!!!چی بودیم... چی شدیم
...Follow your dreams...
امروز
برف اومد!! یه برف درست و حسابی...
اما
از شانس، امروز روزی بود که از هفته ها پیش خواهرم دوستای مشترکمون رو برا ناهار
دعوت کرده بود خونشون!
+ اون دسر (سیاهه) رو دیروز منو آبجی باهم درست کردیم، +
واقعا خوش گذشت!
روی هم رفته 8 نفر بودیم، البته قرار بود 10 نفر باشیم که
بخاطر برف دو نفر نتونستن بیان! جای همتون خالی بود،
اونقدر به من یکی خوش گذشته
بود که اصلا نفهمیدم کِی شب شد و بابا اومد دنبالم! واقعا بعد از محرم و صفر یه
همچین دلخوشی ای از واجبات بود!
اون ستاره
ها هم ایدۀ من بود ولی دیگه زحمت اونا و غذا و همۀ چیزای دیگه با آبجی بود!!
طبقه بندی: خاطرات، اتفاقات، توضیحات، حرف های جدید، حرف های قدیمی،
قالب ساز آنلاین |