جایی برای شعر ...
شعری برای تـــو ...
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
دوستت دارم

‏‎بیدار شدم

صبح شده بود

و چاره‌اى جز دوست داشتنت نبود

‏‎
هر کسی کاری دارد

حتی آدم‌هاى بیكار !

‏‎
این شغل من است ؛

دوستت دارم ...



‏‎محمدعلى بهمنی



در خواب تـــو ...

در خواب تـــو

بیدار بودم 

سرگردان و بیدار 

حتا همان لباس صورتی هم تنت نبود 

موهات دور صورتت... 

دیده‌ای ماه خرمن می‌زند ؟ 

آسمان مثل پرده‌های سیاه 

از دور صورتش فرومی‌ریزد 


دیده‌ای ؟
... 

نفس می‌زدی و من

 بین لب‌ها و سینه‌هات 

سرگردان بودم

 

گفتی کجایی ؟ 

گفتم سرگردانی

 قید زمان است ، نه مکان ...

 

 

عباس معروفی



 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات