چرا کودکانمان دروغ می گویند؟
دروغ گفتن افراد و از جمله کودکان می تواند دلایل مختلفی داشته باشد.
به گزارش ، دروغ گفتن در کودکان ۳ تا ۴ ساله بسیار شایع است. بسیاری از این دروغ ها ناشی از تخیلات کودکان می باشد. دروغ گویی به هر دلیلی که باشد و کودک در هر سنی باشد، نیاز به برخوردهای مناسب دارد تا ادامه پیدا نکند.
دروغ گفتن افراد و از جمله کودکان می تواند دلایل مختلفی داشته باشد،
همچنین روانشناسان معتقد هستند که ریشه دروغ گویی در افراد، به دوران کودکی
آن ها بر می گردد. دروغ گفتن در کودکان تحت تاثیر رفتارهای والدین و افراد خانواده نیز می باشد.
دلایل و نحوه برخورد صحیح با دروغ گفتن کودکان
دروغ گفتن کودکان معمولا از سنین ۴ سالگی شروع می شود. دروغ گفتن کودکان
واضح تر و روشن تر از افراد بزرگسال است و معمولا به دلیل پنهان کاری،
کودکان دروغ می گویند.
والدین باید بدانند در برابر دروغ گویی کودکان چگونه رفتار کنند، برخوردهای
شدید و نادرست می تواند نه تنها باعث تحریک بیشتر کودکان به دروغ گویی شود
بلکه مشکلات
دیگری را نیز برای آن ها ایجاد می کند. والدین باید در برابر کودک دروغ
گوی خود، به طور منطقی عمل کرده و کودک را راهنمایی کنند و علل دروغ گویی
کودک را شناسایی کرده و متناسب با آن، رفتار کنند.
-یکی از دلایل دروغ گویی کودکان، گاهی تحت فشار گذاشتن زیاد از حد والدین
می باشد و کودک برای خارج شدن از زیر بار آن فشار، به دروغ گفتن متوسل می
شود.
-همچنین گاهی والدین که یکی از الگوهای اصلی برای کودک به شمار می روند، به
یکدیگر و به کودک دروغ می گویند و در واقع کودک دروغ گویی را از بزرگسال
ها یاد می گیرد.
-گاهی نیز بخورد نامناسب مثل تشویق کودک بعد از دروغ گفتن، باعث می شود
کودک به دروغ گفتن ادامه دهد. دروغ ها علل مختلفی می توانند داشته باشند،
دروغ گفتن در کودکان ۳ تا ۴ ساله بسیار شایع است
-بعضی اوقات، امیدها و خواسته های کودکان علل دروغ گویی آن ها است که در این صورت نباید با کودک به شدت برخورد کرد.
ترس از گفتن واقعیت، کمبود محبت و جلب توجه کردن به وسیله دروغ گفتن ، عدم
احساس امنیت کودک و تمایل کودک به محک زدن توانایی های خود، عمده ترین
عوامل گرایش کودک به دروغگویی
آگاهانه است. داشتن برخوردی منطقی و راهنمایی و صبر بهترین و مطمئن ترین
راه حل برای جلوگیری از استمرار دروغ گفتن در کودکان می باشد.
آموختن مهارت های فرزند پروری یکی از راه های مقابله با دروغ گفتن کودکان
است. والدین باید به کودک خود بگویند که دروغ گفتن گناه است و باید کودک را
به راست گویی تشویق کنند، همچنین باید به کودک آموزش دهیم که راست گویی
باعث اطمینان و اعتماد دیگران به او می شود.
دروغ گفتن کودکان با بزرگسال بسیار متفاوت است و دروغ گفتن در هر سنی نیاز
به بررسی دارد. دروغ گفتن در کودکان ۳ تا ۴ سال ممکن است ریشه در تخیلات آن
ها داشته باشد. در هر صورت در برابر دروغ گفتن کودکان نباید بی تفاوت بود و
همچنین داشتن عکس العملی منفی نیز اشتباه می باشد. والدین در واقع باید با
سوق دادن افکار کودک به سمت واقعیت به آن ها بفهمانند که گفته های آن ها
همه خیال بافی است و این کار باید با آرامش کامل و به صورت منطقی انجام
شود.
طبقه بندی: سبك زندگی، فرهنگی،
روان شناسی تصویری و تست طالع بینی :یک راه را در تصویر انتخاب کنید تا آینده را پیشگویی کند
تصویرها خیلی خوب میتوانند احساس، برنامه ها و تصمیم های زندگی مان را نشان دهند. اگر بدون آن که حال و هوای خاصی پیدا کرده باشید، مثلا دل تان برای سفری در طبیعت شمال ایران تنگ نشده است، این تصاویر را ببا دقت نگاه کنید تا یک راه را برای گردش و پیاده روی انتخاب کنید که همیشه با روحیه شما جور است.
تصویری را انتخاب کنید که در بیشتر مواد و در هر حال و هوایی انتخاب اول شما است. بعد ببنید چه روحیه ای دارید و چه تصمیمی در آینده برای زندگی تان میگیرید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: روانشناسی،

منبع: نی نی بان
طبقه بندی: روانشناسی،
سر چهارراه کتک بدی از یه دختر بچه هفت ساله خوردم
پشت چراغ قرمز داشتم با تلفن حرف میزدم،و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم،به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی.زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی، خلاصه فریاد میزدم…
یه دختربچه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و می گفت
آقا گل،آقا این گل رو بگیرید،
منم در کمال قدرت و صلابت و عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه مزاحم. اما دخترک سمج اینقدر بالا پایین پرید که کاسه صبرم لبریز شد،سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم
بچه برو پی کارت،من گل نمیخرم چرا اینقدر پر رویی.
دخترک ترسید کمی عقب رفت،رنگش پریده بود ،وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم،نفهمیدم چرا یه دفعه زبونم بند اومد؟البته جواب این سوال رو چند ثانیه بعد فهمیدم،ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم،
دخترک اومد جلو و گفت آقا من گل نمیفروشم ،آدامس میفروشم،دوستم اونور خیابون گل میفروشه،این گل رو برا شما ازش گرفتم که اینقدر ناراحت نباشین،اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره،و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان،دخترتون گناه داره…
دیگه نمیشنیدم،خدایا چه کردی با من،این فرشته چی میگه؟حالا علت سکوت چند ثانیه قبلم رو فهمیده بودم.کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود،توان بیان رو ازم گرفته بود،و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشم رو زیر پاش له میکرد .یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو،آدم که از همه قدرتش برای زدن یه نفر استفاده نمیکنه.اما دریغ از توان و نای سخن گفتن…
تا اومدم چیزی بگم دخترک بی ادعا ازم دور شد،حتی بهم آدامس هم نفروخت ..هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبم مونده…
مواظب باشید با کی درگیر میشید.ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید.
منبع: https://succes.ir
طبقه بندی: روانشناسی،
.: Weblog Themes By Pichak :.