دهه سوم زندگی خود را چگونه بگذرانیم
بر اساس باور بسیاری، دههی بیست زندگی انسان تکرارنشدنی است. ۲۰
تا ۳۰ سالگی زمانی است که در
آن روند کلی زندگی بسیاری از ما تعیین میشود.
مسلما تصمیمهایی که میگیریم و کارهایی که انجام
میدهیم نیز در شکلگیری این روند موثر هستند. در این گزارش به ۱۵ مورد از پیشنهادهایی میپردازیم که
برای کمک به استفادهی بهینه از این سالها از سوی افراد گوناگون ارایه شده است.
ادامه مطلب
آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند،
همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند.
مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست.
مهم این است درون خود چه داری...!!!!
مردم موهای صافشان را فر میزنند
و آنها که موی فرفری دارند مویشان را صاف میکنند
عدهای جلای وطن کرده به خارج میروند
و آنها که خارج هستند و نمیتوانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانهها میسُرایند
مجردها میخواهند ازدواج کنند
متأهلها میخواهند طلاق بگیرند
عدهای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری میکنند
و عدهای دیگر با دارو و درمان بهدنبال فرزنددار شــــدن هستند
لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند
و چاقها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را میکشند
شاغلان از شغلشان مینالند
بیکارها دنبال شغلند
فقرا حسرت ثروتمندان را میخورند
ثروتمندان از دغدغهی نداشتن صفا و خونگرمیِ فقرا مینالند
افراد مشهور از چشم مردم قایم میشوند
مردم عادی میخواهند مشهور شوند
سیاهپوستان دوست دارند سفیدپوست شوند
سفیدپوستان خود را برنزه میکنند
هیچکس نمیداند تنها فرمول خوشحالی این است:
`قدر داشتههایت را بدان
طبقه بندی: سبك زندگی،

طبقه بندی: مذهبی،
به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند.
حاکم گفت بهترین قاطر به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید بعد حاکم از تخت پایین آمد و آرام آرام قدم میزد، گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت .
همه حیران از آن عطا و بی اطلاع از حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند.
حاکم پرسید : مرا می شناسی؟
بیچاره گفت : شما حاکم نیشابور و تاج سر رعایا و مردم هستید.
حاکم گفت: آیا قبل از این همه مرا میشناختی؟ مرد با درماندگی و سکوت به معنای جواب نه سرش را پایین انداخت .
حاکم گفت:
بخاطر داری بیست سال قبل با هم دوست بودیم و در یک شب بارانی که در رحمت خدا باز بود دوستت گفت خدایا به حق این باران رحمتت مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن او زدی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟
یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.
حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی.
فقط می خواستم بدانی که برای خداوند دادن حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد.
فقط ایمان و اعتقاد من و تو به خداست که فرق دارد....
از خدا بخواه فقط بخواه و زیاد هم بخواه خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست!
اگر به خواسته ات ایمان وباور داشته باشی.
طبقه بندی: داستانك،
سلام بر لحظه ها، سلام بر شما خوبان
مجلس ترحیم خودم
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را می دیدم
همه آنهایی که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر،
راستی این همه اقوام و رفیق!!!
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان می کردم
تنهایم
و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم
همه شان آمده اند،
چه عزادار و غمین
من نشستم به کنار همه شان،
وه چه حالی بودم،
همه از خوبی من می گفتند
حسرت رفتن ناهنگامم،
خاطراتی از من
که پس از رفتن من ساخته اند
از رفاقت هایم،
از صمیمیت دوران حیات
یک نفر گفت: چه انسان شریفی بودم
دیگری گفت فلک گلچین است
یک نفر هم می گفت:
"من و او وه چه صمیمی بودیم"
و عجیب است مرا،
او سه سال است که با من قهر است...
یک نفر ظرف گلابی آورد،
و کتاب قرآن
که بخوانند کتاب
و ثوابش برسانند به من
گرچه بر داشت رفیق،
لای آن باز نکرد
و ثوابی که نیامد بر من،
آن که صدبار به پشت سر من غیبت کرد
آمد آن گوشه نشست،
من کنارش رفتم
اشک در چشم، عزادار و غمین
خوبی ام را می گفت
چه غریب است مرا...
آن ملک آمد باز،
آن عزیزی که به او گفتم من
فرصتی می خواهم
خبرآورد مرا،
می توانی برگردی
مدتی باشی، در جمع عزیزان خودت
نوبت بعد، تو را خواهم برد
روح من رفت کنار منبر
و چه آرام به واعظ فهماند
اگر این جمع مرا می خواهند
فرصتی هست مرا و
می توانم برگردم
من نمی دانستم این همه قلب مرا می خواهند،
باعث این همه غم خواهم شد
روح من طاقت این موج پر از گریه ندارد هرگز
زنده خواهم شد
باز واعظ آهسته بگفت،
معذرت می خواهم
هه خبری تازه رسیده ست مرا
گوییا شادروان مرحوم،
زنده هستند هنوز
خواهرم جیغ کشید و غش کرد
و برادر به شتاب،
مضطرب، رفت که رفت
یک نفر گفت: "که تکلیف مرا روشن کن
اگر او مرد، خبر فرمایید
سوگواری بکنیم،
عهد ما نیست ،
به دیدار کسی، کو زنده است،
دل او شاد کنیم
کار ما شادی مرحومان است"!!!
واعظ آمد پایین،
مجلس از دوست تهی گشت عجیب
صحبت زنده شدن چون گردید،
ذکر خوبی هایم
همه بر لب خشکید
ملک از من پرسید:
پاسخت چیست؟
بگو؟
تو کنون می آیی؟
یا بدین جمع رفیقان خودت می مانی؟
چه سوال سختی؟
بودن و رفتن من در گرو پاسخ آن
زنده باشم بی دوست؟
مرده باشم با دوست؟
زنده باشم تنها،
مرده در جمع رفیقان عزیز،
من که در حیرتم از کرده ی این مردم نیز ... !!!
کاش باور بکنیم، کاش بیدار شویم ، خوب اندیشه کنیم، معنی واقعی امدن و رفتن چیست ؟ کاش دلی شاد کنیم تا هنوز در بر ماست...
منبع:http://www.livelyhouse.ir
طبقه بندی: سبك زندگی،
1- هر چالشی فرصتی برای رشد و پیشرفت است.
2- شما نتیجه افکاری هستید که تا کنون داشته اید.
3- اگر به همان عادت های قدیمی ادامه دهید, زندگی تان بهتر از این نخواهد شد.
4- تا زمانی که دیگران را مسبب ناکامی های خود بدانید, هرگز موفق نخواهید شد.
5- اگر می خواهید بهترین ها را دریافت کنید, باید باور داشته باشید که سزاوار بهترین ها هستید.
طبقه بندی: سبك زندگی،
رمز و راز جاودانگی امام علی (ع)
شناخت شخصیت والا و مانای حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، از دو راه ممکن و متصور است که از هر دو راه به بنبست رسیده و پی به رمز و راز شخصیت آن حضرت برده و دچار شگفتی میشویم: از راه تحقیق براساس اسناد و از راه مقایسه.
موضوع جاودانگی انسان، از دیرباز مورد توجه انسانها بوده و همواره در تاریخ و متون و کتیبهها و آثار حجاری شده به این موضوع در قالب اسطوره و افسانه و نشانهها و نمادها و تمثیلها پرداخته شده است.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مذهبی،
اوج گرفتن انسان ها …
در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد که از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود.
بادکنک فروش برای جلب توجه یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود کرد .
سپس بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد ازآن یک بادکنک سفید را رها کرد . بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند.
پسرکی سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود.
تا این که پس از لحظاتی به بادکنک فروش نزدیک شد و با تردید پرسید :
ببخشید آقا! اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت ؟
مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و با دندان نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت وپس از لحظاتی گفت :
” پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد .
… چیزی که باعث رشد آدمها میشه رنگ و ظواهر نیست …
رنگ
ها … تفاوت ها … مهم نیستند… مهم درون آدمه ، چیزی که در درون آدم ها است
تعیین کننده مرتبه و جایگاهشونه و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه ، جایگاه
والاتر و شایسته تری نصیب آدم ها میشه
http://succes.ir
طبقه بندی: روانشناسی،
دلایلی که لجبازی کودک را تشدید می کند
به نام یگانه عالم
بسیاری از والدین از لجبازی فرزند خود بسیار شکایت می کنند و علل این لجبازی را نمی توانند پیدا کنند.
سعی می شود در این مطلب به چند مورد کوتاه و اصلی در مورد لجبازی کودکان پرداخته شود:
- اولین موضوع، عدم توجه کافی به کودک است. که کودک با لجبازی توجه لازم را کسب می کند.
- مشکلات فیزیکی مانند گرسنگی، خواب و یا خستگی باعث لجبازی کودک می گردد.
- مسئله بسیار مهم عدم هماهنگی تربیتی والدین با هم است و برای کودک ایجاد دو گانگی می کند و بین حرف پدر و مادر خود قرار می گیرد و نمی تواند متوجه شود کدام صحیح است.
چند راه حل پیشنهادی برای جلوگیری از لجبازی در کودکان
در این مطلب به چند نکته کوتاه و مختصر در ارتباط با راههایی که باعث پیشگیری از لجبازی کودکان می گردد می گردد می پردازیم.
- هیچگاه فرزند خود را دعوت به عجله و شتابزدگی نکنید.
- تا جایی که می توانید آرامش و امنیت را در خانواده حاکم کنید.
- عدم لجبازی والدین با کودکان , می دانیم که کودکان الگوپذیر هستند.
- هیچگاه با فرزند خود مقابله به مثل نکنید یعنی اگر او فریاد زد شما فریاد نزنید.
http://www.asemooni.com
طبقه بندی: سبك زندگی،
خواص بوی گلاب هنگام روزه !
یک متخصص طب سنتی راه های رفع گیجی، منگی، خشم و عطش قلب در طول روزه داری را بوی گلاب می گوید.
ماه رمضان ماه خودسازی است و اگر افراد تغذیه صحیح در وعده سحر و افطار داشته باشند، ثمرات زیادی برای آنها خواهد داشت.
-آنهایی که در طول روزه داری دچار منگی، گیجی و خشم و خواب آلودگی و … می شوند از سحر تا افطار از استشمام بوهای خوش خصوصا گلاب بهره مند شوند.
در این باره مجید انوشیروانی متخصص طب سنتی در این باره میگوید:
-گلاب بسیار مقوی قلب و سیستم عصبی است.
-بهتر است که افراد گلاب را در محیط منزل به صورت اسپری استفاده کنند.
-بوهای معتدل مثل عطر مریم و عطر گل نرگس برای تقویت قوا مفید است.
به گفته وی بوی خیار و لیمو مقوی قوای نفسانی است (قوای مغزی).
-از نغمه ها و نواها و رنگ ها برای آرامش و رفع منگی، گیجی و خشم و خواب آلودگی میتوان استفاده کرد.
-اگر روزه دار در جایی آرامش بگیرد، بوی گلاب را استشمام کند و به نوای قرآن گوش دهد، به بهبود قوت آنها کمک زیادی میشود.
-زبان روزه دار بهتر است، روزه باشد و از تکلم بپرهیزد چرا که پرحرفی مانع طول عمر زیاد است.
این متخصص طب سنتی معتقد است:
-کسانی که دچار اُفت فشارخون و سرگیجه شدند، بهتر است که به رنگهای گرم نگاه کنند.
-رنگ زرد طلایی، رنگ گلبهی و قرمز کم رنگ از رنگهای معتدل است.
-کسانی دچار که افراط حرارت در بدن، خشم و بیقراری و … هستند بهتر است که به رنگهایی نگاه کنند و یا بپوشند مثل رنگهای سرد و آرام بخش مثل فیروزهای و آبی و سبز لاجوردی که متعادل و متناسب با خورشید بدن قلب است.
-استنشاق بوی گلاب و قرار گرفتن در معرض هوای خنک برای کاهش عطش قلب مفید است.
طبقه بندی: علمی وآموزشی،
زندگینامه حضرت امام مهدی (ع)
نام: محمد بن الحسن
کنیه: ابوالقاسم
امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم کنیه حضرت پیامبر اکرم(ص) است. در
روایات آمده است که شایسته نیست آن حضرت را با نام و کنیه، اسم ببرند تا آن
گاه که خداوند به ظهورش زمین را مزیّن و دولتش را ظاهر گرداند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مذهبی،
مهارت تصمیم گیری خود را بهبود دهید
شما در روز چندین بار مجبور می شوید در موارد مختلف تصمیم بگیرید؟ خیلی زیاد! شاید شمارش آنها در برخی روزها به طور دقیق امکان پذیر نباشد. قطعاً فراز و فرودهای زندگی، تصمیم گیری های حساس تری را به دنبال دارندف اما حتماً تجربه کرده اید گاهی یک تصمیم کوچک که چندان هم به نظر مهم نمی رسد، اگر با توجه کافی به برخی مسایل اتخاذ نشود، چگونه دست و پای شما را می بندد و یکدفعه به مشکل اساسی در زندگی تان تبدیل می شود. برعکس، شاهد بوده اید تصمیم گیری هایی که مبتنی بر واقعیت ها، تجربیات و هوشمندی های لازم اتخاذ شده اند، چگونه در روند زندگی شما تاثیر مثبت و سرنوشت ساز داشته اند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: سبك زندگی،
احترام به خود با بیست قانون روانشناسی
قانون اول: اگر فکر میکنی کاری اشتباهه، انجامش نده!
قانون دوم: در صحبتها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته,
قانون سوم: هیچوقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه داری؛ هیج وقت.
قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.
قانون پنجم: در صحبت با دیگران هیچوقت راجع به خودت بد حرف نزن.
قانون ششم: هیچوقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات بر ندار.
قانون هفتم: سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.
قانون هشتم: از بله گفتن هم نترس.
قانون نهم: با خودت مهربون باش.
قانون دهم: اگه نمیتونی چیزی رو کنترل کنی، بزار به حال خودش.
قانون یازدهم: سعی کن از اتفاقات و حالات منفی دوری کنی.
قانون دوازدهم: برای رضایت دیگران، کاری رو انجام نده که دوست نداری.
قانون سیزدهم: سعی کن ببخشی، اما فراموش نکن.
قانون چهاردهم: در هیچ حالتی، سطح خودت رو به اندازه طرف مقابلت پایین نیار.
قانون پانزدهم: حرفی رو که نمیپسندی تائید نکن.
قانون شانزدهم: به کسانی لطف کن که استحقاقش رو داشته باشن، لطف تورو وظبفت ندونن و سپاسگذار باشن.
قانوون هفدهم: با کسی که ازش خوشت نمیاد، همنشینی نکن.
قانون هجدهم: در یاد دادن، بخشنده باش.
قانون نوزدهم: از کسی ناراحت هستی بهش بگو، ناراحتیتو بگو، دلیلش رو بگو و انتظار عذرخواهی داشته باش.
قانون بیستم: عاشقی کن.
http://succes.ir
طبقه بندی: روانشناسی،
فضائل شب لیله الرغائب
اولین شب جمعه ماه رجب را «لیلهالرّغائب» گویند، در این شب ملائک بر زمین نزول میکنند، برای این شب عملی از رسول خدا(ص) ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد.
کلمه «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان میباشد. بنابراین معنای اول «لیلهالرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند در این شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند.
بنا بر معنای دوم، «لیلهالرغائب» یعنی شبی که در آن عطا و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روآوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانه حق میگردند.
محدّث قمی در مفاتیحالجنان در ذیل اعمال ماه رجب برای لیلهالرغائب اعمالی را به نقل از رسول خدا بیان میکند، که به شرح زیر است:
در صورت امکان و بلامانع بودن روزه گرفته شود.
همچنین نماز مخصوصی برای این شب در نظر گرفته شده است که پیامبر اکرم (ص) در فضیلت آن میفرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش میفرستد.
زمان ادای این نماز بین نماز مغرب و عشاء است و باید 12 رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم میشود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، 12 مرتبه سوره توحید خوانده شود.
هنگامی که 12 رکعت به اتمام رسید، 70 بار ذکر «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» گفته شود.
پس از آن در سجده 70 بار ذکر «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَهِ وَالرُّوحِ» گفته شود.
پس از سر برداشتن از سجده، 70 بار ذکر «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» گفته شود.
سپس میتوان حاجت خود را از خدای متعال درخواست کرد. انشاءالله به استجابت میرسد.
پیامبر اکرم(ص) در فضیلت این نماز فرموده است: ” کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش میفرستد.
پس او به آن فرد میگوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. فوت شده میپرسد تو کیستی؟
به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و کلامی شیرینتر از کلام تو نشنیدهام و بویی، بهتر از بوی تو نبوییدهام.
آن زیباروی پاسخ میدهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جای آوردی. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.”
http://www.asemooni.com
طبقه بندی: مذهبی،
بانوی خردمند و مسافر گرسنه
بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد.
روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود.
بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر
گرسنه، سنگ
قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود،
از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست
که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى کند،
ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.
بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است،
اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى،
آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى
http://succes.ir
طبقه بندی: داستانك،
درخت جادویی
مسافری خسته که از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری اسـتراحت کند غافـل از این که آن درخت جـادویی بود ، درختی که می توانست آن چه که بر دلش می گذرد برآورده سازد…!
وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فکر کرد که چه خوب می شد اگـر تخت خواب نـرمی در آن جا بود و او می تـوانست قـدری روی آن بیارامد.
فـوراً تختی که آرزویـش را کرده بود در کنـارش پدیـدار شـد !!!
مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. کاش غذای لذیـذی داشتم…
ناگهان میـزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیـر در برابرش آشـکار شد.
پس مـرد با خوشحالی خورد و نوشید…
بعـد از سیر شدن ، کمی سـرش گیج رفت و پلـک هایش به خاطـر خستگی و غذایی که خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رهـا کرد و در حالـی که به اتفـاق های شـگفت انگیـز آن روز عجیب فکـر می کرد با خودش گفت :
قدری میخوابم. ولی اگر یک ببر گرسنه از این جا بگـذرد چه؟
و ناگهان ببـری ظاهـر شـد و او را درید…
هر یک از ما در درون خود درختی جادویی داریم که منتظر سفارش هایی از جانب ماست.
ولی باید حواسـمان باشد ، چون این درخت افکار منفی ، ترس ها ، و نگرانی ها را نیز تحقق می بخشد.
بنابر این مراقب آن چه که به آن می اندیشید باشید…
http://succes.ir
طبقه بندی: روانشناسی، اندرحكایت،
موفقیت زیبا چه زمانی اتفاق میوفتد؟
” هر کس وظیفه یا الهام خاصی در زندگیش دارد که به هیچ وجه قابل چایگزین
با نقش دیگران نیست . زندگی هرکس منحصربه فرد و خاص خود اوست .
وقتی از موفقیت حرف میزنیم یاد مقایسه خودمون نسبت به دیگر افراد میوفتیم سوالاتی ذهنمان را درگیر می کند
اول اینکه : ما نسبت به فرد موفق چه جایگاهی داریم؟
خلاقیتش چی بوده؟
چطور موفق شده ؟
چقدر تلاش کرده؟
چقدر هزینه داشته؟
چه کسانی دلیل موفقیتش شدن ؟
و………..
یادمون باشه
این چنین از خودمان سوال بپرسیم این سوالات به ترتیب تاثیر نوشته شده
ولی اگه از پایین پرسیده شود فرد در وهله ی اول خود را شکست خورده میببند.
زیرا افراد موفق ، حتی با توجه به تأثیرات مختلفی از قبیل ژنتیک ، خانواده ،
سیاست ،اجتماع ،اقتصاد و جغرافیایی زندگی ، می توانند بر شرایط پیروز
شوند .
افتخار آفرینان با افکار متحورانه و نوآور خویش ذهن خود می پرورانند و خالق شرایط برجسته زندگی می شوند .
هنوز انتخاب با شماست و فرصت های زیادی باقی است . موفقیت را انتخاب کنید چون که می خواهید راحت و با افتخار زندگی کنید پس از هر لحظه و شرایطی که شروع می کنید ، شرایط تازه ای خلق می کنید .
بزای اینکه استعداد و نبوغ منحصر به فردی در کسی وجود ندارد، بلکه این استعداد ها و ویژگی تنها از راه یک تلاش هدفمند و پشتکارو ایمانی قوی است که شکوفا و رشد می یابند .
همه استعداد ها و فرصت ها در جلوی چشمان شما و در دسترس هستند؛ فقط باید چشم ها را شُست و بیداری کشید ، چون نگاه ما زندگی کردن می آموزد.
http://succes.ir
طبقه بندی: روانشناسی،
درس زندگی از دید آلبرت انیشتین
- کنجکاوی را دنبال کنید
“من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم”
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید؟
من کنجکاو هستم، مثلا برای پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد.
به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام.
شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.
- پشتکار گرانبها است
“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم”
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید.
با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.
- تمرکز بر حال
پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید که در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است.
- تخیل قدرتمند است
“تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است”
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید؟
تخیل پیشدرآمد تمام داشتههای شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.
- اشتباه کردن
“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد”
هرگز از اشتباه کردن نترسید چون اشتباه شکست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید.
قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید.
من این را قبل گفته ام، و اکنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید.
- زندگی در لحظه
“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم، خودش بزودی خواهد آمد”
تنها راه درست آینده شما این است که در همین لحظه باشید.
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید.
بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید.
این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد.
- خلق ارزش
“سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید”
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید بلکه وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید.
اگر شما با ارزش باشید، موفقیت را جذب می کنید.
استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید.
بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد.
تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد.
- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید
“دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن”
شما
نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید،
به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام
دهید و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.
برای اینکه زندگی تان
تغییر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید،
که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.
- دانش از تجربه می آید
“اطلاعات به معنای دانش نیست.
http://www.asemooni.com
طبقه بندی: علمی وآموزشی،
هر سکوتی نشان ضعف نیست
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﯾﮑﯽ ﺍﺯﺩﮐﺘﺮﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻩ،
ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﻭﻣﺎﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ
ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ !…
.
.
.
ﺗﺎﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ
ﺍﻭﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻨﻬﺎﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩﻩ
ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻮ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ..
ﺩﻟﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺩﻣﯿﮑﺸﺪ،ﺍﻣﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺰﻧﺪ ..
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﮑﻮﺕ ،ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﻋﺪﻡ ﻗﺪﺭﺕ ﺷﺨﺺ ﺑﺮﺟﻮﺍﺏ
ﺩﺍﺩﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ،
ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺭﺍﺟﺮﯾﺤﻪ ﺩﺍﺭ ﻧﮑﻨﻨﺪ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﻫﺴﺘﻨﺪ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .. ،
ﭼﻮﻥ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭﺣﺮﻑ ﺯﺩﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﯿﺸﺘﺮﻣﯿﮑﻨﺪ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﻫﺴﺘﻨﺪﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺩﺭﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮﺍﻗﻊ
ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ..
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﻣﯿﮑﻨﻨﺪﺗﺎ کسی ﺭﺍﺍﺯﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﻨﺪ.
http://succes.ir/
طبقه بندی: اندرحكایت،
.: Weblog Themes By Pichak :.