♧☻♂✘ حرف دل ✘♂☻♧
بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من
جاریست. و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بیابم واز زندان
لحظه های بی تو رها شوم شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند. آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان
از سخن گفتن عاجز است. گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده می نویسم از تو، از تو ای پاک ترین
، تازه ترین نغمه ی عشق تو که سر سبز ترین منظره ای ، تو که
سرشار ترین عاطفه را ، نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم هستی ؛ در تمام
لحظاتی که خدا شاهد اندوهم هست به تو می اندیشم و به تو می بالم و
از تو می گیرم ، هر چه انگیزه درونم دارم روزها می
گذرد ، عشق ما رو به خدایی شدن است رو به
برتر شدن از هر حسی ، که در این عالم خاکی پیداست سلام دوستای خوش قلب و مهربون شادینم امشب چه طولانی، ولی عاشقانه
و پرنور است. شب روشن پر امیدی است که باید در ازدحام نگاه های مهربان
بنشینیم و لبخند را به خوبی بدانیم. بنشینیم نفس هامان را با هم یک دل کنیم
و خاطرات سرشار را از میان سینه هامان بیرون بریزیم تا خانه ها روشن شود.
شمع ها را امشب کنار شب نشینی سرور، با شعله نوازش دل برافروزیم. سفره ها
را از مائده دعای خیر پر کنیم و در جیب های یکدیگر نقل و نبات مهر بریزیم.
سر بلند کنیم به سمت ستاره ها. بوسه برای آسمان برکت خیز زندگی بفرستیم و
آواز زمستانه ای برای آغاز فصل تازه بخوانیم؛ آوازی به رنگ و رونق حیات
راستین. لبخند بزنیم. شب همچنان ادامه دارد. خورشیدِ فردا کمی در تأخیر است؛ که امشب را در طولانی ترین لحظات باهم
بودن پر از رمز و راز عاشقانه حیات کنیم؛ پر از نیایش خویشاوندی و همدلی.
یاد کنیم از پرواز های گذشته، از سفرهای تعالی، معجزات مکرر عمر. یاد کنیم
از روزگار همیشه در شتاب، زندگانی پر رمز و راز. یکدیگر را فراخوانیم به
سمت یک رنگی، به سمت عشق؛ که عمر نمی ایستد؛ که لحظه، گریزان است و با هم
بودن غنیمتی است فرار. از یلدا بپرس راز "شب" زنده داری عاشقان را. از یلدا بپرس که چگونه
"ستاره"گان بلندبخت، از آغاز زمین بی وقفه در شب ها سوسو زده و چراغ راه زندگی
بوده اند. بپرس که امید به دیدار صبح و ظفر چه اصالتی دارد؛ پیروزی نور بر
تاریکی را چه حکمتی است؛ چیرگی امید بر نومیدی و ظلمت چه حقیقتی است؟ یلدا
می داند که انهدام سلطه تاریکی چگونه است. شاهد همیشگی زمستان است یلدا؛
که مژده دوباره رسیدن بهار را در طویل ترین و چراغانی ترین شب زمین ندا می
دهد. فرصت بخواهیم از عشق، از هستی، از خالق. فرصت بخواهیم که در تک تک آینه
های زمین، تجربه های عزیز را ببینیم؛ که تک تک شب های عمر را در لباس خوش
بختی به صبح برسانیم؛ که کوکب های اشاره گر شب های جهان را قدر بدانیم و هر
آنچه طلوع سپیده را تقدیس کنیم. فرصتی بخواهیم که باشیم و صلح در ما باشد. خورشید بی وقفه در ما باشد و
تبرک نصیب دست های ما باشد. شب هنوز ادامه دارد. بیدار بمانیم که تا رسیدن
نور تمام تاریکیهای خود را از پنجره بیرون اندازیم. به استقبال سپیده فردا
نام های یکدیگر را در شب نشینی شعف با مهر صدا بزنیم. ♫♫♫ دستتو ول می کنم اگه میتونی برو یه قدم تجربه کن من این آینده رو بعده من هرکی بیاد من ازش عاشق ترم بعده من هرکی بیاد من ازت نمیگذرم ♫♫♫♫♫♫ تو نمی تونی بری وقتی عاشقی هنوز هرچی از تو بشنوه به خودم گفتی یه روز زندگی کردم تورو تا نگاه آخرت من همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت بعده من هرکی بیاد باید از من بگذره تا کجا باید بری تا منو یادت بره رفتنت عذابته خاطراتت با کیه هرچی تجربه کنی بعده من تکراریه تو نمی تونی بری وقتی عاشقی هنوز هرچی از تو بشنوه به خودم گفتی یه روز زندگی کردم تورو تا نگاه آخرت من همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت ♫♫♫ سارینا پارسا(آهنگ عشق من) ♫♫♫ تو بخوای، روی ابر آسمون پا میذارم
بخاطرت تا بفهمی که چقدر دوست دارم
تو بخوای، دنیارو بهم میریزم بمونی
اونقدر عاشقتم که میدونی
این محاله بی تو طاقت بیارم
عشق من همه ی دنیامی
امروز و فردامی
اونی که میخوامی تو…
♫♫♫ آغوش تو واسه من
راهی دریا میشه
زندگی با سختی هاش
با تو چه زیبا میشه..
هر لحظه که میگذره
تو یادمی همیشه
کی هستی که اینجوری
دلم واست تنگ میشه... عشق من همه ی دنیامی
امروز و فردامی
اونی که میخوامی تو... دلی رو زیر پا گذاشتی، که قبل تو شکستگی داشت حال منه عاشق به کی به جز تو بستگی داشت تهش واسه من و تو چی داشت یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود کفره ولی میگم، چشای تو خدای من بود شروعت انتهای من بود عشقم این روزا هوای تو هوام و بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی می بینمت هنوزم اینجایی باور کن ♫♫♫♫♫♫ تو بی من می میری، می میرم من بی تو عشقم این روزا هوای تو هوام و بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی می بینمت هنوزم اینجایی باور کن روز میلاد تو بود که هوا بوی شبنم وشقایق می داد انگار مدتی است که احساس میکنم ای کاش آن کوچه را دوباره ببینم آنجا که ناگهان یک روز نام کوچکم از دستم افتاد و لابهلای خاطرهها گم شد آنجا که یک کودک غریبه با چشمهای کودکی من نشسته است از دور لبخند او چقدر شبیه من است! آه، ای شباهت دور! ای چشمهای مغرور! این روزها که جرأت دیوانگی کم است بگذار باز هم به تو برگردم! بگذار دستکم گاهی تو را به خواب ببینم! بگذار در خیال تو باشم بگذار... بگذریم! این روزها خیلی برای گریه دلم تنگ است! قیصر امینپور کم کم غروب ماه خدا دیده می شود صد حیف ازین بساط که برچیده می شود در این بهار رحمت و غفران و مغفرت خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود خداحافظ ای ماه غفران و رحمت خداحافظ ای ماه عشق و عبادت خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه خداحافظ ای بهترین ماه الله فرود یک فرشته آغاز یک معراج و شروع یک زندگی ... تولدت مبارک زهرا جون (بانو)... تک تک ستاره های عمرت بلند و والا باقی عمرت ۱۰۰۰ به بالا تولدت مبارک دوست خوبم... انشاء الله همیشه خوب و خوش و سلامت باشی درکنار عزیزانت♥ یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد و خداوند شب و روز و تمام لحظات با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد تولدت مبارک، خوش اومدی "ستاره" اگرچه ازراه دورهیچ فایده ای نداره شمعهاروروشن کن وبه جامون دوتاروفوت کن نمیشه پیشت باشیم فقط برام سکوت کن تواین روزطلایی،تواین شب رویایی نگوکمی غم داری بدون که یکنفر همچون "سیاوش" داری ببخش اگه درحدشما نیست همینقدرو به بزرگی خودت پذیرا باش زحمت تایید و جواب با خودت بانوجان جسارتا از طرف همه دوستدارانت مرا صد بار اگر از خود برانی دوستت دارم به زندان جفایت هم کشانی دوستت دارم به پیش خلق اگر نتوان حدیث عشق را گفتن درون سینه ی تنگم نهانی دوستت دارم مزن زخمی دگر بر دل ندارم شکوه ای گل مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ... . ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ! ﻣﺜﻼ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ می گوﯾﻨﺪ: ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪﻡ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ می گوﯾﺪ: ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﯾﺎ ﭼﻪ می داﻧﻢ ﻫﺮﭼﻪ! ﺍﺻﻼ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭد! ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ می پرﺳﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯽ: ﭼﻮﻥ «ﺩﻭﺳﺘﺶ دارم» هر شب که می خوابم می گویم صبح که آمدی با شاخه ای گل سرخ وانمود می کنم هیچ دلتنگ نبودم صبح که بیدار می شوم می گویم شب، با چمدانی بزرگ می آید و دیگر نمی رود اگر مهدی زهرا باز گردد / جهان آیینه اعجاز گردد سرم را پیش پایش می گذارم / که با خاک رهش دمساز گردد . . . ولادت امام زمان (عج) حضرت مهدی علیه السلام برعاشقان ایشان مبارک باد بر چهره پر ز نور مهدی صلوات / بر جان و دل صبور مهدی صلوات تا امر فرج شود مهیا بفرست / بهر فرج و ظهور مهدی صلوات . . . بالهایم التیام یافته بود، دکتر گفت: شما می توانید دوباره پرواز کنید. اما من پرواز اولم را به یاد نداشتم. در امتداد خیابان تنها با بالهایی که
به تازگی التیام یافته بودند، راه میرفتم. مرا کسانی که بال نداشتند، طرد
کرده بودند. به هر کس گفتم با من پرواز کنید، سکوت کردند. دچار غم و حرمان
که میشدم از بالهایم پرهای آبیرنگ به خیابان میریخت. توفان بود. روزی خواستم بر فراز گندمزار پرواز کنم، کلاغها از صبح گندمزار را فتح کرده بودند. بر
فراز آتش هم پرواز کردم، با احتیاط بر فراز آتش میرفتم که شعلهی آتش به
بالهای من اصابت نکند. کسی مرا با بالهایم نمیشناخت. بالهایم از تنهایی من کمکم کوچک و کوچک شدند و در یک صبح جمعه بارانی، محو شدند. چقدر خواب ببینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض جواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟ تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای هنوز نذر شب جمعه های من اینست که اتفاق بیفتد حلال من شده ای که اتفاق بیفتد کنارتان هستم برای وسعت پرواز بال من شده ای میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای تو هر شهر دنیا که بارون بیاد مگه میشه بارون بباره ولی تو هر جای دنیا یه عاشق داره هنوز تنهایی سهم هر عاشقه دانلود آهنگ سیامک عباسی به همراهی محمد راد به نام شهر بارونی تولد امام حسین (ع) و میلاد اباالفضل(ع)، ماهتاب شب های غریبی حسین(ع) مبارک باد
باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم
ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم
و چه رویای شیرینی است رویای با
توبودن
در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما
هستند که باهم نجوا میکنند،
و چه زیباست رویای با توبودن......."((❤))
امیدوارم شب یلدا،کلّی بهتون خوش بگذره
یلداتون مبارک، با یک بغل گل رز
یلدامون مبارک (❤)
نویسنده : سیاوش
♫♫♫ღsiav❤ashღ
♫♫♫(❤)
تقدیم به اونیکه همیشه دوستش دارم و خواهم داشت
وقتی دلت گرفته و یه آهنگ گوش میدی و ...
برگی از دفتر، سنگینی احساست رو به دوش میکشه...ستاره هیچ گاه از خاطر شب نمی رود ،
بگذار دل من اسمان باشد و یاد تو ستاره...
در هوای عطر تو
بر بال نسیم
با بادها...
مثل یه پروانه ببین
اسیره مشته بسته ام
از این همه پرسه زدن
کوچه به کوچه خسته ام
تو لحظه های بیکسی اسیر ناباوریم
تو قاب خالیه جنون یه عکس خاکستریم
تویه این ثانیه های بی رمق
لحظه های آبی تو حروم نکن
این روزا ابری و خاکستریه
شبای آفتابیتو حروم نکن
ماهیه زخمیه پاشوره ی حوض
کی رو خواب دیدی که دریایی شدی
آلوده ام آلوده ام هم رنگ با مرداب
نفرینیم در حسرت بیداری از این خواب
برای من که رفیق سفرم
مرهم زخمای خستگی تویی
از رو گل برگ گلای کاغذی
اشکامو با دست آلوده بچین
منو تو آینه ها شستشو بده
تو چشمام حادثه ی عشقو ببین
مثل یه پروانه ببین
اسیره مشته بسته ام
از این همه پرسه زدن
کوچه به کوچه
telegram.me/setareyesard
باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده استسیاوش عزیز
تبریک دست خالی ما را با سخاوت بی حدت بپذیر
همیشه لبخند بر لبانت
عشق در قلبت
لطف در نگاهت
محبت در چهره ات
بخشش در رفتارت
و حق در زبانت جاری باشد
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب
شعرهایم به تو ای جان جهان خوكردند
واژه هام از تو نوشتند و هیاهو كردند
خواستم عاشقی ام پیش خودم باشد و تو
گریه هایم ... چه كنم دست مرا رو كردند
"از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر"
تا مرا كشته ی آن تیغ دو ابرو كردند
قدسیان ، صِرف همین از تو نوشتن ها بود
دهن شعر مرا این همه خوشبو كردند
هرشب از سرگل گل های رواق ملكوت
حرمت را پر ِنیلوفر و شب بو كردند
چه قَدَر عاشق دلداده كنارحرمت
كه نشستند و فقط مثل گلت بو كردند
خادمان تو نگفتند برای تو مگر؟
چه قَدَر اشك كه از صحن تو جارو كردند
نرسیدند به كُنه تو و خوبی هایت
شاعران هرچه برای تو تكاپو كردند
بعد از آن هرچه عسل ریخت به كندوی غزل
همه را نذر تو یا ضامن آهو كردند
من از آن ها كه نجستند تو را در عجبم
كه از این باغ بهشتی به كجا رو كردند؟!
ولادت امام مهربانی علی بی موسی الرضا «ع» مبارک
از آن ...
حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود ...
که گوشه چشمی به ما کنند»
دلم حسابی تنگه برای حرمت اقا
میگن جواب سلام واجبه
از دور سلام ....
التماس دعا......به زبانی که توان گفت تو را می گویم
به زمانی که توان رفت تو را می جویم
جمله ها قاصر و عاجز ز بیانند ولی
بنده تبریک تولد به زمان خوشیت می گویم
تولد تو تولد یک زیبایی ، تولد یک بهار تولد آرامش
تولد یک فرشته ، تولد زلالی دریا ، تولد عشق
تمام واژه ها برای توصیف خوبیهای تو حقیرند
و هنوز جمله ای که بشود تو را با آن وصف کرد متولد نشده
تولدت مبارک هانیه جان
خاکستریتر از دو سه سال گذشتهام
احساس میکنم که کمی دیر است
دیگر نمیتوانم
هر وقت خواستم
در بیست سالگی متولد شوم
انگار
فرصت برای حادثه
از دست رفته است
از ما گذشته است که کاری کنیم
کاری که دیگران نتوانند
فرصت برای حرف زیاد است
اما
اما اگر گریسته باشی...
آه...
مردن چقدر حوصله میخواهد
بی آنکه در سراسر عمرت
یک روز، یک نفس
بی حس مرگ زیسته باشی!
انگار این سالها که میگذرد
چندان که لازم است
دیوانه نیستم
احساس می کنم که پس از مرگ
عاقبت
یکروز
دیوانه میشوم!
شاید برای حادثه باید
گاهی کمی عجیبتر از این باشم
با این همه تفاوت
احساس می کنم که کمی بیتفاوتی
بد نیست
حس می کنم که انگار
نامم کمی کج است
و نام خانوادگیام، نیز
از این هوای سربی
خسته است
امضای تازه ی من
دیگر
امضای روزهای دبستان نیست
ای کاش
آن نام را دوباره
پیدا کنم
عید فطر ضیافتی است برای پایان این مهمانی
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه وبجاست
عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است
طاعاتتون مقبول درگاه حق
عیدتون مبارک حاجات دلتون روا
به قدر خوردن یک چای تلخ
با من باش
که تلخ با تو عزیزم
هنوز شیرین است...تولدت مبارک
کیکاووس یاکیده
روزی خواستم بر
فراز دریا پرواز کنم،
چه تنها بودم،
خیابونی گم میشه تو بغض و درد
تو بارون مگه میشه عاشق نشد؟
تو بارون مگه میشه گریه نکرد؟
دل هیچکی واسه کسی تنگ نشه
چه زخم عمیقی توی کوچه هاست
که بارون یه شهرو به خون می کشه
با گریه تو بارون قدم می زنه
خیابونا این قصه رو می دونن
رسیدن سرآغاز دل کندنه
چه قانون تلخی داره زندگی
با یه باغی که عاشق غنچه هاست
چه جوری می خوای از زمستون بگی؟
ای دست تو، دستگیر عالم
وی در رخ تو علی مجسم
دریای عمیق مهربانی
تمثال علی، علی ثانی
مرآت حسین مظهر عشق
گل واژه ی ناب دفتر عشق
ای عبد خدانما، اباالفضل
دریاب دمی مرا ابا الفضل
تو بهترین درمان هر دردی «اباالفضل»
تو در ولادت هم ادب کردی «اباالفضل»
یک روز بعد از روز میلاد «حسینت »
دیده گشودی، بس که تو مردی یا اباالفضل
تعداد کل صفحات ( 6 ) 1 2 3 4 5 6