۱_ بقا و زنده ماندن
۲- عشق و احساس تعلق
۳_ قدرت و پیشرفت
۴_ آزادی
۵_ تفریح ،
تلاش کنیم.
هر یک از ما سطح نیاز خاص خودش را دارد که به او میگوید این نیاز یا آن نیاز ارضا شدهاست یا خیر.
اگر صبح از خواب بیدار شدید و احساس کردید ناخشنود و ناراحتید، مطمئن باشید یک یا چند نیاز از نیازهای پنجگانه شما در حد مورد نظرتان ارضا نشده است.
هنگامی که نیاز های خود را بشناسید _ معمولاً می توانید تشخیص دهید_ وقتی احساس ناخشنودی و ناراحتی دارید کدام نیازها ارضا نشده؛
و وقتی احساس خوب و خشنودی
می کنید، کدام نیاز ها ارضا شده است.
تمام موجودات زنده از لحاظ ژنتیکی طوری برنامهریزی شده اند که برای بقای خود تلاش کنند.
سخت کوشی،پایداری و انجام هر کاری که بقای فرد را تضمین میکند مربوط به نیاز حفظ بقاست و فراتر از بقا دستیابی به امنیت است، که آن هم مربوط به حفظ بقا می باشد.
در اعصار ماقبل تاریخ، حفظ بقا تنها نیاز اساسی بشر بوده است؛ درست همان طور که الان هم برای حیوانات صادق است اما به تدریج آنانی که مورد دوستی و محبت قرار
می گرفتند امتیاز و برتری بیشتری برای زنده ماندن پیدا می کردند و وقتی این برتری ادامه یافت، دوست داشتن و عشق و احساس تعلق از نیاز به بقا جدا شد و به صورت یک نیاز اساسی مطرح گردید.
در مورد قدرت نیز همین اتفاق افتاد. در طول تاریخ افرادی که در رسیدن به قدرت موفق تر بودند، برای زنده ماندن نسبت به ضعفا شانس بیشتری داشتند. بنابراین نیاز به قدرت نیز به صورت یک نیاز مستقل درآمد.
برای گریز از سلطه دیگران و توانایی بهتر برای حفظ بقا نیازمند آزادی بودیم. بنابراین آزادی نیز نیاز مجزایی شد و به صورت حفاظت در برابر قدرت در آمد.
تفریح و نشاط هم که پاداش ژنتیکی برای یادگیری است و از آنجا که به تدریج چیزهای زیادی آموختیم که ربطی به حفظ بقا نداشت ولی با عشق و احساس تعلق، قدرت و آزادی رابطه تنگاتنگ بیشتری داشت، آن هم نیاز جداگانه ای شد.
برگرفته از کتاب تئوری انتخاب اثر دکتر ویلیام گلسرترجمه دکتر علی صاحبی انتشارات سایه سخن
http://succes.ir/
طبقه بندی: روانشناسی،
به ساعت نگاه کردم.
شش و بیست دقیقه صبح بود.
دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم.
شش و بیست دقیقه صبح بود.
فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعه ی اول اشتباه دیده ام.
خوابیدم.
وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود.
سراسیمه پا شدم. باورم نمی شد که ساعت مرده باشد. به این کارها عادت نداشت. من هم توقع نداشتم.
آدم ها هم مثل ساعت ها هستند.
بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت. مرتب، همیشگی.
آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی.
بودنشان برایت بی اهمیت می شود. همینطور بی ادعا می چرخند. بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود.
بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که او دیگر نیست.
قدر این آدم ها را باید بدانیم،
قبل از شش و بیست دقیقه ...
۷ دلیل که نشان میدهد پیشرفت شغلی شما متوقف شده است
برخی اوقات عملکرد شما در حدی است که نمیتوانید در شرکت فعلی خود به حقتان برسید. در این مواقع ممکن است به دلایل غیرحرفهای از پیشرفت باز بمانید. شاید در این موقعیتها بهتر باشد گزینههایی مانند پیوستن به شرکتی دیگر را نیز بررسی کنید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: سبك زندگی،
سیده فاطمه ذوالقدر در حاشیه دیدار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس با آیتالله مکارم شیرازی، درباره ازدواج دختران در سنین پایین سوال کرد و گفت: در حال حاضر طبق قانون ازدواج دختران از سن ۱۳ سال به بالا امکانپذیر است. تبصرهای در قانون وجود دارد که با اذن ولی، امکان ازدواج دختران زیر ۱۳ سال هم وجود دارد؛ این در حالی است که ما ۴۲ هزار ازدواج زیر سن ۱۳ سال داریم و این مشکلات زیادی را ایجاد میکند.
به گزارش نامه نیوز، آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتای عضو کمیسیون فرهنگی گفت: من از نظر فتوا این اجازه را نداده و نمیدهم. ممکن است در گذشته چنین چیزی جایز بوده؛ اما اکنون به خاطر مفاسدی که دارد تا زمانیکه دختر به بلوغ عقلی نرسد و قدرت تصمیمگیری نداشته باشد، اجازه ازدواج ندارد و حکم باطل بودن چنین ازدواجی را میدهم.
منبع:http://namehnews.ir
طبقه بندی: مذهبی،
- ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺍﺯ ﺣﻖ ﻣﻠﺘﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﻪ ﺑﻪ ﻗﻄﺎﺭ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﺪﻭﻩ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻪ ﻗﻄﺎﺭ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﺶ ﺍﺯ ﭘﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﻣﯿﻔﺘﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﯾﻞ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﻟﻨﮕﻪ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻠﺴﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﻀﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻥ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﻬﺎ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﮐﻮ؟ ﻧﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﻠﺘﺘﻮﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﯿﺪ؟ !!! ﻣﺠﺪﺩﺍ ﻫﻤﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮔﻔﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﺳﻢ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﻟﻨﮕﻪ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ...
- ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭﯼ ﺳﺎﻟﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺖ ...
- ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ...!
طبقه بندی: داستانك،
با این 21 فرمان فردی قدرتمند شوید
قدرت روحی و روانی مسئلهای است که در گذر زمان نمو میکند، اما تمرین روزمره به رشد سریعتر آن کمک شایانی میکند.
اما شما از کجا میتوانید بفهمید که در کدام
قسمت این طیف قرار دارید؟ برای پاسخ به این سوال، به سراغ یک روان درمانگر
مشهور به نام «ایمی مورین» رفتیم که چندین کتاب نیز در همین رابطه نوشته
است.
مورین چندین مورد را به ما متذکر شد. او گفت آدمهایی که این
نشانهها را دارند، از نظر روانی از آدمهای معمولی قویتر هستند. حرفهایی
که مورین به ما زد را در ادامه مظلب بخوانید:
ادامه مطلب
طبقه بندی: روانشناسی، علمی وآموزشی،
۵ قانون برای افزایش عمر زندگی عاطفی
چرا بعضی ارتباط ها طولانی مدت و «باکیفیت» هستند، ولی بعضی دیگر کوتاه مدت و پرتنش؟!
۵ قانون برای افزایش عمر زندگی عاطفی
قانون اول؛ او را همان طور که هست بپذیرید
مطالعات نشان می دهد که یکی از لایل بروز تنش و کشمکش بین دو طرف که احتمال
جدایی را بالا می برد، تمایل آن ها برای تغییر دیگری است؛ شاید آن ها
متوجه نیستند که بعضی ویژگی ها اساسا تغییرناپذیر هستند، حداقل می توانم
بگویم که شما قادر به تغییر دادن آن نیستید.
بعضی رفتارهایی که شما از او می بینید، «ویژگی های شخصیتی» هستند. مثلا
برای یک فرد درونگرا، زندگی ذهنی جذابیت بیشتری نسبت به زندگی اجتماعی
دارد، او از خلوت کردن با خودش انرژی می گیرد و در تعامل با دیگران انرژی
خود را از دست می دهد. او تمایل دارد که حلقه محدودی از دوستانش را داشته
باشد. ولی در همین حلقه کوچک، اعتماد بالایی برقرار باشد. بنابراین اگر شما
یک همسر درونگرا دارید، تلاش برای تغییر دادن وی به یک فرد برونگرا و
اجتماعی که در جمع ها نقل محافل باشد و در مهمانی جمع را به دست بگیرد،
احتمالا موجب شود که رابطه شما با همسرتان رو به وخامت بگذارد.
بنابراین سعی کنید شریک زندگیتان را همان گونه که هست بپذیرید؛ با تمام
ویژگی هایی که دارد. این کار شما نیست که او را تغییر دهید، شما فقط می
توانید در فرآیند تغییر به او کمک کنید.
قانون دوم؛ فضای کافی برای رشد او فراهم کنید
بعضی وقت ها آدم ها دچار یک احساس افسردگی از بابت زندگی شخصی شان می
شوند. از اینکه چه پتانسیل ها و توانمندی ها و استعدادهایی داشته اند و
نتوانستند به آن ها رسیدگی کنند. بنابراین تا جای ممکن فضا برای رشد شخصی
بدهید.
هیچ چیز مثل یک رابطه سالم نمی تواند موجب رشد شخصی آدم ها باشد
قانون سوم؛ اتفاق های ناگوار ارتباطی را با خود حمل نکنید
در زندگی ممکن است اتفاق هایی بیافتد که شما را رنجیده خاطر کند. مثلا اتفاقی که در اوایل دوستی تان افتاده.
اگر منتظرید که یک روز این خاطره ها از ذهن شما فراموش شود تا به آن فکر
نکنید، سخت در اشتباه هستید. واقعیت این است که باید این اتفاق ها را
بپذیرید، که بخشی از زندگی تان هستند و خواهند بود و دیگر قابل تغییر نیست.
قانون چهارم؛ از نقد مثبت شرمنده نشوید
نقدها به ما کمک می کنند که با بعضی ویژگی های خودمان که تا به حال به آن
توجه نکرده بودیم، آشنا شویم. ولی توجه داشته باشید که این نقدها نباید
دیگری را تخریب کنند.
قانون پنجم؛ مثل روز اول دوستش داشته باشید
تصور کنید اولین روزی که قرار بود او را ببینید چه طور بودید؟! چه حرف هایی
به او زدید؟! چه قدر به سر و وضع و ظاهرتان رسیده بودید؟! چه قدر نسبت به
حرف هایش پذیرش داشتید؟!
می دانم گفتنش راحت است، ولی سعی کنید همیشه همان طوری باشید که قرار بود
برای اولین بار عزیزترینتان را ببینید. همان قدر محترمانه و دوست داشتنی.
تحقیر و تخریب، روان آدم ها را زخمی می کند و سخت می شود جای زخم را از بین
برد.
جیمز رولند آنجل
#روانشناسی
طبقه بندی: روانشناسی، علمی وآموزشی،
همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد: ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است.
پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
طبقه بندی: اندرحكایت،
به گزارش ایسنا، هرتسفلد بین سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ میلادی همراه با یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه شیکاگو، کاوشهایی را در شهر سامرا آغاز کرد و موفق شد مجموعهای با ارزش از کتیبههای هخامنشی را شناسایی کند. در همان زمان، او به کاوش و تحقیق در نقاط دیگری از عراق مانند نجف، کاظمین و کربلا مشغول شد.

عکسهای باقی مانده از هرتسفلد که به حرمهای امام حسین (ع) در کربلا، امام حسن عسگری (ع) در سامرا و امامان موسی کاظم و جواد (ع) در کاظمیه یا کاظمین مربوط میشود، احتمالا در دورانی گرفته شده که او برای تحقیق و کاوشهای باستانشناسی دربارهی تمدنهای میانرودان به عراق رفته بود.
در عکسهای او علاوه بر معماری زیارتگاهها و نمایی از شهر در حدود یک قرن پیش، مردمی که در اطراف حرمها آمد و شد داشتند نیز نشان داده شده است.
عکسها درادامه مطالب
ادامه مطلب
طبقه بندی: تصاویر،
تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.
شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .
مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.
شیخ گفت :
حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم....
ازکتاب کشکول شیخ بهائی
طبقه بندی: داستانك،
در یك شب زیبا و آرام، بدون آنكه به چیز خاصى فكر كنم، درون قایق نشستم و چشمهایم را بستم. در همین زمان، قایق دیگرى به قایق من برخورد كرد. عصبانى شدم و خواستم با شخصى كه با كوبیدن به قایقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا كنم؛ ولى دیدم قایق خالى است! كسى در آن قایق نبود كه با او دعوا كنم و عصبانیتم را به او نشان دهم. حالا چطور مىتوانستم خشم خود را تخلیه كنم؟ هیچ كارى نمىشد كرد! دوباره نشستم و چشمهایم را بستم. در سكوت شب كمى فكر كردم. قایق خالى براى من درسى شد... از آن موقع اگر كسى باعث عصبانیت من شود، پیش خود مىگویم: «این قایق هم خالى است!»
از كتاب «زندگی کن!
طبقه بندی: سبك زندگی،
ادامه مطلب
طبقه بندی: ورزشی،
۱۰ مهارت که زندگیتان را زیر و رو میکند
همدلی به این معنی است که فرد در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، بتواند دیگران و مشکلاتشان را درک کند. به این ترتیب، دیگران را دوست دارد و دیگران نیز او را دوست دارند و به هم توجه میکنند که در نتیجه، روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهتر میشود.

ادامه مطلب
طبقه بندی: سبك زندگی،
گفت پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد
خود در آب می دید و می رمید
او می پنداشت که از دیگری می رمد
نمی دانست که از خود می رمد
همة اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر
چون در توست، نمیرنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
" گزیده فیه ما فیه "
مولانا در مثنوی نیز بارها این لطیفه را با تعبیرات و تمثیلات شیرین آورده است.
این حکایت تمثیل دیگری است در بیان انعکاس خلق و خوی انسان در آیینۀ وجود دیگران:
ای بسا ظلمی که بینی در کسان
خوی تو باشد در ایشان ای فلان
انـدر ایشان تـافته هستی تـــــو
از نفاق و ظلم و بـد مستی تــو
چون به قعر خوی خود اندر رسی
پس بدانی کز تو بود آن ناکسی
مثنوی
پیش چشمت داشتی شیشۀ کبود
زان سبب عالم کبودت می نمود
گرنه کوری، این کبودی دان ز خویش
خویش را بد گو، مگو کس را تو بیش
در خود این بد را نمی بینی عیان
ورنه، دشمن بودیی خود را به جان
برگرفته از صحبت های استاد قمشه ای
طبقه بندی: اندرحكایت،
احترام به خود با بیست قانون روانشناسی
قانون اول: اگر فکر میکنی کاری اشتباهه، انجامش نده!
قانون دوم: در صحبتها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته,
قانون سوم: هیچوقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه داری؛ هیج وقت.
قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.
قانون پنجم: در صحبت با دیگران هیچوقت راجع به خودت بد حرف نزن.
قانون ششم: هیچوقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات بر ندار.
قانون هفتم: سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.
قانون هشتم: از بله گفتن هم نترس.
قانون نهم: با خودت مهربون باش.
قانون دهم: اگه نمیتونی چیزی رو کنترل کنی، بزار به حال خودش.
قانون یازدهم: سعی کن از اتفاقات و حالات منفی دوری کنی.
قانون دوازدهم: برای رضایت دیگران، کاری رو انجام نده که دوست نداری.
قانون سیزدهم: سعی کن ببخشی، اما فراموش نکن.
قانون چهاردهم: در هیچ حالتی، سطح خودت رو به اندازه طرف مقابلت پایین نیار.
قانون پانزدهم: حرفی رو که نمیپسندی تائید نکن.
قانون شانزدهم: به کسانی لطف کن که استحقاقش رو داشته باشن، لطف تورو وظبفت ندونن و سپاسگذار باشن.
قانوون هفدهم: با کسی که ازش خوشت نمیاد، همنشینی نکن.
قانون هجدهم: در یاد دادن، بخشنده باش.
قانون نوزدهم: از کسی ناراحت هستی بهش بگو، ناراحتیتو بگو، دلیلش رو بگو و انتظار عذرخواهی داشته باش.
قانون بیستم: عاشقی کن.
http://succes.ir
طبقه بندی: روانشناسی،
چرا باید مثبتاندیش باشیم؟

همهی ما این توصیهی خوب را شنیدهایم که «مثبت فکر کن». اما هر چه چالشهایی که در زندگی با آنها مواجه میشویم بزرگتر باشد، نیمهی خالی لیوان بیشتر به چشم میآید و مثبتاندیشی غیرممکن و غیرواقعی به نظر میرسد. در شرایطی که هیچ چیز بر وفقِ مراد نیست، مشکل میتوان انگیزهای برای مثبت اندیشیدن پیدا کرد. در این مقاله تا حدودی به شما میگوییم که چرا باید مثبتاندیش باشیم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مشاوره، روانشناسی،

طبقه بندی: خواندنی ها،
تفکرات اشتباهی که داریم و صحیح می پنداریم!
ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﭘﺮﭘﯿﭻ ﻭ ﺧﻢ
ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ
ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺳﺨﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﺭﻩ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﻨﺪ …
ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺟﺎ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﻣﺪﺍﺩﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯿﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﯿﺎﺑﺪ …
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻭ ﻣﯿﺮﻭﺩ
ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ!!!
ﺳﻮﺍﻝ :
ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﯼ ﭼﻨﮓ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ …
ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﺪ؟ !
ﺍﮔﺮ ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﻤﯿﺪﺍﺷﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩﯾﻢ …
ﺑﻠﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩ . ﻣﮕﺮ ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﺎﺷﺪ؟ !
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺳﯿﺮ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﯿﻢ .
ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ؛
ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺬﻫﺐ، ﻗﻮﻣﯿﺖ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ …
“ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ
http://succes.ir
طبقه بندی: اندرحكایت، روانشناسی،
چگونه کودک نابغه داشته باشیم
“کودک از تولد تا ۳ سالگی شانس به دست آوردن ۳۰ امتیاز IQ را دارد.که محیط و ژن هر دو در افزایش هوش کودک نقش دارند.”
که مهمترین آن ارائه صبر و حوصله شما عزیزان می باشد.
نکاتی که در دوران بارداری مورد توجه است .
ادامه مطلب
طبقه بندی: روانشناسی، علمی وآموزشی،
زندگی که داریم آیا واقعا زندگیست ؟!
دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری ازخدا بگیرد، دادزد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.
به پر و پای فرشته و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت:
“عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.”
لا به لای هق هقش گفت: “اما با یک روز… با یک روز چه کار می توان کرد؟ …” خدا گفت: “آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمییابد هزار سال هم به کارش نمیآید”، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: “حالا برو و یک روز زندگی کن.”
او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش میدرخشید، اما میترسید حرکت کند، میترسید راه برود، میترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد،قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: “وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایدهای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم..”
آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید میتواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ….
او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما … اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمیشناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، خدا را پرستش کرد،او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. او در همان یک روز زندگی کرد.
فردای آن روز فرشتهها در تقویم خدا نوشتند: “امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!”
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است. امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟
طبقه بندی: روانشناسی،
.: Weblog Themes By Pichak :.