معلوم الحال دوشنبه 26 شهریور 1397 01:51 ب.ظ نظرات ()
چند روزه که میخوام بیام پست بنویسم ولی دست و دلم به نوشتن نمیره. فقط پنل رو باز میکنم و به بخش خالی نظرات یه نگاهی میندازم و باز پنل رو میبندم!
خبر قبولی های ارشد دانشگاه هم خوشحالم کرده و هم ناراحت. 
رتبه تک رقمی داشتیم که به زور ابوریحان تهران قبول شده! اون وقت طرف با رتبه سه چهار رقمی و به لطف سهمیه ایثارگری پدرش تربیت مدرس! تربیت مدرسی که من استعداد درخشان رو بخاطر محلی بودن رد کرد یک عدد آقازاده که هم دانشگاهی من بود رو با معدل ۱۵ و رتبه سه رقمی جذب کرد! یه دانشگاه دارای رنکینگ بین المللی میتونه جلوی ورود دانشجوهای منطقه ای (سطح سه) و محلی (سطح چهار) رو بگیره اما سهمیه ای ها راهشون بازه ...
یکی دیگه از بچه هام با افتخاااااااار شیرازی شد! (دانشجوی دانشگاه شیراز). ایشون هم سهمیه پدر جانبازشون رو داشتن و توی دانشگاه تا دلت بخواد فساد کرد. حالام با خیال راحت میره ارشد و بعدش هم دکترا و سر کار ...

بعد منی که چهار سال از عمر و جوونیم رو گذاشتم و هیییچ غلطی نکردم به خاطر یه استاد عقده ای نتونستم با رتبه دو رقمیم سرکلاس ارشد بشینم و الان باید حسرت چیزایی رو بخورم که از دستشون دادم. هر روز توی گروه ها خبر قبولی این و اون رو بشنوم و سکوت کنم.

دو شب پیش یکی از همکلاسی های دبیرستان استاتوس گذاشته بود. به محض دیدنش استاتوسش بهش پیام دادم چون میدونستم اگه بزارم بره (عادت داره هر ند وقت واتس اپ و تلگرامش رو پاک میکنه و میره توی غار) دیگه پیداش نمیکنم! یخورده صحبت کردیم و فهمیدم با رتبه چهل و پنجش تهرانی شده! الان هم چند روزیه خونه برادرش میپلکه تا دانشگاه باز بشه. 

امروز هم مادرم از سحر میگفت. سحر هم سن و همکلاسی من بود. پدرش رو از دست داد. یک سال زودتر از من به دانشگاه رفت و الا هم علم و صنعت درس میخونه و مادرش تو فکره که دخترش رو بفرسته اونور چون به باورش اینور بمونه استعدادش هاش هرز میره ..


و من هنوز هیچم!
چهر سال بخاطر دانشگاهم دم نزدم 
الان هم بخاطر اینکه به جایی نرسیدم باید سکوت کنم!
این نظام رتبه بندی کنکور از همون اولش غلط بود. چون بعد از اون که بهمون گفتن بازنده دیگه هیچ وقت بازی رو نبردم. یک عمر باختم. هر چی رو که میخواستم به دست نیاوردم. چون به باور همشون من یه خنگ بی استعداد بودم که قرار نیست به جایی برسه!


یه خبر: تنها شانس باقی مونده من برای ارشد سهمیه استعداد درخشانم بود (چون به لطف استاد عزیزم ناچار شدم از پذیرش سراسری انصراف بدم!). از مرداد ماه اسم من به عنوان یکی از پذیرفته شدگان احتمالی توی سایت دانشگاه درج شد و بعدش دیگه هیچ خبری نشد. بارها زنگ و زدم و پرس و جو کردم. هنوز هیچ کس جوابگو نیست. یه روز میگن اسامی دست ما نیست. یه روز میگن شما پذیرفته شدی و یه روز هم میگن منتظر سازمان سنجشیم! ثبت نام ارشدی ها تموم شد و همه سر کلاس رفتن ! اما من کماکان منتظر تایید و ارسال اسامی از سازمان سنجش و هیات مرکزی گزینش دانشجوی وزارت عتف هستم!
یه حرف: اصلا دلم نمیخواد درس بخونم. اونم ارشد! چون حس میکنم هیچی بلد نیستم. هیییچی! من اصلا رشته م آموزش نبوده! :( اما اینکه یک سال بشینم هم برام قابل هضم نیست. من نمیتونم! من نمیتونم! من نمیتونم! 

* وزارت عتف: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری