت رهانید و به راه هدایت رهنمون سازید.

به یاد می آوری ابرهای فتنه را که پرتو ماهِ آسمانت را پوشاندند و لغزش هایت را که اگر سوسوی ستارگان شهیدش نبود هلاکتت حتمی و آخرتت تباه بود.

شبی طولانی که رهاوردش برایت گرسنگی بود (تحریم) و تازی گری حیوانات درنده (اشکال متعددجنگ) و لاشخورهایی (رسانه لجن پراکن) که به انتظار پاره کردنت لحظه میشمردن.

اکنون خودت را بر قله ایستادگی ، خیره به افق بر انداز کن که چگونه به سنگریزه های مسیرت ، فاتحانه طعنه می زنی.

از گرگ و میش سحر هراسی بر دلت راه نده که این تاریک ترین لحظه شب ، نویدِ طلوعِ صبحِ ظهور دارد.

پایت را بر زمینِ سفتِ ولایت محکم کن؛
مبادا آخرین سِحر شب ، تو را از باور به آمدن ، آن خورشید حتمی ، مایوس دارد.
که اگر لغزیدی بی شک در حجابِ شب زنجیر خواهی شد.


پی نوشت :
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکُن دل دل، ای دل!
بزن دل به دریا؛ که دنیا، که دنیا، که دنیا، به خُسرانِ عقبی نیــرزد


آنچه ایران در پسا کرونا خواهد دید درخشیدنِ محض است.
مبادا از این کشتیِ نجات جدا گردیم که دریا بس مواج و طوفانی است.

اللهم عجل لولیک افرج



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب مذهبی 
نویسنده : آنوشکا
تاریخ:دوشنبه 25 فروردین 1399-08:42 ق.ظ

قهرمان کتاب زندگی خودت باش

عکس و تصویر دلم دوباره یک شاعرانگی زیبا میخواهد؛ بیخیال همه دنیا بنشینم کنج اتاق،کتاب های قدیمی رمانم ...

دلم دوباره یک شاعرانگی زیبا میخواهد؛
بیخیال همه دنیا بنشینم کنج اتاق،کتاب های قدیمی رمانم رابردارم
و لای زندگیهای رویایی شان غرق شوم.

خودم را جای تک تک قهرمانها بگذارم
فصل به فصل با غمهایش غصه بخورم و با شادیهایش لبخند بزنم؛ترس هایش را لمس کنم و با موفقیت هایش احساس غرور.

قهرمان دنیای کوچک خودم شوم.
نه از جنس آن ابرقهرمانهای خیلی خیالی با نیروهای عجیب و غریب
که یک هو ظاهر میشوند و دنیا را مبهوت میکنند.

همان ها که فقط در کتابهای خیالی قدرت دارند و برای اینجا این حقیقت واقعی فقط سرابن.
نه قهرمان قصه های من قدرت جادویی ندارند،از یک دنیای عجیب زاده نشده اند و با هیولاهای رعب انگیز افسانه ای نمی جنگند.

قهرمان کتاب های من،آدم هایی هستند شبیه خودم،شبیه مادرم،پدرم ،دوستم،همکارم،استادم،همسایه ام،آشنای دورم.

یک آدم معمولی مثل همه معمولی هایی که دور و برم هستند.
به دنیا می آید،
کودکی هایش را با بازیهای بچه گانه و خیالات شیرین پر میکند،
نوجوانی اش پر است از اسطوره هایی که آرزو میکند کاش یک بار از نزدیک ببیند،
جوانی که آرزوهای بزرگ دارد و شبانه روز میدود تا به رویایش حقیقت ببخشد،
به میانسالی که می رسد می ایستد خودش را برانداز میکند،کوله بارش را نگاه میکند و اندوخته هایش را میشمارد.

به یاد بچگیهایش حسرت می خورد
از لجبازی های نوجوانی اش خنده اش میگیرد
از حرص خوردن های بیخود جوانی اش عصبانی میشود
و از زندگی ساده پر از پیچ و خم اش خاطره میسازد.

به صفحات آخر کتاب که میرسی هم خوشحالی هم نه و دوست داری بدانی آخر زندگی این شبیه تو چه میشود؟

همین که داستان کتاب تمام میشود چند لحظه مکث میکنی،لبخند میزنی و سپس یک غم کوچک درونت حس میکنی،انگار گوشه ای از وجودت کنده شده و این ناراحتت میکند.

با خودت فکر میکنی چه کتاب خوبی،چه نویسنده حاذقی،دلم برای قهرمانش تنگ میشود.
و بی آنکه بفهمی داری کسی راتحسین میکنی که همین حوالیت زندگی میکند.

یک قهرمان معمولی،کسی که ادعایی ندارد.
فقط یاد گرفته است کارش رادرست انجام دهد،
هرجا که باشد.
برای هدفش میجنگد،
شکست که میخورد غمگین میشود ، اشک می ریزد اما ، سرخورده نمیشود.
به هدفش که رسید خوشحال میشود اما ، غرور اسیرش نمیکند در همان باقی سطح بماند.


از من بپرسی افسانه ها حقیقت دارند،آن بهترینهایی که آرزو میکنیم کاش جایشان بودیم یا از نزدیک می دیدمشان.
کافی است چشم هایمان راکمی بیشتر باز کنیم وحقیقت های ساده دور و برمان راببینیم.
خوب که نگاه کنیم ، قهرمانهای قصه ها رامیبینیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب ادبی 



  • تعداد صفحات :18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات